سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۳

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۳

مصاحبه و طریقت آقای فرخ نگهدار

ایشان با صراحت تائید نمودند كه به سوسیالیسم و ماركسیسم اعتقادی ندارد، بلكه فردی سوسیال دمكرات و اصلاح طلب می باشد، و اصولا ماركسیسم و تئوری انقلابی در جهان موضوعیت و كاربرد خود را از دست داده و پیروی از این ایده سرانجام به دیكتاتوری ختم خواهد شد

آنچه باعث نوشتن این نامه شده است دردهای بسیاری است که شاید بخشی از آن با رفقای فدائی خلق و جنبش چپ ایران مشترک باشد، و مطمئنا با ارائه چند پرسش و نقد نظرات آقای فرخ نگهدار نمی تواند پایان پذیرد، لذا سعی خواهم نمود بخشی از اعتراضات خود را نسبت به آقای فرخ نگهدار و همفکرانش در رهبری سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت مطرح نموده، و از ایشان می خواهم مسئولانه در مقام پاسخگویی برآیند.
برای اینکه به گذشته های دور نرویم، مطلب خود را از مصاحبه ای که در روز سه شنبه مورخه ۲/۶/۲۰۰۹ توسط آقای فرخ نگهدار در برنامه (به عبارت دیگر به مجری گری آقای عنایت فانی) بخش فارسی تلویزیون بی بی سی انجام گردید، آغاز می نمایم.
مجری برنامه از آقای فرخ نگهدار به عنوان عضو شورای مرکزی نام برد، و طی چند نوبت به صورت زیر نویس از او به عنوان عضو سازمان فدائیان خلق اکثریت یاد شده است.
در این مصاحبه آقای نگهدار با پرسشهای متفاوتی مواجه گردید، که پاسخهای او نه تنها باعث شفافیت در اعلام مواضع سازمان نشد، بلکه آشفتگی فکری او و بی ثباتی سیاسی در رهبری سازمان را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
در این مبحث سعی نموده ایم چکیده ای از مباحث طرح شده در این مصاحبه را بصورت فشرده تقدیم حضور نمائیم (برای تماشای این مصاحبه لطفا به سایت فارسی تلویزیون بی بی سی مراجعه نماید).
آقای نگهدار در این برنامه نظرات خود را با شعری از حافظ چنین آغاز نمودند:
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
ایشان گفته است از روزی که این شعر را مشاهده نمود در اکثر مواقع آنرا مد نظر و پیش روی خود داشته است، و در ادامه با صراحت تائید نمودند که به سوسیالیسم و مارکسیسم اعتقادی ندارد، بلکه فردی سوسیال دمکرات و اصلاح طلب می باشد، و اصولا مارکسیسم و تئوری انقلابی در جهان موضوعیت و کاربرد خود را از دست داده و پیروی از این ایده سرانجام به دیکتاتوری ختم خواهد شد، و در جایی دیگر به شکلی متناقض فرمودند: بخشی از وجود من مارکسیست و بخشی لیبرال می باشد، و این واقعیت وجود دارد که آزادی، دمکراسی با همگرایی جامعه به همراه سوسیالسیم در جهان امروز پذیرفته شده، و سیستم کشورهای اروپای غربی امروزی را الگوی خود قلمداد ، زیرا کمونیسم در عمل شکست خورده و سیستم بازار و آزادی مطلق نیز پاسخگو نیست.
ایشان بیان کردند: “در سالهای مهاجرت در اتحاد جماهیر شوروی شاهد سقوط آن سیستم ناکارآمد بوده است، زیرا اقتصاد دولتی و سیستم تک حزبی جواب نداد، و معتقد است که فروپاشی سوسیالیسم در شوروی بدلیل اشکالات اساسی آن سیستم بوده است و برخلاف رهبران حزب توده و برخی مارکسیتها نقش مخرب امپریالیسم و ضعف رهبری و یا خیانت گورباچف را کم اهمیت دانست.”
او بطوری کلی معتقد است چپ در کشور قدرتمند است، و بخشی از جنبش دانشجویی “چپ لیبرال اسلامی” نیز حضور دارد، و در سطح دنیا این جنبش چپ است که موتور متحرکه جنبشهای سیاسی و اجتماعی است، و منظور او از چپ تنها چپ مارکسیستی نیست، و بحران جاری در کشورهای سرمایه داری این ادعا را ثابت می کند که لیبرالیسم به تنهایی پاسخ نخواهد داد، و باید نقش دولت و مکانیسمهای نظارتی آن را از نظر دور نداشت.
مجری برنامه (آقای عنایت فانی) از ایشان سئوال نمودند با توجه به این اختلاف نظرات و تغییرات فکری، شما چرا در این سازمان چپ حضور دارید، اما آقای نگهدار با زیرکی پاسخی بدین پرسش ندادند!
مجری برنامه نظر ایشان را در رابطه با سند ارسالی رفقای داخل کشور بدین شکل جویا شدند که هواداران داخل کشور برای کنگره اخیر (کنگره یازدهم) سندی را ارسال نمودند که در آن به سیاستهای اشتباه رهبری در خارج کشور انتقاد شده، و گفتند که رهبری به بیراهه می رود، و خواستند سازمان مواضع و سیاستهای خود را تغییر دهد و به مارکسیسم و جنبش چپ باز گردد. آقای نگهدار در پاسخ فرمودند که آن تفکر در گذشته غلط بوده و در سازمان استبداد را حاکم می نمود، اکنون در سازمان ما نظرات متفاوتی وجود دارد، و من با آنها جدل خواهم کرد و این را باید با بحث و گفتگو ادامه دهیم، او اشاره کرده است که در سازمان تفکر سوسیال دمکراسی و سوسیالیسم دمکراتیک غالب است، و این دو دیدگاه تفاوت آنچنانی با هم ندارند!
در ادامه فرمودند: سازمان ما متشکل از معتقدین به مارکسیسم لنینیسم، سوسیال دمکراسی، سوسیالیسم و اعضایی نیز وجود دارند که به سوسیالیسم اعتقادی ندارند، و این امیدواری برای بسیاری از فعالین چپ بوجود آمده که به کشور سفر کنند و هم اکنون بسیاری از اعضای سازمان ما و اتحاد جمهوریخواهان مرتب به کشور تردد می کنند، و آزادانه در برنامه های سیاسی شرکت کرده ، مطلب می نویسند و صحبت می کنند و شرایط در کشور طوریست که او نیز امیدوار است در آینده بتواند به کشور سفر کند .
او بهمراه اتحاد جمهوریخواهان و دیگر همفکرانش سعی دارند بگویند که راه جامعه جمهوریت و اعتقاد به انتخابات آزاد است، و برنامه آنها به گفتمان مطالبه محور نزدیک است، و در مرحله بعد (انتخابات بعدی) امیدوار است که این گفتگو بتواند راه خودش را پیدا کند.
آقای نگهدار که خود را به همراه اعضای اتحاد جمهوریخواهان و بخش زیادی از اعضای سازمان اصلاح طلب معرفی نمود، در جواب این پرسش که “انقلابیون معتقدند اصلاحات بعد از هشت سال زمامداری اصلاح طلبان شکست خورده است” فرمود: این تفکر انقلاب و خشونت است که در کشور شکست خورده، و دورنمایی در تحولات کشور نخواهد داشت، این دو خط فکری (گزینه انقلاب و اصلاح طلبی تدریجی) از ابتدا در برخورد با حکومت اسلامی وجود داشته، ولی انقلاب و خشونت نتوانست موثر واقع شود، و هم اکنون جنبش اصلاح طلبی نیرومندترین جنبشی است که حکومت را به چالش گرفته است، و با مبارزه مسالمت آمیز و تدریجی می توان تغییرات و تحولات را از طریق تعامل و گفتگو پیش برد، و ترس حکومت از مردم و مردم را از دولت دور کرد و با بالا بردن فهم متقابل به آرامش و عشق ورزیدن رسید!

نگاه من به این مصاحبه
پرداختن به مقوله هایی همچون مارکسیسم، انقلاب، اصلاحات تدریجی، سوسیالیسم، علل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، لیبرالیسم، دمکراسی سازمانی و تاریخ مبارزات جنبش فدایی وقت و فرصت مناسبی را طلب می کند، و پرداختن بدان تنها کار یک فرد و گروه سازمانی نمی باشد.
با نگاهی به شخصیت و طریقت سیاسی آقای نگهدار در سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت می توان دریافت که او تا چه اندازه تحت تاثیر این شعر حافظ قرار گرفته، و چگونه سازمان ما نیز از تاثیرات آن بهره مند گردیده است.
واقعیت این است که ایشان با نیالودن خود به بد دیدن توانست رژیم جمهوری اسلامی را ضد امپریالیسم و هم اکنون بخشی از آن را بهمراه رفقای سازمانی و اتحادی (اتحاد جمهوریخواهان) خود اصلاح طلب و مدافعین تحولات دمکراتیک تدریجی در کشور ببیند و با ملامتهای بسیار به راهش وفادار مانده، و لابد خوش نیز می باشد و توانسته است کافرهای بسیاری را در جنبش چپ طی این سالها برنجاند، و خود را نزد دوست و دشمن شهره شهر نماید، و مطمئنا این شهره بودن او از پایبندی به شعر حافظ و عشق ورزیدن به خلق نبوده است، بلکه از طریقتی انحرافی می باشد که در سازمان ما و جنبش چپ اتخاذ نمودند.
آقای نگهدارشما فرموده اید که طی بیست سال اخیر (بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) دچار تغییرات و تحولات فکری بسیاری شده اید، و هم اکنون فردی اصلاح طلب و سوسیال دمکرات هستید، از اینکه اصلاح طلب هستید و به مارکسیسم و یا سوسیالیسم اعتقادی ندارد، و بخشی از وجودتان را معجونی از مارکسیسم و یا لیبرالیسم فرا گرفته است حق طبیعی شماست.
اما باید دید واقعیت آنست که شما می گوئید و چقدر به شعری که از حافظ یاد کرده پای بند بوده اید؟ آنطور که شما می گوئید و از سابقه مبارزاتی شما پیداست حداقل می توان گفت: از وقتی که برای کسب مقام عضویت در کمیته مرکزی یک سازمان مارکسیست لنینست به تقلب آرا متوسل شدید و از زمانی که به انشعاب اقلیت و اکثریت و دیگر انشعابات در سازمان دامن زدید و تا آنجا پیش رفتید که ناچار شدید اعضایی از رفقای سازمانی (رفیق هلیل رودی و …) را ترور شخصیت نمائید، و در نهایت مفقود شدن اسنادی که طبق مصوبات کنگره اول که می بایست تحویل کمیته حقیقت یاب (بررسی خطاهای رهبری و علل ضربات بر سازمان ) گردد، نشان می دهد که میراث داری وفادار به رفقای خود نبوده ای و همانطور که مجری برنامه (آقای عنایت فانی) گفتند همهء واقعیت را نمی گوئید.
شما از زمانی که سعی نمودید سازمان را منحل و یا در حزب توده ادغام نمائید برای چندمین بار نشان دادید که نه تنها به اصول دمکراتیک و کمونیستی اعتقادی ندارید، بلکه متاسفانه از ارزشهای اخلاقی رفیق جزنی و دیگر فدائیان خلق و جنبش چپ بهره ایی نبرده اید.
شما و دیگر رهبرانی که رژیم جمهوری اسلامی را ضد امپریالیسم معرفی نموده، و در مبارزه بین نیروهای ارتجاعی و لیبرالها از ارتجاع حمایت کرده، نه تنها باعث تضیف و تفرقه در جنبش چپ شدید، بلکه نشان دادید که نمی توانید مدافع حداقل حقوق دمکراتیک و لیبرالی نیز باشید.
ما اعتقاد داریم که انسانها در زندگی اجتماعی و سیاسی خود می توانند دچار تغییرات و یا تحولات شگرفی شوند، و این نیز همچون دیگر پدیده ها متناسب با منافع انسانی میتواند پویا و یا سیر قهقهرایی داشته باشد و شما نیز خارج از این روند نخواهید بود.
بعد از بیست سال مبارزه سیاسی (تا زمان فروپاشی شوروی) و چند سال مهاجرت اجباری شما پی بردید که سیستم موجود در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی دارای اشکالات اساسی است، و سرانجام همان علل داخلی باعث متلاشی شدن سیستم حکومتی در شوروی شد.
واقعیت اینست که آن سیستم بدون اشکال نبوده است، و اگر دخالتهای جدی امپریالیسم و ضعف مدیریت گروباچف و دیگر رهبران حزب کمونیست نبود، آن اشکالات می توانست اصلاح و رفع گردد و مصیبتی اینچنینی برای مردم شوروی و جامعه بین المللی اتفاق نیفتد، سئوال اینست، چرا به عنوان مسئول کمیته مرکزی سازمان پس از بیست سال به این موضوع اساسی رسیدید، و تا قبل از آن نظر دیگر رفقای چپ مخالف رژیم اسلامی و منتقد به اردوگاه سوسیالیستی را نفی، و یا به عنوان عوامل امپریالیسم از آنها یاد می کردید؟
سوسیال دمکراسی و دولت رفاه لیبرال مورد نظر شما چندین دهه قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی از نظر سیاسی و سیستم حکومتی راه انحطاط را پیمود، و باعث ظهور و تحمیل نازیسم و فاشیسم بر جامعه اروپایی و سپس ویرانی بخش عظیمی از جهان گردید. خطاهای سیاسی شما طی سی سال اخیرنتیجه همان التقاط فکری و عدم پایبندی به اصول مشخص مارکسیسم و یا لیبرالیسم می باشد که سعی دارید خود را در پس هر دوی آن پنهان نمائید.
شما تا یکسال پیش در بسیاری از مقالات و مجالس بدون قید و شرط از نقش مثبت بازار آزاد دفاع می کردید، و پس از بحران ساختاری در دنیای سرمایه داری رنگ عوض کرده، و هم اکنون خواهان نقش و کنترل دولت بر بازار آزاد شده اید. در حالی که در همین مصاحبه الگوی خود را دولتهای اروپایی می دانید که حامی انحصارات، شرکتهای بین المللی، صندوق بین المللی پول، جهانی شدن سرمایه و چپاول کشورهای کشورهای فقیرند.

چند پرسش
آقای نگهدار پاسخ شما به سندی (اخراج فرخ نگهدار از سازمان) که از طرف رفقای داخل کشور برای کنگره یازدهم ارسال شده است چیست، و به نظر شما چه عوامل و کسانی باعث شدند تا آن سند در کنگره مورد بحث قرار نگیرد؟
آقای نگهدار شما فرمودید که تفکر قبل (م ل) در سازمان منجر به استبداد و دیکتاتوری می شد، اما تاکنون نگفته اید راز ماندگاری شما در رهبری سازمان در گذشته و حال متوسل به چه ابزار و مکانیسمی بوده است؟
بر اساس کدام منطق و استدلال می توان همزمان بخشی از وجود شما مارکسیم و بخشی لیبرال باشد، آیا مارکسیم مبنای ایدئولوژی کمونیستها و لیبرالیسم پایه تفکر بورژوازی نیست؟
آیا مارکسیسم آلترناتیوی لیبرالیسم و نظام سرمایه داری نیست، و یا اینکه جناب مارکس زندگیش را وقف دفاع از سیستم سرمایه داری نموده است؟
آقای نگهدار همانطور که در این مصاحبه اعلام کرده اید، آیا حاضر خواهی بود با نمایندگانی از رفقای داخل کشور مناظره و جدلی آزاد و علنی در پالتالک و یا تلویزیون بی بی سی برگزار نمائید؟
در شرایطی که سیاست اتحاد جمهوریخواهان و سازمان (اکثریت) با هم مغایرتی داشته باشد، شما جانب کدام تشکل را خواهید گرفت و مجری سیاستهای کدامیک خواهید بود؟
سازمان ما (اکثریت) خود را سوسیالست معرفی می کند و اتحاد جمهوریخواهان تشکلی لیبرالی است، و در برنامه و دیدگاه مغایرتهای اساسی با هم دارند، آیا حضور شما و دیگر همراهانتان مخالف برنامه و اساسنامه سازمانی نیست؟
آقای نگهدار در شرایطی که رژیم اسلامی با شدیدترین شکل ممکن به منتقدین خود در داخل برخورد می کند، همفکران شما در سازمان و اتحاد جمهوریخواهان چگونه بعنوان بخشی از اپوزیسیون آزادانه به کشور تردد کرده و آزادانه در داخل سیاست ورزی می نمایند که دیگران از آن بی بهره اند؟
در حالی که روزانه ده ها فعال سیاسی و اجتماعی برای نجات جان خود از کشور خارج می شوند، آیا این لطف رژیم اسلامی و اطلاعات امام زمانیش چگونه شامل دوستان و رفقای شما می شود؟
آیا نباید طبق این اظهارات به چنین دوستان و رفقای سازمانی و اتحادی شما از لحاظ سیاسی و امنیتی شک کرد؟

صدای پای انقلاب
آقای نگهدار رژیم اسلامی و تمام جناحهای آن با تمام تفاوتهایی که دارند ضد اصلاحات و ضد انقلاب دمکراتیک هستند، طی سی سال گذشته ثابت شده است ساختار و ارکانهای این رژیم ضد مردمی و ارتجاعی است، شما باید بدانید اصلاحات بدست اصلاح طلبان حکومتی در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ خفه شد و در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بدست ارتجاع اسلامی (خامنه ای و رفسنجانی) شما به گور سپرده شد.
این صدای پای انقلاب دمکراتیک مردم مسالمت جوی ایران است که در کوچه و خیابانهای شهرهای ایران به گوش می رسد، صدای آن را بشنوید و با آن همراه شوید.
ضد انقلابیون تحمل شنیدن و دیدن آنرا نخواهند نشست و هزینه های بیشتر را بر مردم تحمیل خواهند کرد، مردم ایران سالهاست که این هزینه را به شکلهای مختلف پرداخته اند و دیر یا زود از این مرحله نیز گذر خواهند کرد.

یک درخواست
آقای نگهدار لطفا ترتیبی اتخاذ فرمائید تا ما بتوانیم در شرایطی آزاد و علنی مناظره و گفتگویی جدی در مورد مباحث تشکیلاتی و سیاسی مورد اختلاف داشته باشیم، زیرا سالهاست که اعتبار و ارزشهای جنبش فدایی شدیدا از طرف شما و همفکرانتان زیر ضرب قرار گرفته است.

تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد, ۱۳۸۸ ۷:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!