سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۴

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۴

پیِرامون رویدادهای قرقیزستان

مشکل قرقيزستان، وجود تعدادی فاميل و طايفه های نيرومند هم در جنوب و هم در شمال اين کشور است، و هر بار که نماينده يکی از اين فاميل ها قدرت را در اين کشور به دست می گيرد، راه ورود به کريدورهای قدرت و صندلی های وزارت و رياست، بر ديگر طايفه ها بسته می شود

پنج سال پیش در چنین روزهایی تحولاتی در صحنه سیاسی کشور قرقیزستان بوقوع پیوست که با نام “انقلاب لاله ها” شهرت یافت. از آنجایی که “انقلاب لاله ها” در فاصله زمانی اندکی پس از “انقلاب نارنجی” در اکرایین و “انقلاب گل رز” در گرجستان، بوقوع پیوست، در اذهان بسیاری از ناظران مسایل پیرامون جمهوری های نوبنیاد، این شبهه را بوجود آورد که دامنه انقلابات رنگین تا آسیای میانه گسترش یافته است و بزودی شاهد تغییراتی اساسی در صحنه سیاست این منطقه خواهیم بود. این نظریه اما در حد آرزو باقی ماند و حتا خود قرقیزستان که از آن به عنوان سمبل و سرمشق دموکراسی در منطقه یاد می شد، حتا از بهار ۲۰۰۵ نیز عقب تر رفت و این بار تحول با خشونت به پیش رفت و هنوز تضمینی قطعی برای عدم تداوم آن نیز وجود ندارد.

آیا می توان گفت که “فقط در این ۵ سال” مردم به پس رفتند و سطح فرهنگ سیاسی تا بدانجا نزول کرد که سرنوشت حکومت با حمله توده “مست از ودکا” رقم خورد و این “توده مست” توانست حکومت کورمان باقی اف را در هم شکند؟ پاسخ آری به این پرسش را یا در ساده کردن قضایا و یا بی اطلاعی از آنچه که در این کشور می گذرد، می توان ارزیابی نمود.

در ابتدا باید بر این نکته تاکید نمایم که اگر در وقایع بهار ۲۰۰۵ قرقیزستان، خشونت و ویرانگری آن گونه که در روزهای اخیر شاهدش بودیم، شکل نگرفت، دلیل اصلی آن را در شخصیت لیبرال منش عسگر آقایف، رئیس جمهور وقت این کشور باید دید؛ او که از نظر علمی یک فیزیکدان بود، با وجود ۱۵ سال نشستن بر اریکه قدرت، اما هرگز خصائل یک دیکتاتوربا تعریف کلاسیک آن در ادبیات سیاسی را نداشت، و به همین دلیل نیزاز۲ راه مقاومت و سرکوب مردم و یا ترک قدرت، دومی را انتخاب نمود و “انقلاب لاله ها” بدون خونریزی بوقوع پیوست.

این بار اما، کورمان باقی اف دست به مقاومت زد و چون حتا خود نیروهای اپوزیسیون برنامه مشخصی برای این روزها نداشتند، این بار “خیابان و توده” بدون برنامه و رهبری، در پی یک شورش کور، سکان را بدست گرفت و ویرانی ببار آورد که منجر به کشته و زخمی شدن بسیاری نیز گشت.

در واقع باید گفت که قرقیزستان با چند مورد اساسی درگیر است. مهم ترین آنها اهمیت ژئوپلیتیک این کشور است که در میان چین و قزاقستان و ازبکستان و تاجیکستان قرار دارد؛ روشن است که هرنیروئی که در این کشور حکومت را بدست می گیرد و قصد تامین زندگی آرام و صلح آمیز برای مردم کشورش را دارد، باید با هنرمندی بسیار، با حفظ منافع ملی، تامین کننده حداقل رابطه دوستانه با کشورهای همسایه اش نیز باشد، ضمن آن که وجود پایگاه هوایی ارتش آمریکا در این کشور را نیز نباید قراموش نمود. این پایگاه و مبالغ هنگفتی که آمریکا از بابت کرایه این پایگاه به حکومت قرقیزستان می پردازد، بارها مورد استفاده و تبلیغ از جانب هم مقامات حکومتی و هم اپوزیسیون قرار گرفته است. بسیاری از تحلیلگران، وجود این پایگاه هوایی را دلیلی می دانند بر حمایت فعال روسیه ازبرکناری حکومت باقی اف از قدرت؛ شاید در ظاهرامر نیز چنین باشد، اما فراموش نکنیم که برای روسیه، قرقیزستان آرام، متحد و یک پارچه، مهمتر است از قرقیزستان چند تکه و نا آرام و آشوب زا.

مشکل دیگر قرقیزستان، وجود تعدادی فامیل و طایفه های نیرومند هم در جنوب و هم در شمال این کشور است، و هر بار که نماینده یکی از این فامیل ها قدرت را در این کشور به دست می گیرد، راه ورود به کریدورهای قدرت و صندلی های وزارت و ریاست، بر دیگر طایفه ها بسته می شود. آنچه که تا این لحظه دولت موقت را ازدوران عسگر آقایف (از شمال) و کورمان بیک باقی اف( از جنوب)، متمایز می سازد، رئیس و سخنگوی دولت موقت، خانم رزا آتونبایوا است که به هیچ طایفه بزرگی وابستگی ندارد و به دلیل داشتن نقطه نظرات دموکراتیک از یکسو و ازسوی دیگربودن در مقام وزارت امورخارجه در گذشته، به دولت موقت، وجهه ای قابل قبول در میان مقامات و افکار عمومی جهانی، عرضه می کند. اما آیا طوایف قدرتمند شمال و نیزجنوب “زخم خورده” از وقایع اخیر، توان تحمل این چهره هیچ سویه را برای مدت زمان طولانی خواهند داشت یا خیر، به میزان زیادی بستگی خواهد داشت به ترکیب کابینه و پارلمان آینده و نیزرئیس جمهور آتی، که تامین کننده منافع نه تنها یک فامیل و یا طایفه ، بلکه تضمینی باشد در راستای منافع بیشترین نیروهای واقعن موجود در میدان سیاست کنونی قرقیزستان. اما آنچه که تعیین کننده است، توافق آمریکا و روسیه، برای حفظ پایگاه های نظامی شان در قرقیزستان و نیز راضی نگهداشتن ازبکستان و قزاقستان، از حاصل توافق به دست آمده، خواهد بود.

تاریخ انتشار : ۲۳ فروردین, ۱۳۸۹ ۶:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!