
جامعۀ ایران امروز آمادۀ تغییر است. مسئولیت نیروهای سیاسی و اجتماعی آن است که با نگاهی مستقل، عقلانی و مسئولانه در کنار مردم بایستند و از مطالبات برحق آنان پشتیبانی کنند. همزمانی نارضایتیهای داخلی با فشارها و تحرکات خارجی، کشور را در وضعیتی حساس قرار داده است؛ از اینرو، حفظ استقلال مطالبات اجتماعی و پرهیز از پیوند خوردن آنها با پروژههای بیرونی، پیششرط هر مسیر کمهزینه و مؤثر برای تغییر است

شاید احمد چلبی، اختلاسگر بانک محکوم عراقی را به خاطر داشته باشید که ادعا میکرد در اوایل دهه ۲۰۰۰ اطلاعات “بسیار معتبری” از برنامه تسلیحاتی صدام حسین دارد و پس از حمله ۲۰۰۳ با یک کرسی در شورای موقت حکومت این کشور پاداش گرفت. یا محمود جبرئیل، استاد دانشگاه پیتسبورگ که در جریان حمله ناتو به لیبی که منجر به سرنگونی قذافی شد، رهبر «شورشیان میانهرو» لیبی شد. هر بار که ماشین جنگی برای بنزین زدن توقف میکند، کسی میخواهد سوار شود.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.