شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۴:۳۸

شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۴:۳۸

خطاب به آقای سید محمد صادق خرازی و شرکاء

اما میتوان در جمله زیر با آقای خرازی موافق بود که میگوید :" رويكرد دولت، احزاب، مطبوعات و قاطبه مردم بين ترويست ها و جامعه اسلامي تفاوت قايل مي شوند". بر عکس وقتی میگوئید :"نظام فرهنگي و استراتژي سياسي ما به عنوان يكي از پرچم داران عقلانيت در دنياي اسلام بايست بر احياي انديشه تعامل و گفت وگو متمركز شود". به یقین میتوان گفت که با توجه به عملکرد و ترازنامه سی و شش سال نظام جهل و جنایت ولایت فقیه برایران، شک و شبهه بر سلامت و صداقت شما سایه می افکند.

آقای سید محمد صادق خرازی،رئیس شورای حزب “ندای ایرانیان” در گفتگوی خود با سایت خبری ـ سیاسی “شفقنا”(پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه)، پس از حوادث تروریستی ۷ ژانویه در پاریس علیه هفته نامه طنز ـ فکاهی “شارلی ابدو” که به کشته شدن ۱۲ نفر و دو مامور پلیس  ونیز در روزهای ۸ و۹ ژانویه به کشته شدن چهار نفر در درگیری خیابانی و گروگانگیری در یک سوپر مارکت توزیع کننده مواد غذائی “کشر” برای یهودیان مذهبی منجر شدند، اظهارات نادقیق و بغایت تنگ نظر ونادرست بیان داشت که حقیقتا در خور و شایسته  تعالیم برگرفته از مکتب حضرات است. خرازی دیپلمات با سابقه ایران در فرانسه(سفیر جمهوری اسلامی ایران در فرانسه ۲۰۰۲ـ۲۰۰۶) میگوید:” مدت هاست در فرانسه لاییک، اندیشه لایسیته، مظهر اسلام ستیزی مورد نقد است. اما بی تفاوتی نسبت به پدیده خشونت و داعش توسط غرب، این بحران را دامن زد تا جایی که امروز دو راه در پیش روی ممالک غربی برای نجات از ویروس تروریست است، یکی تمرکز روی حقیقت و باورها و اشتباهات گذشته و دیگری راه برون رفت منطقی و عدم رفتن به راه های خطا”. خرازی در ادامه افاضات خود می افزاید:” قبل از هر تحلیلی بایست محیط حادثه و عناصر و عواملی که منتج به واقعه شده را شناخت، فرانسه ذاتاً کشوری دین گریز است از آموزه های لایسیته، اگر نگوییم دین ستیزی ولی به قاطعیت می توان از واژه دین گریزی نام برد، از اهداف قانون استازی(آقای برنارد استازی در دوره ریاست جمهوری ژاک شیراک به ریاست کمیته بررسی تطبیق قانون لائیسیته و نوع برخورد با دختران دانش آموز محجبه و زنان مسلمانی که پوشش اسلامی بانقاب را برگزیده بودند و به نهادها و ادارات دولتی ورود میکردند، میباشد.استازی در سال ۲۰۱۱ در سن ۸۰ سالگی درگذشت.توضیح مختصر از من)، فقط نمی توان به ذات فرهنگی فرانسه پرداخت، اگر اهداف قانون استازی را دقیق مشاهده کنیم و به کنیه آن پی ببریم، هویت دینی و ماهیت مذهبی اقلیت ها را نادیده گرفته و همین امر باعث نوعی افراط تدریجی در میان فرانسویان غیر مسیحی شده است”. پیش از ورود به واکاوی، به زعم ایشان می پرسم چرا افراط گرائی در بین مسلمان رخ میدهد و بین مثلا بودائیها و غیره ظهور نمیکند؟

قبل از پرداختن به دیگر بخشهای گفتارش،لازمست پاراگراف فوق را با اتکاء به د اده های واقعا موجود در اسناد حقوقی و سیاسی فرانسه تبیین نمود تا بیش از این مورد سوء استفاده خرازی و شرکاء قرار نگیرد. لائیسیته در فرانسه نه با برنامه اسلام ستیزی و به طریق اولی علیه هیچ دینی در سال ۱۹۰۵ تدوین شد. بلکه تا پیش از این فرانسه بطور خاص وکشورهای اروپائی بطورعام ازدخالت و ترکیب نهاد دین مسیحیت و تعالیم غیر عقلائی و آسمانی در قلمرو سیاست دچار آنچنان تبعیض گرائی مدنی وسیاسی شده بودند که تداوم اجرای مطلق دیوان الهی دیگر برای عقل غیر قابل پذیرش بود. لائیسیته مقدم بر هر چیزعبارت است از به رسمیت نشناختن هیچ یک از ادیان(دین رسمی در قانون اساسی) توسط دولت و منع کردن دولت در تبعیت از هر یک از ادیان. یعنی ترجیع ندادن یک دین نسبت به دین دیگر. در عین حال حفاظت یک دین در برابر تعرض دین دیگر. 

