سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۸

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۸

نگاهی به وقایع ۳۰ خرداد ۶۰

سال‌ها قبل از انقلاب 57 چه در زندان‌ها و چه بیرون از زندان روابط مجاهدین خلق با دیگر جناح‌‌‌‌های مذهبی خصوصاً روحانیت رو به سردی گراییده بود. که در ادامه واقعه 30 خرداد 60 را به وقوع پیوست؛ واقعه‌ای که در تاریخ مبارزات سیاسی کشورمان یک حادثه بسیار غم‌انگیز و مصیبت‌بار بود، و مردم ایران همیشه سنگینی آن را بر دوش خود احساس خواهند کرد. بررسی این فاجعه نیازمند پرداختن و بررسی رویدادهای یک صد سال اخیر از مشروطیت به این طرف است.

بی‌‌‌‌شک واقعه ۳۰ خرداد سال ۶۰ نقطه عطفی در مبارزات دمکراتیک ایران و انحرافی از انقلاب ۵۷ محسوب می‌‌‌‌گردد. پرداختن به این موضوع و ریشه‌‌‌‌یابی علل آن هنوز هم نیاز مبرم جنبش دمکراتیک و عدالت خواهانه کشورمان است.

سال‌ها قبل از انقلاب ۵۷ چه در زندان‌ها و چه بیرون از زندان روابط مجاهدین خلق با دیگر جناح‌‌‌‌های مذهبی خصوصاً روحانیت رو به سردی گراییده بود. که در ادامه واقعه ۳۰ خرداد ۶۰ را به وقوع پیوست؛ واقعه‌ای که در تاریخ مبارزات سیاسی کشورمان یک حادثه بسیار غم‌انگیز و مصیبت‌بار بود، و مردم ایران همیشه سنگینی آن را بر دوش خود احساس خواهند کرد. بررسی این فاجعه نیازمند پرداختن و بررسی رویدادهای یک صد سال اخیر از مشروطیت به این طرف است. نمی توان تصادم خونین مجاهدین را با دیگر هم مسلکان مسلمان خود مورد کنکاش قرار داد، بی آنکه سلطه دیر‌‌‌‌پای شریعت‌مداران حوزه های علمیه را بخصوص در این صد سال اخیر از نظر دور داشت. هم‌چنین لازم است به نقش تعیین کننده جمهوری اسلامی و تصمیم آنان برای سرکوب مجاهدین خلق و دیگر نیروهای سیاسی، نقش امپریالیسم آمریکا در هدایت جمهوری اسلامی به سرکوب مجاهدین خلق، خطای رهبری مجاهدین خلق در درک توان و آرایش نیروها و اتخاذ تصمیم‌‌‌‌های فاجعه‌‌‌‌بار توسط آن‌ها و همچنین اشتباه‌‌‌‌های نیروهای سیاسی از جمله چپ در برخورد منطقی با این موضوع باید پرداخت.

انقلاب مشروطیت تا حدودی توانست سلطه روحانیت را لگام زند، ولی متأسفانه به خاطر محدودیت‌های تاریخی و ضعف نیروهای نوین اجتماعی در جهت کاربست نظراتشان در راستای جدایی دین از حکومت، در نهایت مجبور به نوعی مصالحه با روحانیت در تدوین قانون اساسی شدند. و از التقاط قانون کونستیتوسیون فرنگی با قوانین اسلامی ملغمه‌‌‌‌ای را عرضه کردند، که در بطن خود حامل دوگانگی لائیستیسیته و مشروعه بود. این موضوع همان موقع هم داد خیلی از روشنفکران ترقی خواه را درآورد. آنان بارها فریاد برآوردند؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌“این مشروطه سر از جای دیگری در خواهد آورد.‌‌‌‌‌‌“ سرشت اساساً مذهبی روشنفکران و پیشروان جریانات سیاسی ایران عامداً حافظه تاریخی – سیاسی جامعه معاصر را خدشه‌‌‌‌دار و از انتقال تجارب نسل‌های گذشته به نسل‌‌‌‌های بعدی جلوگیری کرد. عدم آگاهی کافی از اندیشههای نوین و ممنوعیت انتشار تحقیقات علمی در بارۀ تاریخ اسلام و دین، زمینه را برای رشد باورهای غیر علمی باز گذاشت.

