سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۰۴

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴

همبستگی ملی ایرانیان، از راه گفتگو و تعامل می گذرد و نه تهدید!

امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه دو حزب کردستان ایران، قبل از اینکه بر اساس مندرجات و واقعیت های موجود در توافقنامه اظهار نظر بکنند، و آنرا به نقد بشکند. بیشتر بر اساس ارزیابی ها بهتر است بگویم پیشداوری های تاریخی و خود ساخته در نفی و علیه توافقنامه قد علم کرده اند. با توسل به فاکت های واقعی و غیر واقعی تاریخی ایران باستان نمی توان به حل واقعیت های جان سخت امروزین که قبل از همه یک مسئله سیاسی در کشورمان است، اقدام کرد.

Getting your Trinity Audio player ready...

اخیرا جمعی از روشنفکران و فعالین سیاسی در مخالفت با توافقنامه حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران بیانیه ایی منتشر کرده اند و همچنان در پی جمع آوری امضاهای جدید علیه این توافقنامه هستند.

توافقنامه این دو حزب کرد ایرانی که قدمت تاریخی نزدیک به ۷۰ و ۳۵ ساله دارند، در عین استفاده از ترم ها و مفاهیم تعریف نشده و کلی از جانب آنان که سوتفاهم هایی را در سطح جنبش سیاسی ایران بوجود آورده است، اما پیش از همه حاوی این پیام است که احزاب تاریخی کرد با توجه به تجربه های تلخ و شیرین خود، تصمیم گرفته اند، مسایل فیمابین را از راه گفتگو و تعامل با اتکا به نقاط مشترکشان حل و فصل نمایند.

آنجائی که به ارایه راه حل برای حل مسئله ملی-قومی در ایران بر می گردد، هر دو حزب کردستان ایران “بر این باورند که بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، تحقق دمکراسی و حقوق ملی ملیت‏های ایران، به ویژه ملت کرد تحقق نخواهد یافت. همچنین دو طرف بر این باورند که نظام سیاسی آینده ایران لازم است سیستمی سکولار، دمکراتیک و فدرال باشد. از همین رو، ضروریست که هر دو طرف در نشست‏های خود با اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بر این نکات اصرار ورزند” (بند یک توافقنامه)

اگر چه این دو حزب در مقدمه توافقنامه از ترم ناروشن و توضیح داده نشده “جنبش رهایی‏ بخش ملت کرد در کردستان ایران” استفاده کرده اند، اما در جای جای توافقنامه هم بر احزاب کرد ایرانی بودنشان تاکید دارند و هم در بند بند توافقنامه اشان بر “انتخابات آزاد” و احترام و گردن نهی به “صندوق رای” و اعتقاد عمیق بر “گفتگو و آزادی بیان و…” بر “جدائی دین از نهاد دولت” و… تاکید می کنند. اینها ترم ها و مفاهیمی هستند که مورد توافق تمامی جنبش دمکراسی خواهانه سراسر مردم ایران هستند.

این البته حقیقت است که در میان روشنفکران و فعالین سیاسی ایرانی در موضوع حل مسئله ملی-قومی در عرصه نگاه برنامه ایی و سیاسی اختلاف است. اما مهمتر از اختلاف،چگونگی برخورد به این اختلافات و پیدا کردن راه گفتگو و تعامل میان جریان های سیاسی است.

بحث من با امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه دو حزب کردستان ایران این نیست که چرا انتقاد و نقد و حتی نگاه نفی گرایانه به توافقنامه دو حزب کردستان ایران دارند. بعلاوه در میان امضاء کنندگان این بیانیه  به نام دوستانی بر می خوریم که به گواهی نوشته هایشان در باره مسئله ملی-قومی، امضا آنان فقط باعث تعجب  باید باشد.

نویسندگان و امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه دو حزب کردستان ایران جدا از هر نیتی که داشته باشند. بر خلاف ادعای شان مبنی بر دفاع از یکپارچگی ایران آنان هیچ کمکی به حفظ و دفاع از تمامیت ارضی و نزدیکی و همبستگی ملی ایرانیان نکرده که هیچ، بلکه به تفرقه و صف آرائی بیشتری در میان روشنفکران ایرانی دامن زده اند. اگر امضا کنندگان خواهان همبستگی و اتحاد تمامی مولفه های تشکیل دهنده ایران هستند، کردها هم جزو ایرانیان هستند. بدون بوجود آوردن احساس مثبت در آنها، حرف زدن از همبستگی ملی ایرانیان هیچ فونکسیون عملی نخواهد داشت. یک نگاهی به مطالب منتشر شده  در سایت ها و نشریات از جانب فعالین کرد و روشنفکران غیر کرد معتقد به حل دمکراتیک مسئله ملی-قومی، نشان می دهد که این تاخت و تاز سوار بر تومار کدام احساس را در میان کردها و فعالین حرکت های ملی سایر ملیت ها و اقوام ایرانی بوجود آورده است! 

امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه می توانند با فدرالیسم برای آینده ایران مخالف باشند و نیز می توانند با فدرالیسم ارایه شده از طرف احزاب کردی مخالفت کنند. اما تماما سازمان دادن یک حمله تمام عیار به احزاب کردی که بر سر یک سری مسایل فیمابین با هم به توافق رسیده اند، چه کمکی به گفتمان دمکراتیک مابین ایرانیان می کند؟ بجز بستن راه گفتگو و تعامل و تسامع بین تمامی مولفه های ایرانیان برای حل دمکراتیک مسئله ملی-قومی در چارچوبه ایرانی واحد و دمکراتیک؟

مسئله ملی-قومی در ایران یک واقعیت است و برای حل آن راه حل های متفاوتی از سوی فعالین و احزاب سیاسی ارایه می شود. اما شمشیر کشیدن بر طرف مقابل هیچ کمکی به روال یابی گفتمان ملی و حل دمکراتیک مسئله نمی کند. مسئله با طومار جمع کردن، حل نمی شود. چرا که در این اختلاف، طرفین مختلف وجود دارند. هر کدام متکی بر پایگاه اجتماعی معین هستند. طرفین هم می توانند طومار جمع بکنند و در مقابل صف آرائی نمایند. کما اینکه شروع هم شده است. متاسفانه امروز با طومار صف آرائی صورت می گیرد، و پرسیدنی است در آنجائی که باید تصمیمی فراتر از طومار و امضا باید گرفته شود، دوستان در کجا خواهند ایستاد؟ تجربه های تاریخی خیلی تلخی در این تاریخ پر درد کشورمان در همین رابطه نهفته است.

امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه دو حزب کردستان ایران، قبل از اینکه بر اساس مندرجات و واقعیت های موجود در توافقنامه اظهار نظر بکنند، و آنرا به نقد بشکند. بیشتر بر اساس ارزیابی ها بهتر است بگویم پیشداوری های تاریخی و خود ساخته در نفی و علیه توافقنامه قد علم کرده اند. با توسل به فاکت های واقعی و غیر واقعی تاریخی ایران باستان نمی توان به حل واقعیت های جان سخت امروزین که قبل از همه یک مسئله سیاسی در کشورمان است، اقدام کرد. حل مسایل سیاسی راه حل های سیاسی می طلبد، با شمشیر کشیدن و با تحریک احساسات بخش هایی از مردم  علیه بخشی از نیروهای سیاسی کشورمان نمی توان به حفظ تمامیت ارضی ایران و همبستگی ملی ایرانیان کمک کرد.

تجربه تاریخی ایرانیان، بویژه مبارزات مناطق ملی-قومی کشورمان بعد از انقلاب مشروطیت به این طرف، نشان می دهد که هر آنجائی که بخشی از روشنفکران در مواجه با خواسته ها و مطالبات حرکت و جنبش های مناطق ملی-قومی به ترم “حفظ تمامیت ارضی” برای مخالفت با آنان متوسل شده اند، جز همراهی و در خوشبینانه ترین حالت جز سکوت در برابر سرکوب حکومت های مرکزی حاصلی نداشته است. بیانیه علیه توافقنامه دو حزب کردستان ایران با توسل به “تاریخ باستان ایران” و دفاع احزاب کردی از فدرالیسم برای حل مسئله ملی-قومی برای کشورمان، به این نتیجه رسیده و حکم و اتهام “تجزیه طلب و استقلال خواه”  را متوجه این دو حزب کردستان ایران و در حقیقت به تمامی کسانی که از فدرالیسم دفاع می کنند، صادر کرده اند.

از نظر من امضا کنندگان و نویسندگان و تدارک دیدگان جمع آوری امضا علیه توافقنامه احزاب کردستان ایران، هم بلحاظ سیاسی و هم بلحاظ اهدافی که برای “حفظ تمامیت ارضی ایران” اعلام کرده اند، مرتکب اشتباه فاحشی شده اند. اقدام امضاکنندگان بیانیه علیه توافقنامه با ارایه درکی تنگ نظرانه از این چالش بسیار حساس میهنمان ایران، در نزد افکار عمومی حاکم بر فعالین ملی-قومی کشورمان از آنها چهره هایی نه در جهت حل مسئله ملی-قومی، بلکه چهره هایی متکی بر ناسیونالیسم سرکوبگر ایرانی و مخالف مطالبات و خواسته های فعالین مناطق ملی-قومی و در تحلیل نهائی قرار گرفتن در کنار استبداد و حکومت مرکزی برای سرکوب جنبش ها و حرکت های ملی-قومی ساخته است. اگر چه کمترین تردیدی هم ندارم که بخشی از امضا کنندگان بیانیه علیه توافقنامه احزاب کردی، اصلا آنگونه نیستندکه با این بیانیه چهره  کرده اند نمائی شده اند.

این حرکت و انتشار این بیانیه بشدت به ضرر جمهوریخواهان و تمامی روشنفکران و فعالین سیاسی و جنبش دمکراسیخواه مردم کشورمان است. انتشار این بیانیه نه تنها کمکی به همبستگی ملی ایرانیان و حفظ و تحکیم مبانی حفظ دمکراتیک تمامیت ارضی ایران نکرده و نخواهد کرد، بلکه در همین مدتی که انتشار یافته نشان از تفرقه و ایجاد نقار ملی در میان ایرانیان دارد. هیچ کس حق ندارد که برای حل دمکراتیک مسئله ملی-قومی در ایران هیچ کدام از مولفه های تشکیل دهنده ملت ایران را به دلخواه حذف بکند.

تاریخ انتشار : ۲۳ شهریور, ۱۳۹۱ ۱:۰۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»