سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۴:۲۸

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۸

آری… آن چشمبندها

اولین باری که چشم بندم را، بدلیل این که خیلی سنگین و کمی تغییر رنگ یافته بنظر می رسید، شستم٬ خودم هم های های گریه می کردم. دلیلش این بود که می دانستم سنگینی آن چشم بند بخاطر کثیفی و آلودگی نیست بلکه از اشک چشم ده ها، بلکه صدها زندانی قبل از من که آن را به چشم زده بوده اند، آن قدر سنگین شده است و حس می کردم زیر آب دارم اشک چشمان دیگران را می شویم.

Getting your Trinity Audio player ready...

لحظه لحظه اش را در برابر چشمانم می بینم… کنج اتاق بازجویی، رو به دیوار با چشم بند و پس از دقایقی سکوت صدای قدمهای سنگین و آهستۀ بازجو و صدایش با فراز و نشیبهایی در دو قطب خشن و مهربان و بعد تعویض صدا و بازجویی دیگر که می خواهد مسالمت آمیز برخورد کند و این دیگری پسوردهای ایمیل و وبلاگ را می خواهد و بعد از کلی سؤال و جوابهای گاه تکراری که یک سؤال با فاصله ای مشخص دوباره پرسیده می شود و آدم را کلافه می کند… فقط کافی است که یک تفاوت جزئی در جواب وجود داشته باشد. بعد که معلوم نیست چند ساعت طول کشیده با دهان و گلوی خشکیده و چشمهای مرطوب از اشک، اشکی که نه از ترس و وحشت برای خود٬ بلکه از سر نگرانی برای دیگران است؛ یعنی دوستان بیگناه خارج از زندان.

آنچه که فقط بدلیل عاطفی و یا اموری ساده آدمها را با هم آشنا می کند و حال ممکن است بخاطر دستگیری و هک ایمیلها و وبلاگش به دردسر بیافتند.

سرانجام بازگرداندن به سلول بندی که اگرچه چراغش همیشه روشن است اما بطوری مرموز تاریک و نفسگیر و دهشتبار است و بوی نا می دهد و پر از مورچه است و پتوهایش زبر و کثیف و خارش آور. خلاصه آدم به یک ساعت زندگی بعد از آن لحظه هم امیدوار نیست. و بعد، چشم بند… آری… آن چشمبندها… اولین باری که چشم بندم را، بدلیل این که خیلی سنگین و کمی تغییر رنگ یافته بنظر می رسید، شستم٬ خودم هم های های گریه می کردم. دلیلش این بود که می دانستم سنگینی آن چشم بند بخاطر کثیفی و آلودگی نیست بلکه از اشک چشم ده ها، بلکه صدها زندانی قبل از من که آن را به چشم زده بوده اند، آن قدر سنگین شده است و حس می کردم زیر آب دارم اشک چشمان دیگران را می شویم.

در ذهنم تصویر پسرها و دخترها و مردان و زنان بیشماری را تجسم می کردم که این چشم بند را به چشمشان زده اند و حالا آنها شاید اعدام شده اند. نمی توانم احساسم را بخوبی تشریح کنم. ضمن این که یادآوری آن روزها، بخصوص بند ۲۰۹ و بخصوص اتاقهای بازجویی، بشدت مرا منقلب می کند.
چه پستی و فرومایگی و رذالت می خواهد که انسان این چنین روزهایی را فراموش کند و یا به عمد نخواهد از آن سخن بگوید.

تاریخ انتشار : ۱۵ آذر, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود