سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۲۰

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰

آنچه به ما مربوط می شود!

اینجا ناگزیر از طرح مطلبی هستم که من در بیان آن همیشه تنها هستم و مورد ایراد نزدیکترین همفکرانم اما باز همینجا به گمانم به جدیت بروز می یابد و آن اینکه تمام قدرت در دست رهبری و ناشی از او نیست! بلکه او کانالی برای اعمال برآمد قدرت های موجود در صحنه سیاست و اقتصاد و فرهنگ ایران است و اساساً قدرت سیاسی بیش از هر مقوله دیگری پایه های مادی و زمینی دارد؛ هر چقدر که در قانون اساسی کشوری منبعش اسمانی ذکر شده باشد!

Getting your Trinity Audio player ready...

از معادله پیچیده ای که امروز در لایه های بالای حکومت جریان دارد، بخشی که به ما به مثابه اپوزیسیون یا حتا مردم مربوط می شود، کدام است؟ برای رسیدن به پاسخی که نمی گویم درست، اما در جهت چنین پرسشی باشد، لازم است که قبل از هر چیز بتوانیم صورت معادله را با هر چند مجهولی که در آن است تعیین کنیم.
برای نوشتن صورت چنین معادله ای در نگاه رودرو با صحنه آنچه که حداقل در ظاهر واقعیت دارد این است که احمدی نژاد بیشترین تلاش را برای ماندن بر تصمیم خود که می دانست مخالفان نیرومندی دارد، انجام داد و کم ترین توجه ممکن را به ولایت فقیه و در واقع حکم حکومتی! تا جایی که سرانجام نامه رهبری به احمدی نژاد در مورد ضرورت عزل مشایی منتشر شد در حالیکه تاریخ شش روز پیش را داشت. تقویم می گفت که فردای روزی که احمدی نژاد نامه رهبری را گرفته، آقای مشایی در سایت شخصی خود خبر استعفای خود از سمت معاونت را تکذیب کرده و شرحی را آنجا نهده است که می گفته: مخالفت با مشایی بخاطر ترس از ریاست جمهوری او در دوره یازدهم است! و سه روز بعد از فرمان در سی و یکم خرداد احمدی نژاد در مراسم تودیع مشایی از سرپرستی سازمان گردشگری که در واقع ارتقای او به سمت معاون اولی بود، ضمن تعریف و تمجید فراوان از مشایی گفته است : ” یکی از افتخارات من در زندگی و یکی از نعمت هایی که خدا به من داده آشنایی با این برادر پاک اسفندیار رحیم مشایی است” و عصر همان روز در جلسه هیئت دولت پس از آنکه اکثریت وزیران در حضور مشائی به صدور حکم معاون اولی برای اوانتقاد کردند، احمدی نژاد تنفسی چند دقیقه ای اعلام می کند و پس از پایان تنفس هیئت دولت متوجه می شود که رئیس جمهور جلسه دولت را ترک و ریاست جلسه را طبق قانون به معاون اول خود سپرده است و چه پاسخی دندان شکن تر از این؟
پاسخ احمدی نژاد به رهبری فردای انتشار عمومی نامه ای با ادبیات خشک و رسمی و آشکارا از سر رنجیدگی بود. این نامه هیچ شباهتی به نامه هایی که وی به مناسبت های دیگر به ولی فقیه، یا به نامه هایی که با تحسین و ستایش برای مشایی نوشته ندارد، به صراحت آورده که در پاسخ نامه بیست و هفتم خرداد رهبری که از رئیس جمهور لغو انتصاب او را خواسته است، پس از پنج روز آنچه که اتفاق افتاده نه اقدام احمدی نژاد به اجرای حکم که کناره گیری شخص مشایی بوده است. نامه سرد و خشک و تنها عطف به قانون است و گرمای مودت و موانست می ماند برای نامه ای که به مشایی نوشته می شود و حاکی از تأسف شدید رئیس جمهور است از الزام به پذیرش استعفای وی، و البته پس از چند ساعتی حکم جدیدی و در مقام و منسبی که می رساند ” حقه مهر بر آن مهر و نشان است که بود”. آنچه که در نگاه اول در این فضا قابل رویت است به نظر من دقیق ترین بخش مسئله است؛ یعنی تلاش احمدی نژاد برای حفظ مشایی جدی تر از التزام او به اطاعت از رهبری بوده است و فکر می کنم که رهبری بیشتر از جهت آرام کردن فضا و کاهش مخالفت ها با احمدی نژاد است که چنین حکمی را صادر کرده است و البته که انتظار نداشته است یک هفته بی اثر بماند و واقعیت این است که در تاریخ جمهوری اسلامی و حتا در تاریخ ولایت آقای خامنه ای تا کنون مقاومتی چنین اشکار از خواست و مصلحت رهبری آنهم در جایگاه بالاترین مقام مملکتی صورت نگرفته است.
قطعاً سوالات، یا بهتر بگویم ابهامات ِ بیشماری از این کشمکش چند روزه، در ذهن هر یک از ما بسته به منظر و دریچه ای که از آن نگاه می کنیم، نشسته است. پاسخ هایی هم بسته به نگاه و خواست و گاه آرزوهای ما برای آن ارائه شده است پاسخ هایی از قبیل اینکه، اینها همه نمایش و بازی است برای بر گرفتن حواس و توجه مردم از مقاومت و مبارزه با احمدی نژاد و دولت کودتایی اش، یا اینکه، حضرات در جستجوی کلاهی شرعی برای برکناری یا حتا به استعفا رساندن احمدی نژاد و داستان هایی هم البته بوده و هست که ارتباط های تلخ و شیرینی با صهیونیسم و حضور و نفوذش در بالاترین رده های مملکتی را نقل می کند.
اینها همه پاسخ های بسیار بزرگ و خطیری هستند برای یکی دو سوال خیلی عمده اما من ذهنم را همچنان مصروف آن پرسش بالایی می کنم: از این میان “آنچه به ما مربوط می شود! “
اینجا ناگزیر از طرح مطلبی هستم که من در بیان آن همیشه تنها هستم و مورد ایراد نزدیکترین همفکرانم اما باز همینجا به گمانم به جدیت بروز می یابد و آن اینکه تمام قدرت در دست رهبری و ناشی از او نیست! بلکه او کانالی برای اعمال برآمد قدرت های موجود در صحنه سیاست و اقتصاد و فرهنگ ایران است و اساساً قدرت سیاسی بیش از هر مقوله دیگری پایه های مادی و زمینی دارد؛ هر چقدر که در قانون اساسی کشوری منبعش اسمانی ذکر شده باشد! این هم که قدرتمندان با اشاره به آسمان در صدد حفظ و بسط قدرت خود بوده و هستند حدیثی مربوط به امروز و دیروز نیست اما برگ برگ تاریخ شهادت داده است که آنها قدرت به دست آمده از زمین و مردمان زمانه را خرج و لباس آسمانی به تنش می کنند.
پایه های واقعی قدرت هنگامی که مورد تهدید قرار بگیرند، احکام آسمانی فقط می توانند حادثه در حال وقوع را شدت و سرعت ببخشند حتا اگر انقلاب ایران باشد…
جنگ قدرت را در تمامی دوران جمهوری اسلامی دیده ایم. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی و هر از گاه نیز قربانیانی در بالاترین سطوح تشکیل دهنده آن که برخی از مال و منصب و برخی از جان، بهای پای نهادن در آن عرصه را پرداختند. برخی قدرت را برای خود و بیرون از حیطه ای که به رهبر قدرت و اختیار می بخشد خواسته اند. جریان قطب زاده ها از این گروه بوده اند… بازرگان و جریانش برای تحقق ایده های خود ناگزیر بود با ساختار قدرت زورآزمایی کند. کرد و شکست خورد. منتظری نمونه والایی از درگیری با قدرت مسلط بود برای حفظ ایده آل ها و آرمان ها.
باری در این مقوله نمی خواهم پاگیر بشوم مهمترین فکرم این است که، امروز بازی بسیار بزرگ است اما برای حکومت! و اساساً پیش آمدن و آشکار شدن این تضادها و تفاوت ها که بسیاری شان برای عامه مردم پنهان بود، بزرگترین کیفیتی که ایجاد کرده است، متأسفانه یا خوشبختانه کاستن از مشارکت مردم در بازی بزرگ و ورود بزرگان به بازی است. در چنین شرایطی مردم هنوز تازه برخاسته، به شدت تقلا کرده و زخم خورده، مردمی که رهبری خود را روزانه باید تقویت کنند، بسیار باید محتاط باشند.
پیش از این نیز همینجا نوشته ام که طولانی شدن پروسه مقاومت و مبارزه مردم فقط به زیان اقتدارگرایان و حکومتی است که باید در آماده باش دائم زیست کند و مردم طی روندی بطئی و سنجیده، هم زندگی می کنند و هم به خواست ها و هدف ها و شیوه های مبارزه مدنی خود عمق و غنا می بخشند.

تاریخ انتشار : ۵ مرداد, ۱۳۸۸ ۷:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»