سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۴۰

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰

هنوز از گریه لبریزم، بمان – ای شب!

دمی دیگر: که بر گلبرگِ یادِ او فشانم شبنمی دیگر...

گفت: مادر خمینی کمرم را شکست. عباس پسر سومش بود و اما بچه ی چهارم بود بین 7 بچه اش. باقر بچه پنجمش بود. هنوز دیپلمش را نگرفته بود که اعدامش کردند. با مادر میرفتم امیر بنده سر قبر باقر، سنگی نداشت اجازه نداشتند سنگ بگذارند پلاستیک سیاه و ضخیمی رو قبر اعدامی ها بود که سالی یکی دو بار خانواده ها عوضش می کردند. مادر با حوصله آن پلاستیک را می شست و با مهر انگار که پسرش را نوازش می کند خس و خاشاک را می زودود و حرف میزد و می گفت: پاشو پسر عروس اومده. تی دربدرعروس بومده! پاشو وَچه!!!

امروز ۷ صبح ۲۱ آذر ماه ۱۳۹۰ مادر عباس پر کشید و رفت. من ماندم و یادها و خاطره ها. سال ۶۲  تازه اردواج کرده بودم در گیر و دار بگیر و ببند ها بود. با عباس برای اولین بار رفتیم شمال مادر را که دیدم جثه ای کوچک داشت پوستی سفید؛ اما در باغ های چایی زیر تابش آفتاب  که چای می چید لپ هایش گُل می انداخت صورتی گُل بهی می شد. زیبا بود. اما همان زمان هم کمرش خمیده بود با اینکه ۵۱ ساله بود. جسد پسر کوچکش باقر منشی رودسری را در مهرماه ۱۳۶۰،  10 روز پس از دستگیری داده بودند و گفته بودند شبانه مبیرید خاک می کنید با گورکن نباید بیشتر از ده نفر باشید. شبانه به خاکش سپرده بودند. خواهر شوهرم اما سربند خون آلود برادرش را از سرش باز کرده بود و نگاه داشته بود بعدها چندین بار به من نشان داد. وقتی بعدها دخترم به دنیا آمد و پرسید مادر بزرگ چرا کمرت خمیده است؟ گفت: مادر خمینی کمرم را شکست. عباس پسر سومش بود و اما بچه ی چهارم بود بین ۷ بچه اش. باقر بچه پنجمش بود. هنوز دیپلمش را نگرفته بود که اعدامش کردند. با مادر میرفتم امیر بنده سر قبر باقر، سنگی نداشت اجازه نداشتند سنگ بگذارند پلاستیک سیاه و ضخیمی رو قبر اعدامی ها بود که سالی یکی دو بار خانواده ها عوضش می کردند. مادر با حوصله آن پلاستیک را می شست و با مهر انگار که پسرش را نوازش می کند خس و خاشاک را می زودود و حرف میزد و می گفت: پاشو پسر عروس اومده. تی دربدرعروس بومده! پاشو وَچه!!! و با حسرت آه می کشید. می گفت: عروس اول خیلی بی تابی می کردم اما حالا دیگه جلو بچه بی تابی نمی کنم نمی خواهم فکر کنند من همین یک بچه را داشتم. شمع ها را که از همان اول روشن کرده بود محافظت می کردیم که باد خاموش نکند و پس از ساعتی برمی گشتیم. بعدها که عباس را اعدام کردند. با هم که میرفتیم امیربنده سر خاک باقر خس و خاشاک را پس میزد اما بخاطر بی تابی من کمتر حرف میزد فقط با نگاهش منو نگاه می کرد و آه می کشید! چند ماه پس از عباس هم ساک دامادش بهروز یوسف پور لزرجانی را دادند. حکمش تمام شده بود. مادر همیشه می گفت: مادر من از این زندان ها می ترسم یک شب اینا رو بذارن سینه دیوار!!! خواهر شوهرم هم که همه اش از عزیزانش یک یادگاری برمی داشت از باقر سربند خونینش، از عباس پیراهنش اما وسایل شوهرش را ندادند … حالا مادر رفته است و من ماتم زده خاطراتم را می کاوم.

تاریخ انتشار : ۲۱ آذر, ۱۳۹۰ ۱:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا