
بنیادیترین مبنای حقوق بشر حق زندگیست. حق زندگی به معنای برخورداری از کرامت انسانیست؛ کرامتی شامل دسترسی به غذا، آموزش، بهداشت، امنیت، فرصتهای برابر و امکان تصمیمگیری آزادانه در بارهٔ سرنوشت فردی و اجتماعی و رفع تمامی نابرابریها و تبعیضهایی است که مسبب شرایط غیرانسانی جهان امروزند. فقر ساختاری، نابرابریهای عمیق اقتصادی، تبعیضهای سیاسی، قومی و جنسیتی، و جنگها و آوارگیهای گسترده، همگی نشان میدهند که تأمین و تضمین کرامت انسانی همچنان برای بخش عظیمی از مردم جهان رؤیایی دور از دسترس است. این رؤیا تنها زمانی محقق میشود که جهانشمولی حقوق بشر نه در کلام، بلکه در ساختارها، سیاستها و مناسبات جهانی نمود پیدا کند.

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف میشد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعهای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی. و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلامگرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولتهای منطقه، خطر سرایت خود سازمانیابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل مهندسی.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.