
بنیادیترین مبنای حقوق بشر حق زندگیست. حق زندگی به معنای برخورداری از کرامت انسانیست؛ کرامتی شامل دسترسی به غذا، آموزش، بهداشت، امنیت، فرصتهای برابر و امکان تصمیمگیری آزادانه در بارهٔ سرنوشت فردی و اجتماعی و رفع تمامی نابرابریها و تبعیضهایی است که مسبب شرایط غیرانسانی جهان امروزند. فقر ساختاری، نابرابریهای عمیق اقتصادی، تبعیضهای سیاسی، قومی و جنسیتی، و جنگها و آوارگیهای گسترده، همگی نشان میدهند که تأمین و تضمین کرامت انسانی همچنان برای بخش عظیمی از مردم جهان رؤیایی دور از دسترس است. این رؤیا تنها زمانی محقق میشود که جهانشمولی حقوق بشر نه در کلام، بلکه در ساختارها، سیاستها و مناسبات جهانی نمود پیدا کند.

گودرز اقتداری: زُهران بدون ترس از مارک یهود ستیزی در شهریکه به جرات محل سکونت بیشترین تعداد و متمولترین یهودیان آمریکاست، پرچم مبارزه با نسلکشی نتانیاهو و دولت صهیونیست اسراییل را بلند کرد و با استقبال جوانان یهودی و سایر اقشار مترقی یهودی نیویورک علیرغم عدم حمایت حزب دموکرات پشت کومو نماینده اصلی نسل دموکرات های سنتی را بخاک مالید. تنها اباما بود که نه بعنوان اعلام حمایت حزبی بلکه فقط با پیام ارزوی پیروزی چند روز قبل از انتخابات به او تلفن کرد.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست