یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳ - ۱۶:۱۵

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳ - ۱۶:۱۵

پایان تلخ یک ریاست جمهوری
بایدن می‌داند که باید برود، اما این بدان معنا نیست که از این موضوع خوشحال است. ننسی پلوسی کسی بود که با هوش و ذکاوت سیاسی به رئیس‌جمهور گفت که...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
کاش میشد
کاش میشد چهره ها رنگ پریشانی نداشت، برق تیز خنجر و کینه نداشت. مثل دریا بود شفاف و زلال، مثل ابریشم نرم لطیف
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کاوه داد
نویسنده: کاوه داد
نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور
ایجاد، تقویت و توسعه و حفظ نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی و سیاسی باید در کانون برنامه های افراد، شخصیت ها و احزاب و سازمان ها قرار داشته باشد، چه...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴
بر اساس بیانیۀ دادگاه بین‌المللی دادگستری، سیاست‌های شهرک‌سازی و بهره‌برداری اسرائیل از منابع طبیعی در سرزمین‌های فلسطینی نقض قوانین بین‌المللی است. دادگاه، گسترش قوانین اسرائیل به کرانۀ باختری و بیت‌المقدس...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: محسن نجات حسینی
نویسنده: محسن نجات حسینی
سیاست‌گریزی زنان یا سیاستِ گریزِ دولت از زنان
قوانین نابرابر، عدم حمایت‌های لازم و محیط‌های مردسالارانه، زنان را از مشارکت فعال در سیاست بازمی‌دارد. حضور کم‌رنگ زنان در سیاست به معنای نبود صدای نیمی از جمعیت در تصمیم‌گیری‌های...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: زری
نویسنده: زری
نگاره‌ها
نسل‌ها می‌آیند ومی‌روند؛ گاه مبارزه می‌کنند برای زندگی. گروهی کوچ می‌کنند با دل در گرو خاک آبا و اجدادی ... و شاید اندکی تاریخ و سرنوشت بسازند. حاکمان هم گاه...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: پهلوان
نویسنده: پهلوان
ترس یا هوشیاری؟
انگیزۀ شرکت در مرحلۀ دوم انتخابات دفع شرِ یک جریان به غایت ارتجاعی و خطرناک بود که مثل سرطان در جامعه ریشه دوانده است .ترس از جریان جلیلی و میرباقری...
۲۹ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: جابر حسينى
نویسنده: جابر حسينى

گزارش تدارک بر گزاری نخستین مراسم جشن ماه مه بعد از انقلاب در تهران (١١ اردیبهشت، ١٣۵٨)

با گرامی داشت یاد رفیق کارگر حاج قاضی تهرانی

درنخستین اول ماە مە پس از انقلاب، بدنبال تصمیم سازمان برای برگزاری هر چە با شکوهتر روز کارگر با همکاری سایر نیروهای چپ، قاضی بهمراە تعداد دیگری از کادرهای کارگری سازمان کە ماموراین کار شدە بودند نقش در خور توجهی درتدارک و سازماندهی مراسم کم نظیر، نخستین روز کارگر بعد از سقوط دیکتاتوری سلطنتی داشت. رفیق رضا کریمی عضو گروە کار کارگری سازمان، و یکی از اعضا کمیتە بر گزاری نخستین روز کارگردرسال ٥٨، ضمن روایت گوشە هایی روند تدارک و از مراسم روز کارگر، دراین نوشتە کوشش کردە است، یاد و خاطرە قاضی را نیز پاس دارد

