
باور ما این است که هم دستگیریهای وسیع و هم تصمیم و اقدام به آزادی زندانیان تحت لوای «عفو»، نتیجهٔ اقتدار و توان فزایندهٔ این جنبش است؛ جنبشی که در حیات ششماههٔ خود میهن ما و مطالبات، توان، انگیزه و روحیهٔ مردم را گامهای بلندی به پیش برده و نه تنها خواست و ارادۀ خود را به حاکمیت تحمیل کرده، بلکه نوید پایان نظام فقاهتی و گذار از جمهوری اسلامی را میدهد.

جمهوری اسلامی در کشتار و ترور مخالفین و دیگر اندیشان کشور ما پرونده سیاهی دارد و به ویژه، در کشتار ده ها نویسنده و اهل قلم، از خود چهره ای قرون وسطایی در ذهن جامعه ایرانی به جا گذاشته است، سخنگویان جمهوری اسلامی که در مجامع بین المللی سعی به مظلوم نمایی کرده و خودشان را قربانی ترور مخالفین داخلی جا می زنند, چرا تا کنون پشت پرده سیاه اعمال خود پنهان شده اند و نسبت به این عمل جنایتکارانه که علیه آقای سلمان رشدی انجام گرفت، موضع گیری نمی کنند؟ ما این حمله تروریستی, که حمله به آزادی بیان است را محکوم می نماییم.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.