اولین تفاوت کشور فرانسه با حکومتهای مذهبی که دین رسمی را درتارک قانون اساسی این نظامها نوشته شده، اینست که این کشور ها حق انتخاب نوع زندگی و رفتار فرد و شهروند را منوط بر اطاعت ازاصول دین گره زده و نوع افراطی این حکومتها تحمیل شریعت بر همه اعضای جامعه و در همه امور زندگی و انتخاب است. دومین تفاوت اینست که اعضاء و نمایندگان و کارمندان دولت

به هیچ وجه مجبور به اجرای مناسک و یا پوشش مذهبی در هیچ نهاد دولتی نیستند. و همچنین دولت مجبور به پرداخت حقوق به کشیش ها و یا دادن یارانه به نهادهای مذهبی نیست.

البته یک استثناء در منطقه “آلزاس و موزل” فرانسه وجود دارد که در دوره ای تحت تصرف آلمان بود و در زمان ناپلئون به فرانسه الحاق شد. و آنهم فقط به فقط محدود به تامین یارانه در حفاظت از کلیسا(کاتولیکها ،پروتستانها) و یا کنیسه یهودیان است. و بر پایه همین پیمان است که برای ساختمان مسجد بزرگ در استرازبورگ باهزینه ۴ میلیون یورو،۲۶ درصد بودجه آن از منابع دولتی و عمومی تامین شد.

در فرانسه حدود۲۲۴۸ مسجد و تکایا ودر هر منطقه ای حداقل یک تا ۲۰ مسجد و اماکن برای انجام وظایف دینی وجود دارد.

بنابراین هدف لائیسیته طراحی و سازماندهی جامعه مبتنی بر جدایی کلیسا و دولت است، و کلیساها از اعمال  قدرت سیاسی یا اداری و به ویژه در نظام آموزش منع شده اند.(اصل لائیسیته بودن دولت در ماده نخست قانون اساسی فرانسه در سال ۱۹۵۸،آورده شده است) .لائیسیته در فرانسه اصلی از اصول قانون اساسی است که قدرت سیاسی را از سازمان های مذهبی متمایز میکند و دولت باید نسبت به ادیان بی طرف باقی بماند و آزادی مذهب (تظاهرات مذهبی موظف به رعایت نظم عمومی هستند)  را تضمین می کند. بعلاوه این اصل تاکید بر آزادی وجدان دارد  و هیچ  جایگاه و امتیازی برای دیگری (مذهبی، الحادی، ،بی خدائی و یاانتخاب آزاد تفکر وفلسفه) قائل  نیست . بنابراین این اصل تضمین کننده ساختمان برابری در جمهورییت است. با این اشاره مختصر به لائیسیته میتوان با صراحت و برخلاف نظر آقای محمد صادق خرازی بیان داشت که لائیسیته مذهب ستیز و به زعم ایشان اسلام ستیز نیست. اما مانع از نفوذ دین در اعمال قدرت سیاسی و اداری است و ایده های معنوی و فلسفی را به حوزه های  وجدان فردی و آزادی عقیده وامیگذارد. این اصل جامعه فرانسه را عمیقا از اسارت به دیوان الهی و منادیان آن رها و متحول نمود.

آقای خرازی میگوید:فرانسه مهمترین و بزرگترین کشور اروپایی است که در درون خود مهاجرین مسلمان را جای داده است و از همه مهمتر دومین مذهب رسمی، پس از مسیحیت کاتولیک، اسلام است. “با اتکاء به این گفته ایشان، فرانسه از حضور مسلمانان نه تنها اباء ندارد بلکه پذیرای این جمعیت هم شده است. اما خطاء است گفته شود که اسلام دومین مذهب رسمی است. زیرا لائیسیته هیچ مذهبی را در قانون اساسی اش به رسمیت نمیشمارد. علاوه براین آقای خرازی هم مثل بعضی از احزاب نژاد پرست و ضد خارجی،با اتکاء به ارقام و آمار افرادی که از کشورهای مسلمان به فرانسه آمدند و یا دارای نام و یا نام خانوادگی برگرفته از فرهنگ اسلامی هستند(حدود ۴ میلیون نفر) را همسنگ و مترادف با معتقدین و پذیرش همه احکام اسلامی میداند. این در حالیستکه بر اساس داده های موجود بین ۱۰ تا۲۰ درصد مسلمانان هر روز به وظایف دینی مثل نماز و یاروزه مبادرت میورزند.

در فرانسه کسی با تغییر دین و یا گرویدن به اسلام موجب پیگرد و متهم به مرتد نمیشود. همانطویکه در ایران یک شهرون با گرویدن به مسیحیت و یا بخاطر بهائی بودن مرتد و محکوم به اعدام،زندان و مجبور به جلای وطن میشود.

آقای خرازی میگوید”اتفاقا القاعده، داعش و بسیاری از گروه های تکفیری و تروریستی از میان همین جوامع شروع به یار گیری می کنند، بر احساسات جوانان مسلط می شوند، بهشت موعود را در ذهن بی بنیاد آنان ترسیم می کنند و در واقع دو جامعه در برابر جوان مسلمانی قرار می دهند که هویتش منکوب شده؛ بهشت موعود و جامعه توحیدی و جهنم و جامعه کفر. به همین خاط ریشه چنین واقعه ایی، فقدان آموزش های دقیق دینی از حقیقت مذهب است”. ” در مقابل پیوند مدیا و صهیونیست یک پیام دیگری را در پیش پای مخاطبین قرار می دهد و آن هم فوبیا است، ما امروز با پدیده های فوبیایی روبرو هستیم؛ اسلام و فوبیا، ایران فوبیا و شیعه فوبیا، لذا دو راه در پیش روی ممالک غربی است، تمرکز روی حقیقت و باورها و اشتباهات گذشته و راه برون رفت منطقی و عدم رفتن به راه های خطا مهمترین مولفه نجات غرب از ویروس تروریست است”. استدلال متزلزل ایشان محدود به  یارگیری گروههای تروریستی از این کشورهاست که مقدم بر هر چیز باید از ایشان پرسید که محل زایش و بروز این گروه ها ازکدام کشورهاست؟ افغانستان،ایران،عربستان،عراق،سوریه .. .بیشترین تامین کننده نیروهای تروریستی چه کشور(ها) و با چه انگیزه ای هستند؟  در چه کشور و کدام نظام سیاسی برای ادامه جنگ مخرب و فرسایشی بین ایران و عراق، نوجوانان کم سن و سال را با تخدیر و تخدیش ذهن وبا وعده به بهشت موعود کلید بهشت را بر گردنشان آویخته وآنان را به دهان خشونت جنگ می سپرد؟ نظام تبعیض گرا در همه کشورهای اسلامی و ایجاد ترس(فوبیا) در دل شهروندان غیر مسلمان چنان شرایطی را بوجود آوردند که جمع زیادی از آنان با صدها سال زندگی در کنار دیگر پیروان مذاهب اسلامی، اینک مجبور به ترک کشورشان هستند. نظام ولایت فقیه اجازه شرکت یک ایرانی مسلمان سنی را نه تنها در بالاترین مقام دولتی نمیدهد بلکه حتی از ابراز و انجام فرایض دینی آنان در تهران جلوگیری میکند. از آن بدتر دراویش و دیگر اقلیتهای مذهبی در صورت بیان آشکار عقاید و علائق خود مورد سرکوب قرار میگیرند. مگر در همین فرانسه بین ایران و عربستان و قطرو.. در جلب طیفی از مسلمانا ن به شیعه ویا سلفی و تبلیغی رقابت نمیشود. مگر جمهوری اسلامی پولهای هنگفت را بویژه در روز تولد پیامبر مسلمانان و ماه محرم برای سینه زنی و عزاداری در فرانسه و بویژه در مسجد شیعیان و با هدایت سفارت ایران در شهر “لی لا”(۱)،نزدیک پاریس راه نمی اندازد؟ پس شیعه فوبیا،ادعائی آقای خرازی در کجاست؟ فرض کنیم سفارت فرانسه در ایران در پی نشست با مسیحیان ایرانی در یک کلیسا بشود و یا پیشنهاد ساختمان یک کلیسا در تهران بشود. آیا نظام جهل ولایت فقیه میتواند به این خواسته جواب مثبت دهد یا با بسیج مزدبگیرانش در مقابل سفارت شعار مرگ راه می اندازد؟

آقای خرازی میگوید: ” بی تفاوتی نسبت به پدیده داعش طی این دو، سه سال در عراق و سوریه نتیجه اش همین است که می شود و می بینیم، فرانسه متحد یهودی است و به همراه قطر… ، روی خود را در برابر هر جنایتی در سوریه و عراق برمی گرداند و به خاطر تنبیه بشار اسد نسبت به هر جنایت آشکاری سکوت اختیار می کنند، لذا نتیجه آن بی تفاوتی این وحشت و خشونت در خاک فرانسه می شود”. نخست اینکه شما به عمد موضوع صهیونیست،دولت اسرائیل و یهودیت را در یکجا خلاصه میکنید. در فرانسه انجمنهای همبستگی یهودی ـ فلسطین، شجاعانه از استقلال و تشکیل دولت فلسطین بسیار فعال هستند وهمیشه مورد شماتت و سرزنش صهیونیستهای طرفدار دولت اسرائیل قرار دارند. در مورد تنبیه بشار اسد باید گفت که چه کسی به خواسته و مطالبات به حق آزادیخواهان سوریه برای دموکراسی و دموکراتیزه کردن سوریه و پایان دادن به دیکتاتوری،جواب مثبت نداد و اینک کدامین کشورها با کمک به طرفهای درگیر به کشتار و ویرانی و آوارگی میلیونها سوری ادامه میدهند؟ آیا نظام ولایت فقیه با تفکر شیعه گری شریک جنایت در سوریه نیست؟

آقای خرازی میگوید: ” ترکیه و نخست وزیر آن که همه امکانات اطلاعاتی و لجستیک خود را در اختیار تروریست های داعش قرار داده در صف اول است و نتانیاهو جنایتکار جنگی نیز عملا خود را صاحب عزا معرفی می کند . “. مقدم بر هر چیز،کمک ترکیه که یکی از بزرگترین کشور مسلمان در منطقه خاورمیانه است و در دامن زدن به جنگ در سوریه در خط مقدم قرار دارد را باید در رقابتهای مذهبی و ژئواستراتژیکی ارزیابی کرد نه بیش از این.

آقای خرازی میگوید: “نظام آموزش گسترده فرانسه، بی فرهنگی و بی سوادی را رونق می دهد و چنین مقوله ای موجب می شود که جوانان و ساده لوحان اسیر دست گروهای تکفیری شوند”.

اگر قرار بود نظام گسترده فرانسه،بی فرهنگی و بیسوادی را گسترش دهد پس باید در انتظار بود که در آینده نزدیک صدها هزارنفر به گروهای تکفیری بپیوندد. خوشبختانه چنین نیست. اما این هم منتفی نیست که درصد بسیار کوچک با شکست در تحصیلات و یا دلایلی مثل شکست خانوادگی راههای خشونت را برگزینند. و این هم اجبارا به خانواده های “مسلمان” محدود نمیشود. مگر در خود ایران و بر اساس داده ها و اطلاعات موجود،میلیونها نوجوان ترک تحصیل نمیکنند؟ اینک  صعود درصد اعتیاد خانمانسوز، فحشا،گسترش زندان،اختلاس، سرکوب فرهیختگان و روزنامه نگاران و اقلیتهای دینی.. . در نظام مقدس ولایت فقیه،ایران را به سمت جامعه آنومی و چالش برانگیز سوق داده است.

اما میتوان در جمله زیر با آقای خرازی موافق بود که میگوید :” رویکرد دولت، احزاب، مطبوعات و قاطبه مردم بین ترویست ها و جامعه اسلامی تفاوت قایل می شوند”. بر عکس وقتی میگوئید :”نظام فرهنگی و استراتژی سیاسی ما به عنوان یکی از پرچم داران عقلانیت در دنیای اسلام بایست بر احیای اندیشه تعامل و گفت وگو متمرکز شود”. به یقین میتوان گفت که با توجه به عملکرد و ترازنامه سی و شش سال نظام جهل و جنایت ولایت فقیه برایران، شک و شبهه بر سلامت و صداقت شما سایه می افکند.

  1. LES LILAS  

تاریخ انتشار : ۷ بهمن, ۱۳۹۳ ۸:۵۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