روز جها نی کارگر، نە تنها روز همبستگی و سرور طبقە کارگر و طرح مطالبات کارگری است، بلکە قسما روز تجلیل و گرامی داشت مبارزان و رهروان جنبش کارگری نیز هست. متاسفانە چندی پیش یکی ازفعالین پر تلاش و با سابقە جنبش کارگری ایران، رفیق حاج قاضی تهرانی کە ۶٠ سال از زندگی پر تلاش خویش را صرف مبارزە در راە بهبود شرایط زندگی کارگران و استقرار آزادی وعدالت اجتماعی درکشورما کرده بود، پس از تحمل سالها زندان و رنج از میان ما رفت. رفیق قاضی فعالیت های سیاسی خود را با فعالیت درحزب تودە ایران آغاز کرد. وی پس از تشکیل گروە کارگری ساکا بە همکاری وفعالیت درآن پرداخت. علاوە بر آن قاضی بواسطە حرفەای کە داشت در سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، عضوشد و فعالیت های سندیکایی خود راگسترش داد. او پس از مدتی بە دلیل فعالیت های کارگری و سندیکایی بازداشت و روانە زندان شد. درزندان مدتی را با رفیق بیژن جزنی و سایر فداییان زندانی بە سربرد و پس ازمدتی بە حمایت از جنبش فدایی برخواست و بە آن پیوست. رفیق قاضی پس ازانقلاب با شبعە کارگری سازمان همکاری می کرد و تجربیات دە ها سالە مبارزاتی اش را اختیارکارگران جوانی کە تازە بە سازمان می پیوستند، قرار می داد و درهدایت و آموزش فعالین کارگری و شکل گیری تشکل ها و اعتراضات کارگری نقش داشت. درنخستین اول ماە مە پس از انقلاب، بدنبال تصمیم سازمان برای برگزاری هر چە با شکوهتر روز کارگر با همکاری سایر نیروهای چپ، قاضی بهمراە تعداد دیگری از کادرهای کارگری سازمان کە ماموراین کار شدە بودند نقش در خور توجهی درتدارک و سازماندهی مراسم کم نظیر، نخستین روز کارگر بعد از سقوط دیکتاتوری سلطنتی داشت. رفیق رضا کریمی عضو گروە کار کارگری سازمان، و یکی از اعضا کمیتە بر گزاری نخستین روز کارگردرسال ۵٨، ضمن روایت گوشە هایی روند تدارک و از مراسم روز کارگر، دراین نوشتە کوشش کردە است، یاد و خاطرە قاضی را نیز پاس دارد.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

 گروە کار کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت )

——————————-

بی مناسبت ندیدم که دراین یاداشت علاوە بر شرح گوشە هایی ازروند تدارک و مراسم روز کارگر سال ۵٨،  یاد رفیقی را گرامی بدارم که تمام عمر خود را وقف بهروزی کارگران و زحمتکشان کشورمان کرد. متاسفانە نە پیش و نە پس از مرگ ایشان، در جایی ندیدم که در حد زحمات قاضی از او قدردانی صورت گرفته باشد؛ و یا حتی درگذشت وی آنچنان کە شا یستە وی بود بازتاب بیابد. من و رفیق قاضی مدتی هم حوزه بودیم. شناخت من از ایشان محدود بهمان زمان است و یک مورد ماموریت برای تدارک برگزاری جشن روز جهانی کارگر همراه با رفیق حشمت اله رئیسی از طرف سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، کە ما ماموریت داشتیم با کارگرانی که وابستگی حزبی و سازمانی به دیگرگروهای چپ داشتند درخانه کارگر مذاکره کنیم تا بتوانیم جشن اول ماه مه سال ۵٨ را با حضور همه تشکلهای چپ هرچه با شکوهتربرگزارکنیم. من را رفیق حیدرتبریزی که آن زمان مسئول آموزش سیاسی ام بود معرفی کرده بود. محل قرار، ستاد سازمان در خیابان میکده  بود. رفیق قاضی و من بموقع در سر قرارحاضر بودیم. قرار این بود که قبل از رفتن به خانه کارگر باهم بحث و توافق، هماهنگی و تقسیم وظایف صورت گیرد. تا آن زمان رفیق حشمت را ندیده بودم ولی شنیده بودم که از رفقای کارگر است که مثل خودم سابقه زندان دارد و رفیقی توانمند است. چند دقیقه مانده به زمان حرکت، رفیق حشمت به ماپیوست. در بین راه توضیح داد که سیاست سازمان برگردآوری هر چه بیشتر نیرو برای نمایش قدرت چپ و طبقه کارگر استوار است. بهمین دلیل ما باید تمام توانمان را در خدمت پیشبرد این سیاست بکار بندیم و افزود، دوستان خط سه و حزب توده در جلسه مشترک حضور خواهند داشت. ما بە قصد توافق ودوستی با همه می رویم. بدون هیچ اما و اگر. این سیاست مورد تایید من و قاضی بود. می دانستم که رفیق قاضی سابقه همکاری و جدایی از حزب توده ایران را دارد. تا آن زمان همه ی کسانی را که از حزب جدا شده بودند، و آنها را دیدە و می شناختم، تاحد دیوانه کننده ای ضد حزب توده ایران شدە بودند. اما رفیق قاضی اینگونه نبود. وقتی وارد سالن مذاکرە شدیم جو غیره دوستانه حاکم بر آنجا  را بە عیان می شد دید. رفقای حزبی صندلیهای حوالی میکروفون و جایگاه سخنرانی را پر کرده و بە خوبی در مکان مستقر شده بودند. صندلیهای بخش ورودی به سالن را رفقای خط سه در اختیار گرفتە و در آنجا سنگر گرفته بودند و در حد انفجار عصبی و آماده درگیری بە نظر می رسیدند. آنها آنچنان آشفته و بر افروختە بودند که فقط چند نفرشان با ما دست دادند. افراد خط سه تقریبا همه جوان بودند. و تشخیص اینکە آنها کارگر بودند یا دانشجویان طرفدار خط سە، کە از روی علاقە و فراخوان بە آنجا آمدە بودند، مشکل بود. بیشتر رفقای حزبی بالای پنجاه سال بودند. تعداد اندکی هم جوان که مشابه دوستان خط سه، و روشن نبود که کارگر هستند و یا نه. هرچند از طرف سازمان چریکهای فدایی خلق بطور رسمی فقط سه نفر معرفی شده بودند، اما تعداد زیادی از کارگران هوادار سازمان درسالن حضورداشتند. اما اینکە آیا حضور آنها به دستوررفقای تشکیلات بود یا حضوری بود اتفاقی، من در جریان نبودم. در قسمت وسط سالن صندلی های خالی بودند که رفقای حزبی را از رفقای خط سه جدا میکرد. ما رفتیم و روی آنها نشستیم. همه ی توده ای ها و خط سه ای ها ی حاضردر آنجا،  خود را طرف مذاکره و گفتگو با ما می دانستند. بهمین جهت، همگی برای صحبت و اظهار نظر نام نویسی می کردند. اما بر خلاف آنها هیچ یک از رفقای کارگر هوادار سازمان نە دخالتی می کردند و نە برای سخنرانی و اظهار نظر نام نویسی می کردند. درعمل بیش از هفتاد در صد صحبتها را رفیق حشمت انجام می داد. او بە دلیل توانایی های کە داشت عملا بدون اینکە ما از قبل میان خودمان سخنگویی تعین کردە باشیم، رفیق حشمت این موقعیت را هم بعلت توانایی هایی که داشت بدست آورد. هنوز جلسه رسمیت کامل پیدا نکرده بود که کاردو جبهه ی متخاصم با دعوای لفظی شروع و بفوریت به برخورد فیزیکی فرا رویید. ما کە در وسط قرار داشتیم، برای جلوگیری از برخورد های فیزیکی میان آنها حایل شدیم و از مشت و لگدهای کە آنها گاها بطرف همدیگر پرت می کردند بی نصیب نماندیم. یکی از رفقا فریاد زد خودتان را کنار بکشید تا اینها خدمت هم برسند. مثل اینکه همگی ما منتظرهمین دستور بودیم، خودمان را کنار کشیدیم، با کنار کشیدن ما دعوا و زدو خورد میان آنها هم پایان یافت. رفقای توده ای بدنبال این ماجرا سالن را ترک کردند. کوشش شد که جلسه ادامه پیدا کند، اما ادامه جلسه امکان پذیر نبود. زمان قرار بعدی را تعیین کردیم که در خانه کارگر جلسه دوم برگزارشود. اما متوجه شدیم بخشی از رفقای خط سه اصلا تمایلی برای کار مشترک با ما را ندارند. به این علت و در راستای سیاست گردآوری حداکثر نیرو برای برگزاری هرچه باشکوهتر اول ماه مه، قرار شد با رفقای توده ای تماس گرفته شود، ولی برای ما توافق با خط سه در الویت داشته باشد. درپی آن چند جلسە مشترک بارفقای خط سه برگزار کردیم. اما پس از انجام آنها دانستیم کە امکان توافق با این دوستان وجود ندارد. من در محیط کارهیچگاه با رفقای خط سه همکار نبوده ام. از برخوردهایی که در خیابان یا در سالن کارگری سازمان درستاد با این دوستان داشتم بنظر می رسید که همگی آنها حرف واحدی می زنند، بهمین دلیل ازاینکه چندین سازمان خط سه وجود داشت برایم عیجب بود. در این جلسات معلوم شد که این دوستان در داخل خود اختلافشان کمتر از آنچه با ما هواداران چریکهای فدایی خلق داشتند، نیست. اغلب آنها خود را،  و تنها خود را کارگر و نماینده طبقه کارگر می دانستند. چند نفری هم بین آنها بودند که از برخورد فیزیکی با توده ای ها خود را کنار کشیدند و درمذاکره با ما از خود متانت وپختگی زیادی نشان دادند. ما پس از آن،  برای مذاکرە با رفقای توده ای به محل سندیکای بافندە سوزنی رفتیم. به همان رفقای قبلی که درخانه کارگر همدیگر را ملاقات کرده بودیم چند نفر اضافه شده بو دند. در هر موردی که قرار می شد نوبت صحبت کردن گرفته شود، اکثریت آنها در صف نوبت قرار میگرفتند همگی هم در ستایش از حزب توده ایران صحبت میکردند کاری به اصل موضوع نداشتند. یکی دو ساعت اول به این منوال گذشت ما هم تحمل می کردیم. تا این که کار یکی از سخنرانان به بی احترامی مستقیم به ما کشیدە شد. او ما را خطاب قرار داد و گفت: “تا دیروز که ما جشن اول ما مه را برگزار میکردیم شما کجا بودید؟؟…” رفیق حشمت با عصبانیت سخنرانی او را قطع کرد و بە او گفت آن وقت که شما زیر سایه سرکوبگران طبقه کارگر در استادیوم صدهزار نفری جشن روز کارگرمی گرفتید من و دوستانم زیر شکنجه ساواک بودیم. ما آماده بیرون رفتن از سالن بودیم که نفربعدی پوزش خواهانه جوغیره دوستانه حاکم بر محل نشست را عوض کرد و دوبارە گفتگو برای رسیدن بە توافق میان ما از سر گرفتە شد.  شخص مذکور بە دنبال آن ازدوستان خود خواست، تا از کشاندن بحث بە مسایل فرعی خوداری کنند و خود بهمراە دو نفر دیگر بدون دخالت حاضران با ما وارد گفتگو شدند. در کمتر ازسه ساعت بە توافق کامل رسیدیم. محل تجمع، مسیر راهپیمایی، محل پایان راهپیمایی، ساعت حرکت وپایان آن، مضمون شعارها وپلاکارد ها و سایر موارد همە مشخص گردیدند و درهیچ موردی اختلاف اساسی بین ما و رفقای توده ای وجود نداشت. تمام پیشنهادهای کە می شد،  جنبه اصلاحی داشتند و منظور از آنها ، بهتر و باشکوهتر برگزار کردن جشن اول ماه مه بود. ما خوشحال بودیم کە به توافق همه جانبه دست یافتە ایم. اما این خوشحالی دیری نپایید.  چند روز بعد هنگام خروج از محل کارم، یکی از رفقای کارگر که مخالف توافق با اعضای کارگری حزب توده ایران،  برای برگزاری مشترک تظاهرات و جشن اول ماه مه بود نشریه مردم ارگان مرکزی حزب توده ایران را در اختیارم گذاشت. در اطلاعیه ی اول ماه مه که درروزنامە مردم چاپ شدە بود،  اعلام شدە بود: “حزب توده ایران به پشتبانی ازفراخوان حزب جمهوری اسلامی که جشن اول ماه مه را در جلو وزارت کار برگزار می نماید از اعضا و هواداران حزب و مردم درخواست میکرد تا در این تجمع حضورپیدا کنند.” این حادثه برایم باور کردنی نبود. هیچ یادم نمی آید که به حزب توده بد و بیراه گفته باشم. آن روز تمام فحاشی هاو اتهام ها که بە حزب توده ایران زده شده بود را برای خودم بازگو کردم. بیش از همه دلم بحال رفقای کارگر توده ای میسوخت که هنگام پایان جلسه با چه شور و امیدی ازما خداحافظی کرده و برای تداوم این گونه همکاری ها صمیمانه ابراز علاقه نموده بودند. خودم را به ستاد رساندم. رفیق قاضی را درحال خروج ازستاد پیدا کردم. تمام آنچه را که درخلوت خودم به حزب توده و رهبری آن گفته بودم را تکرار کردم. رفیق با آرامش بە حرفهایم گوش می داد. شام را با هم ،جیگر خوردیم. بعد از شام قدم زنان بسمت میدان آزادی حرکت کردیم. درتمام مدت رفیق بەحرف هایم بدقت گوش میداد و سکوت تایید آمیزی داشت. همین امر باعث شد آرامش خود را بدست بیاورم. هنگام خداحافظی پرسید اطلاعیه سازمان در مورد برگزاری اول ماه مه با رفقای خط سه بدستت رسیده؟ واطلاعیه را بدستم داد. فقط تیتر اطلاعیه را خواندم. تا چند شب خواب درست و حسابی نداشتم. احساس می کردم که باما برخورد تحقیرآمیز شده است. وقتی از رفیق حیدر پرسیده بودم حدود وظایف و اختیارات ما را بیان کنید، گفت شما سه رفیق در مورد چگونگی برگزاری روز جهانی کارگرتصمیم خواهید گرفت، تصمیم شما تصمیم سازمان است. اکنون سازمان اطلاعیه اش را بیرون داده بود و خبر از توافق با جریانات چپ برای برگزاری گردهمایی وتظاهرات خیابانی بمناسبت اول ماه مه وما ( حداقل من و رفیق قاضی) اصلا در جریان آن نبودیم. شایسته بود همه ی آن بد و بیراه  هارا که به حزب توده ایران داده بودم حالا نثار سازمان خودم کنم. اطلاعیه را هیچگاه تمام نخواندم. مدتی در دلم با سازمان قهر بودم ولی حوزه های سازمانی ام را میگرداندم و درحوزه مسوولین نیز شرکت میکردم و در ستاد درسالن کارگری با رفیق محمود زکی پور بە همکاریم ادامه می دادم. شاید بعلت جوانی که هر زخمی زود بهبود پیدا میکند یا عشقی که به سازمان داشتم زیاد طول نکشید که همه چیز را فراموش کردم. در روز اول ماه مه با قرار قبلی به خانه کارگر رفتم. رفیق حشمت  و رفیق قاضی، قبل از آمدن من در آنجا حاضرشدە بودند. آنها بلافاصلە پس از ورود من، بە من گفتند، این دوستان می خواهند تمام توافقات قبلی را زیر پا بگذارند وحاضرهم نیستند کە بە رفقای ما مسوولیتی دربرگزاری مراسم روز کارگر بدهند. آنها می خواهند پرچم و پلاکارد های خود را حمل کنند. نا گفتە نگذارم کە اکثریت رفقای خط سه حاضربودند در این زمینە،  به نوعی توافق با ما برسند ولی شماراندکی از آنها که خیلی پرخاشگربودند و بی پرده صحبت میکردند، حاضربهیچ مصالحه ای با ما نبودند. با ری بهرحال، ما چون می خواستیم یک پارچگی کارگری را در این روز حفظ کنیم، قرارگذاشتیم کە رفیق حشمت و قاضی به مذاکره ادامه بدهند و من بین جمعیت رفته و رفقا را در جریان اختلافات بگذارم و تا رفقای خودمان دستور حرکت نداده اند جمعیت حرکت نکند. پس از آن من، رفقای انتظامات را که اکثرا از دانشجویان هوادارسازمان بودند، از مشکلات پیش آمده مطلع کردم. بعد از چندی رفقای خط سه البته نه همه ی آنها، بلکه فقط آن تعداد که حاضر به مصالحه نبودند دستور حرکت راه پیمایی را دادند. اما تنها حدود صد، الی صد وپنجاه نفری ازانبوە جمعیت حاضر، بە این فرمان گوش دادند وحرکت کردند، با این وصف همین تعداد اندک نیز بعد از طی اندک مسافتی بجای اول بازگشتند. با این حال آنها، نا امید نشدند و چند بار دیگر دستور حرکت را تکرار کردند ولی کسی از جایش تکان نخورد. سر انجام پس ازاین وقایع،  نیم ساعت بعد همه ی رفقای مذاکره کننده ازخانه کارگر خارج شدند و اعلام کردند که هیچ سازمانی و گروهی حق ندارد پرچم و پلاکت خود را حمل کند. انتظامات موظف گردید خاطیان را از صف تظاهرات کننده بیرون کند و پرچم و پلاکات های گروهی را پایین بیاورد. جمعیت تظاهر کنندە سر انجام، با کمی تاخیر از ساعت اعلام شده قبلی، بسمت مرکز شهر حرکت کرد. من در صف جلو تظاهرات که محل زد و خورد با حزب الهی ها بود حرکت می کردم. چندبار از صف جدا شدم و از بلندی بە تماشای خیل عظیم تظاهرات کنندگان پرداختم و از انبوە جمعیت شرکت کنندە در تظاهرات شگفت زدە شدم. راستش را بخواهید، من در آرزویم حضور نصف این جمعیت را انتظار میکشیدم، اما از اینکە چنین شمار عظیمی در آن شرکت کردە بودند، مرا بە وجد می آورد. صف اول محل زد و خورد با امت همیشه درصحنه بود که میخواست مانع حرکت تظاهرکنندگان شوند. ما کوشش می کریم با پرهیز از درگیری وخشونت راه تظاهرات را باز کنیم و بسمت میدان توپخانه بحرکت خود ادامه دهیم. بعد ازپایان راهپیمایی چنان شور و شعفی بە من دست داد کە قادر بە وصف آن نیستم. آن شب تا دیرهنگام تنها درخیابان قدم زدم. آن لحظات بە یکی از شادترین روزهای زندگی و یکی از بهترین خاطرات دوران زندگیم تبدیل و در وجودم ماندگار شد. احساس سر خوشی آن روز را فقط میتوان با شادی روزی که به دختر مورد علاقه ام پیشنهاد ازدواج دادم و او پذیرفت مقایسه کنم

رضا کریمی، فعال کارگری و عضو گروە کار کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) اردیبهشت 

تاریخ انتشار : ۵ اردیبهشت, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۷ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پایان تلخ یک ریاست جمهوری

کاش میشد

نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور

بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴

سیاست‌گریزی زنان یا سیاستِ گریزِ دولت از زنان

نگاره‌ها