روشنفکران مذهبی که نتوانسته بودند خود را از قیود باورهای ایده‌‌‌‌‌‌‌‌آلیستی رها سازند، در برابر سیل بنیان‌‌‌‌افکن یافته‌‌‌‌های علمی و دستآوردهای علوم اجتماعی سعی در نزدیک‌سازی علم با متافیزیک داشتند. روشنفکران مذهبی رادیکال از اختلاط دین (اسلام) با مارکسیسم درپی یافتن راه‌‌‌‌حلی بر دوگانگی حاکم بر باورهای خود بودند. البته این دوگانگی صرفاً مختص روشنفکران مذهبی نبود. مارکسیست‌‌‌‌های ایرانی هم که هنوز نتوانسته بودند بین اعتقادات قبلی و باورهای نوین خود مرزها را ترسیم نمایند، به نوعی حامل این دوگانگی بودند. اینان نیز گاهاً با عاریه‌گیری از ایده‌آلیسم و عدم مرزبندی مشخص با دین و ناآگاهی از تعالیم اجتماعی اسلام، در روند مبارزه دچار انحراف شدند. در این مورد نقش حزب توده ایران در ایجاد توهم نزدیکی ماتریالیسم و ایده‌آلیسم، و شبیه جلوه دادن تعالیم اجتماعی اسلام با سوسیالیسم، مؤثر بود.

حزب توده ایران در سال ۱۳۲۵ با اعلام اینکه ‌‌‌‌‌‌“هر گونه عناد و مخالفت با دین اسلام را ابلهانه قلمداد می‌نماید، …‌‌‌‌‌ ‌‌“ نقش خود را در زدودن توهمات مذهبی جامعه و بخصوص جامعه روشنفکری به فراموشی سپرد. این سیاست منجر به حمایت از جریانات سال ۴۲ و نهایتاً از روحانیت حاکم در انقلاب ۵۷ گردید. بطوری‌که رفیق احسان طبری در مقاله‌‌‌‌ای به‌ ‌نام “سوسیالیسم و اسلام‌“ می‌‌‌‌نویسد: ‌‌‌‌‌‌“عده‌‌‌‌ای تنگ نظر از قرابت اسلام و سوسیالسم در هراسند.‌“ این توهم در بین سایر نیروهای چپ نیز کما‌‌‌‌بیش دیده می‌‌‌‌شد، رفیق مصطفی شعاعیان در سال ۱۳۴۳ اعلام می‌‌‌‌کند: ‌“برای مبارزه با رژیم شاه باید به روحانیون و شبکه گسترده آنها یعنی مساجد در شهرها و روستاها تکیه زد و از موقعیت اجتماعی این قشر به نفع حرکات توده‌ها استفاده نمود.“ سال‌ها بعد بزرگ‌‌‌‌مردی چون خسرو گلسرخی در دادگاه تاریخی‌‌‌‌اش اعلام می‌دارد: ‌“از عدالت اجتماعی اسلام به سوسیالیسم رسیده‌ام.“ تمامی این عبارات حاکی از عدم آشنایی کافی آنان از تاریخ ایران و اسلام و از تعالیم و آموزه‌‌‌‌های اجتماعی اسلام است. در خوشبینانه‌ترین حالت ناشی از ضعف آنان در انطباق دستآوردهای علمی- مارکسیستی با واقعیات جامعه‌‌‌‌ بوده است.

تأثیر مذهب به خصوص شیعه‌گری در اکثر این مبارزین به وضوح آشکار بود. حقیقتاً در بریدن آنان از اسلام و گرویدن‌‌‌‌شان به مارکسیسم عنصر نقد علمی و آگاهی بهای لازم را نداشته است. جلال آل احمد نمونه خوبی در این خصوص می‌‌‌‌تواند باشد؛ وی که در یک خانواده مذهبی و آخوندی پرورش یافته بود تا مدیریت نشریه مردم ارگان رسمی حزب توده ارتقاء می‌یابد؛ و در بازگشت به خویشتن خود را “خسی در میقات‌“ می‌‌‌‌یابد.

——————-

این مطلبی را زنده یاد، رفیق سیف اله اکبری (عمو سیف)  …

تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد, ۱۳۹۸ ۹:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما