سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۲۶

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۶

آن هایی که پیش از ما “مقاله“ نوشتند، ونه شعر!

مونتانی، نويسنده فرانسوی را، پدر مقاله نويسی در غرب، در ٤٥٠ سال پيش می نامند. او خالق ژانری ادبی-فلسفی بنام مقاله بود و با مجموعه “مقالاتش“ نه تنها ژانری جديد بلكه تحولی فكری از زمان عصرنو تا زمان حال را موجب شد

Getting your Trinity Audio player ready...

مونتنی، نویسنده فرانسوی را، پدر مقاله نویسی در غرب، در ۴۵۰ سال پیش می نامند. او خالق ژانری ادبی- فلسفی بنام مقاله بود و با مجموعه “مقالاتش“ نه تنها ژانری جدید بلکه تحولی فکری از زمان عصرنو تا زمان حال را موجب شد، گرچه در جایی گفته بود که محتوای تمام مقالاتش، خود وی هست. فلسفه اومانیسم فرانسوی با نام مونتنی شروع شد و در کنار دکارت، او از پایه گذاران فلسفه جدید بود، گرچه بعضی از منتقدین او را “فیلسوفی غیرفلسفی“ نام گذاشتند. با وجود اینکه مقالاتش اغلب غیرسیستماتیک و اتوبیوگرافیک گونه هستند، ولی آنها حاوی سبک درخشان نویسنده گی وی میباشند. او در مقالاتش با سبکی آزاد، افکار خود را پیرامون موضوعاتی مانند: ادبیات، هنر، سیاست، تربیت، دولت، جامعه، دین و یا مسایل روزمره چون: رفاقت، شکنجه و یا در مخالفت با تعقیب دگراندیشان بیان نمود. مهمترین موضوع آثارش، دفاع از شرف و حیثیت انسانی و آزادی دگراندیشی بود. او تحمل دگراندیشان را بزرگترین صفت و تقوای دینی و اخلاقی می دانست. مونتنی با فلسفه شک گرایی اش به مخالفت با مکتب مدرسین اسکولاستیک قرون وسطا پرداخت. خردگرایی و شکاکی او را بر اساس فلسفه رواقی، مخصوصا اپیکور میدانند. او در مخالفت با افکار کلیسایی و فئودالی به دفاع از آزادی شخصی پرداخت. مجموعه مقالاتش صد سال بعد یعنی در سال ۱۶۷۶ از طرف واتیکان ممنوع شدند، و این اقدام کلیسایی موجب شد که روشنفکران روشنگر بعدی، از آن زمان تا امروز به نقد و اهمیت به آثارش بپردازند. یادداشت های ادبی روزانه او نیز سند مهمی از سیر تاریخ اندیشه از اواخر دوره اومانیسم فرانسوی هستند. جمله معروف فلسفی اش به تقلید از پیرون، اندیشمند یونانی، این بود که پرسید: “ ما چه میدانیم ؟“. 
مونتنی را میتوان یک اخلاق شناس دانست تا یک اخلاق گرا. او بجای وصف اخلاق، اصول رفتار و کردار انسان را مورد توجه قرار داد و در عوض آموزش درسهای اخلاقی، به انسان شناسی پرداخت. مونتنی پایه گذار اخلاق شناسی فرانسوی نیز به شمار می آید. موضوع آثارش اغلب انسان است، چون به نقل از او:“هر انسانی، آینه انسانیت جامعه است“. گروهی از اهل نظر، آثار او را بخشی از تئوری و نظریه شناخت و یا فلسفه زندگی به حساب می آورند. مونتنی می نویسد که وظیفه فلسفه آنست که ذات و ماهیت انسان را روشن نماید. او یکی از منتقدین فرهنگ زمان خود بود و به سیاست استعماری و اشغالگرانه آن زمان اروپا در قاره تازه کشف شده آمریکا، اعتراض کرد و نابودی بومیان و سرخپوستان از طریق مهاجمین اسپانیایی را، بربریت نامید. 
آثار مونتنی، تکانی اجتمایی برای جنبش روشنگری فرانسه آن زمان گردید. او خواست که میان اخلاق و فرهنگ باستان و عصر جدید پلی بزند و از انسان گرایی در مقابل سیاست تفتیش عقاید کلیسایی دفاع نماید. مونتنی کوشید با کمک فلسفه باستان یونان به مبارزه با اسکولاستیک مدرسین بنیادگرا بپردازد. صاحبنظران چپ، او را مبارزی مسالمت جو و روشنفکر نماینده منافع بورژوازی نوپا، در مقابل نظام فئودالی و مسیحیت مذهبی می شمارند. مونتنی به شکل رئالیستی و واقعگرایانه به شرح زندگی فردگرایانه پرداخت و در آثارش به مبارزه با: اتوریته، دگماتیسم و جزم گرایی، و بنیادگرایی ارتجایی ارتدکسی، پرداخت. کتاب چهار جلدی “مجموعه مقالات“ وی شامل بیش از هزار صفحه است. 
مونتنی همچون هراکلیت می گفت که چون جهان ذهن و عین دائم در حال تغییرات است، بنابراین آن قابل شناخت نیست. او ادعای شناخت حقیقی جهان را دیوانگی روشنفکرانه نامید و با تکیه بر نظرات فیلسوفی بنام سنکا گفت که به فرهنگ گذشته و سنتی باید با دیدی انتقادی نگریست. شک گرایی مونتنی نقطه عطفی در زمان عصر روشنگری شد. از جمله جنبه های فلسفه شک گرایان این بود که گفتند دانش و عمل انسان نسبی و غیر پایدار میباشد. او همچون طرفداران فلسفه رواقی می گفت که انسان نباید از مرگ وحشت داشته باشد، چون؛ فلسفه یعنی مقدمات آشنایی با مرگ. او شناخت حقیقت مطلق و دلایل آفرینش جهان را غیرممکن دانست و خواهان جدایی عقل از ایمان گردید و مکتب ایده آلیسم را به شارلاتانی، حیله و فریب مردم متهم نمود. او به عادلانه بودن ذاتی انسان، نیز متاسفانه شک داشت. مونتنی را می توان یکی از اجداد فلسفه وجود، یا اگزیستنسیالیسم دانست. 
نام اصلی میشل مونتنی (M. E. Montaigne 1533-1592)، میشل ایکوام بود. او سیاست مدار، حقوقدان، فیلسوف و اومانیسم بود. پدرش از تاجرین شراب، ماهی و مواد رنگرزی زمان خود بود که بدلیل ثروت کافی، از طرف پادشاه فرانسه، لقب اشراف گرفت و توانست قصری باشکوه بخرد. مادر مونتنی گویا از یهودیان مهاجر پرتقالی به فرانسه بود. به سبب رفاه خانوادگی، مونتنی بجای تربیت مذهبی کلیسایی، یا نظامی و ناسیونالیستی، از تربیتی اومانیستی روشنفکری، برخوردار شد. او در زندگی شاهد جنگ های مذهبی اواخر قرن ۱۶ فرانسه شد. مقالات او را تصویری رنگین از زندگی اش بشمار می آورند. یکی از آثار مشهور او خاطرات سفرهایش به آلمان، ایتالیا و سویس بود. مونتنی چند سالی نیز شهردار شهر بوردو در فرانسه شد، ولی دعوت هاینریش چهارم برای مقامی درباری را رد نمود و به کار نویسندگی و تئوریک در قصر خود پرداخت. از جمله دیگر مبارزات او مخالفت با سازمان های اجتمایی- سنتی مانند: ازدواج، کلیسا، تاج گذاری و غیره بود. دلیل آشتی مونتنی با موضوع مرگ را، حوادث ناگوار زمانش مانند: شیوع طاعون، وجود جنگ، آدم کشی و آتش سوزی، یا وقایع خصوصی زندگی اش مانند: مرگ ۵ فرزند خردسال و بیماری سنگ کلیه او میدانند. 
میشل مونتنی، یکی دیگر از معلمان خود را، سقراط نامید. او پیش از روسو، خالق یکی از روش های تعلیم و تربیت در غرب بود. استفاده بی شمار او از نقل قول های دوره باستان را، می توان آینه عقاید شخصی او دانست. پاسکال ولی از جمله مخالفان سرسخت مونتنی بود. او آثار مونتنی را ضد مسیحی و خودخواهانه نامید. تاکید مونتنی روی آزادی فرد، این سوء تفاهم را بوجود آورد که عده ای او را به جنون خودبینی و خودپرستی متهم کنند. اندیشمندان انگلیسی، مخصوصا فرانس بیکن و شکسپیر، از تحسین کنندگان آثار مونتنی بودند. بحث های مونتنی پیرامون مقوله های زندگی و پیری، باعث تحسین باکون شد. از جمله دیگر طرفداران مقاله نویسی مونتنی، می توان از: ولتیر، روسو، ژید و نیچه نام برد. نیچه میگفت که برای تحمل جهان انسان باید با مونتنی دمخور و همخانه گردد، و بحث های مونتنی پیرامون مرگ، موجب علاقه انسان به ادامه زندگی می شوند، چون او به خواننده درس مقاومت برای ادامه زندگی میدهد. نیچه خود را از جمله خویشاوندان فکری مونتنی دانست و او را همچون شوپنهاور، از آموزگاران کبیر انسان غربی دانسته و صداقت او را قابل تحسین شمرد. استفان تسوایک، مونتنی را یکی از پیشاهنگان مدرنیته و دانش نو دانست که در مفابل تاریک اندیشی زمان خود قد علم کرده بود. و گوته هم گویا از قلم و عقاید مونتنی به شگفت آمده بود. 

تماس با نویسنده: 
falsaf@web. de 

تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن, ۱۳۸۴ ۱۱:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چه باید کرد؟

در جستجوی امید در روزهای تیره ناامیدی

محاصره دریایی ایران و قحطی و گرسنگی دادن به ۹۰ میلیون ایرانی با هر هدفی که باشد توسط آمریکا جنایت جنگی است

جنگ اقتصادی دشمن کافی نیست؟

ادای احترامی به انسان‌های شریف و گمنام دههٔ شصت؛ ماجرای مسافرخانه گوهردشت

 اندوه فراوان از درگذشت، رفیق مرتضی آرامیان در شهر هانوفر