یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۳۲

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۳۲

پیِرامون رویدادهای قرقیزستان

مشکل قرقيزستان، وجود تعدادی فاميل و طايفه های نيرومند هم در جنوب و هم در شمال اين کشور است، و هر بار که نماينده يکی از اين فاميل ها قدرت را در اين کشور به دست می گيرد، راه ورود به کريدورهای قدرت و صندلی های وزارت و رياست، بر ديگر طايفه ها بسته می شود

پنج سال پیش در چنین روزهایی تحولاتی در صحنه سیاسی کشور قرقیزستان بوقوع پیوست که با نام “انقلاب لاله ها” شهرت یافت. از آنجایی که “انقلاب لاله ها” در فاصله زمانی اندکی پس از “انقلاب نارنجی” در اکرایین و “انقلاب گل رز” در گرجستان، بوقوع پیوست، در اذهان بسیاری از ناظران مسایل پیرامون جمهوری های نوبنیاد، این شبهه را بوجود آورد که دامنه انقلابات رنگین تا آسیای میانه گسترش یافته است و بزودی شاهد تغییراتی اساسی در صحنه سیاست این منطقه خواهیم بود. این نظریه اما در حد آرزو باقی ماند و حتا خود قرقیزستان که از آن به عنوان سمبل و سرمشق دموکراسی در منطقه یاد می شد، حتا از بهار ۲۰۰۵ نیز عقب تر رفت و این بار تحول با خشونت به پیش رفت و هنوز تضمینی قطعی برای عدم تداوم آن نیز وجود ندارد.

آیا می توان گفت که “فقط در این ۵ سال” مردم به پس رفتند و سطح فرهنگ سیاسی تا بدانجا نزول کرد که سرنوشت حکومت با حمله توده “مست از ودکا” رقم خورد و این “توده مست” توانست حکومت کورمان باقی اف را در هم شکند؟ پاسخ آری به این پرسش را یا در ساده کردن قضایا و یا بی اطلاعی از آنچه که در این کشور می گذرد، می توان ارزیابی نمود.

در ابتدا باید بر این نکته تاکید نمایم که اگر در وقایع بهار ۲۰۰۵ قرقیزستان، خشونت و ویرانگری آن گونه که در روزهای اخیر شاهدش بودیم، شکل نگرفت، دلیل اصلی آن را در شخصیت لیبرال منش عسگر آقایف، رئیس جمهور وقت این کشور باید دید؛ او که از نظر علمی یک فیزیکدان بود، با وجود ۱۵ سال نشستن بر اریکه قدرت، اما هرگز خصائل یک دیکتاتوربا تعریف کلاسیک آن در ادبیات سیاسی را نداشت، و به همین دلیل نیزاز۲ راه مقاومت و سرکوب مردم و یا ترک قدرت، دومی را انتخاب نمود و “انقلاب لاله ها” بدون خونریزی بوقوع پیوست.

این بار اما، کورمان باقی اف دست به مقاومت زد و چون حتا خود نیروهای اپوزیسیون برنامه مشخصی برای این روزها نداشتند، این بار “خیابان و توده” بدون برنامه و رهبری، در پی یک شورش کور، سکان را بدست گرفت و ویرانی ببار آورد که منجر به کشته و زخمی شدن بسیاری نیز گشت.

در واقع باید گفت که قرقیزستان با چند مورد اساسی درگیر است. مهم ترین آنها اهمیت ژئوپلیتیک این کشور است که در میان چین و قزاقستان و ازبکستان و تاجیکستان قرار دارد؛ روشن است که هرنیروئی که در این کشور حکومت را بدست می گیرد و قصد تامین زندگی آرام و صلح آمیز برای مردم کشورش را دارد، باید با هنرمندی بسیار، با حفظ منافع ملی، تامین کننده حداقل رابطه دوستانه با کشورهای همسایه اش نیز باشد، ضمن آن که وجود پایگاه هوایی ارتش آمریکا در این کشور را نیز نباید قراموش نمود. این پایگاه و مبالغ هنگفتی که آمریکا از بابت کرایه این پایگاه به حکومت قرقیزستان می پردازد، بارها مورد استفاده و تبلیغ از جانب هم مقامات حکومتی و هم اپوزیسیون قرار گرفته است. بسیاری از تحلیلگران، وجود این پایگاه هوایی را دلیلی می دانند بر حمایت فعال روسیه ازبرکناری حکومت باقی اف از قدرت؛ شاید در ظاهرامر نیز چنین باشد، اما فراموش نکنیم که برای روسیه، قرقیزستان آرام، متحد و یک پارچه، مهمتر است از قرقیزستان چند تکه و نا آرام و آشوب زا.

مشکل دیگر قرقیزستان، وجود تعدادی فامیل و طایفه های نیرومند هم در جنوب و هم در شمال این کشور است، و هر بار که نماینده یکی از این فامیل ها قدرت را در این کشور به دست می گیرد، راه ورود به کریدورهای قدرت و صندلی های وزارت و ریاست، بر دیگر طایفه ها بسته می شود. آنچه که تا این لحظه دولت موقت را ازدوران عسگر آقایف (از شمال) و کورمان بیک باقی اف( از جنوب)، متمایز می سازد، رئیس و سخنگوی دولت موقت، خانم رزا آتونبایوا است که به هیچ طایفه بزرگی وابستگی ندارد و به دلیل داشتن نقطه نظرات دموکراتیک از یکسو و ازسوی دیگربودن در مقام وزارت امورخارجه در گذشته، به دولت موقت، وجهه ای قابل قبول در میان مقامات و افکار عمومی جهانی، عرضه می کند. اما آیا طوایف قدرتمند شمال و نیزجنوب “زخم خورده” از وقایع اخیر، توان تحمل این چهره هیچ سویه را برای مدت زمان طولانی خواهند داشت یا خیر، به میزان زیادی بستگی خواهد داشت به ترکیب کابینه و پارلمان آینده و نیزرئیس جمهور آتی، که تامین کننده منافع نه تنها یک فامیل و یا طایفه ، بلکه تضمینی باشد در راستای منافع بیشترین نیروهای واقعن موجود در میدان سیاست کنونی قرقیزستان. اما آنچه که تعیین کننده است، توافق آمریکا و روسیه، برای حفظ پایگاه های نظامی شان در قرقیزستان و نیز راضی نگهداشتن ازبکستان و قزاقستان، از حاصل توافق به دست آمده، خواهد بود.

تاریخ انتشار : ۲۳ فروردین, ۱۳۸۹ ۶:۳۸ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران