سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۵

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۵

آیا گذشته از حال سبقت میگیرد؟

ديده بان حقوق بشر:
وزير داخله جمهوری اسلامی به جنايت عليه بشريت متهم است

ديگر دورانی که افراد در خلوت و خاموشی هر آنچه ميخواستند انجام ميدادند و فکر ميکردند تا ابد بر مسند قدرت تکيه دارند گذشته است. نرم هايی در جهان در حال شکل گيری هستند که بر اساس آنها فرد و ملت مورد ظلم واقع شده محکوم به پذيرش ظلم در داخل نيست و ميتواند در جهان بيرون دادخواهی کند. ديگر محکمه های محلی و ملی آخرين مراجع رسيدگی به موارد نقض حقوق انسانی نيستند

انتشار گزارش روز چهارشنبه دیده بان حقوق بشر برگ دیگری در دفتر فعالیت های حقوق بشری در ایران گشود. 
شهرداری تهران که برآمدگاه رئیس جمهوری اسلامی ایران است در ماه های گذشته مادران و همسران مدفون شدگان گلزار خاوران را با برخوردهایی مواجه ساخت که این به عزا نشستگان عزیزان هرگز تدفین نشده خود، لب به شکایت گشودند. شکایت نه از این بود که چرا و چگونه و چه وقت عزیزان شان به زیر خاک خاوران رفتند نه! شکوه از آن بود که چرا سنگ قبر عزیزانشان آسایش نمییابد و هر از گاه زیرو زبر میشود و اکنون تصمیم شهرداری تهران بر آن شده که گورستان خاوران را “بازسازی” کند.
یک عضو خانواده ی یکی از قربانیان اعدام های دسته جمعی ۱۳۶۷ میگوید:” پس از گزارش دیده بان حقوق بشر خاوران دیگر آن خاوران غریب و بی کس نخواهد بود. اگر در داخل ایران فریاد دادخواهی ما به جایی نرسید، دست کم در جهان بیرون دیگر بر این جنایت بزرگ چشم بسته نمیشود.”
در گزارش منتشر شده توسط دیده بان حقوق بشر راز سر به مهری افشا نشده است. اما برای اولین بار یک سازمان حقوق بشری و معتبر جهانی آنچه را که هزاران مادر و همسر به ابد سیاه پوش طی سالها ضجه زده بودند مستند کرده است. 
گزارش دیده بان حقوق بشر به اعدامهای دهه ۱۳۶۰ بویژه اما به اعدامهای دسته جمعی ۱۳۶۷ در زندانهای ایران پرداخته است. این گزارش با استناد به منابع آشنایی همچون خاطرات آیت الله حسینعلی منتظری و شهادت های دیگر، وزیر کشور دولت اسلامی احمدی نژاد را به شرکت داشتن در آنچه “جنایت علیه بشریت” نامیده شده است، متهم میکند.
 در این گزارش مشخصا به نقش مصطفی پورمحمدی و غلامحسین محسنی اژه ای ــ وزرای کشور و اطلاعات دولت “مهرورزی”ــ در جنایت مذکور و همچنین در قتل های زنجیره ای و موارد سرکوب مطبوعات و روحانیون معترض پرداخته میشود. 
محسنی اژه ای متهم است که فرمان قتل پیروز دوانی را صادر کرده است.
در همین رابطه میتوان خاطرنشان کرد که به گزارش “تورنتو استار”، یکی از بزرگترین روزنامه های کانادا، دادگاهی در کانادا شکایت علیه چندین تن از رهبران ایران را که متهم به آدم ربایی و شکنجه شده اند ثبت کرده است. در این شکایت نامه مشخصا از وزیر اطلاعات کنونی دولت اسلامی به عنوان متهم نام برده شده است.
در بهار ۱۳۸۳ در نشست رسمی هئیت منصفه مطبوعات، آقای محسنی اژه ای که به عنوان رئیس دادگاه ویژه روحانیت در آن نشست حضور داشت به سوی آقای عیسی سحرخیز حمله ور شده، وی را در ناحیه سینه گاز گرفته و مصدوم ساخت. حجت الاسلام محسنی اژه ای پس از گاز گرفتن معاون سابق وزارت ارشاد، قندانی را که در مقابل داشت به سمت او پرتاب کرد.
در گزارش اخیر دیده بان حقوق بشر به این حادثه نیز اشاره ای رفته است. شهروند با آقای عیسی سحرخیز گفت وگویی در همین رابطه انجام داد که در زیر آمده است.
خ ــ ش 

آقای سحرخیز گزارش آخر دیده بان حقوق بشر را دیده اید. مصطفی پورمحمدی وزیر کشور، در این گزارش به جنایت علیه بشریت متهم شده است نظر شما در این رابطه چیست؟ 

ــ اینطور مسائل را نمیتوان به سادگی و به سرعت قضاوت کرد. پرونده باید گشوده شود. شاید بسیار بیش از آنچه عنوان شده است مورد وجود داشته باشد و شاید خلاف این باشد. اما نکته ای را که لازم است به آن دقت کنیم این است که برخورد جهان با جباران و جنایتکاران در حال عوض شدن است. دیگر دورانی که افراد در خلوت و خاموشی هر آنچه میخواستند انجام میدادند و فکر میکردند تا ابد بر مسند قدرت تکیه دارند گذشته است. نرم هایی در جهان در حال شکل گیری هستند که بر اساس آنها فرد و ملت مورد ظلم واقع شده محکوم به پذیرش ظلم در داخل نیست و میتواند در جهان بیرون دادخواهی کند. دیگر محکمه های محلی و ملی آخرین مراجع رسیدگی به موارد نقض حقوق انسانی نیستند. در همین رابطه است که ما شاهد هستیم که چندین و چند دادگاه بین المللی و یا دادگاه های محلی با نظارت بین المللی به جنایات جنایت کاران در دهه های گذشته میپردازند. 
موارد شیلی، یوگسلاوی سابق و یا مورد صدام حسین در عراق چشم انداز روشنی را نشان میدهند که جباران و جنایت کاران به ندرت میتوانند از دست عدالت فرار کنند.

گزارش دیده بان حقوق بشر، اتهامات مشابهی به آقای محسنی اژه ای وزیراطلاعات دولت فعلی وارد کرده است. هنوز خاطره حمله آقای اژه ای به شما و گاز گرفتن شما از یادها نرفته است. مورد آقای اژه ای را چگونه میبینید؟ 

ــ بله. به این مورد نیز در گزارش دیده بان حقوق بشر اشاره ای رفته است. در مورد ایشان کلا، سه دسته اتهام مطرح شده است. یکی اتهاماتی که در جایگاه دادستان دادگاه های انقلاب کشور و ریاست دادگاه ویژه روحانیت طرح شده، که بی شک معروفترین آن مورد حصر آقای منتظری است. در همین راستا مواردی وجود دارد که هنوز بیرون نیامده است. ما میدانیم مواردی مشابه آنچه شما به آن اشاره کردید وجود داشته است که در محیط های بسته تر اتفاق افتاده اند و علنی نشده اند. 
یک دسته اتهامات دیگر به توقیف فله ای مطبوعات باز میگردد. این روشن است که آقای اژه ای نقش غیر قابل انکاری در این رابطه داشته است. اما بگذارید در همین جا تاکید کنم که اگر چه او در اینجا نقش آمر را داشته است اما از زاویه دیگری او نیز عامل فرامین افراد بالاتر بوده است. 
دسته دیگر اتهامات ایشان موارد جزیی، همچون موردی است که در مورد من اتفاق افتاد. اینها در حقیقت نشانگر آن چیزی است که در دادگاه ویژه روحانیت گذشته و بیانگر آنست که عده ای روحانی نما بر مسند قدرت و ثروت تکیه زده اند. در مقابل، روحانیونی که قبل از انقلاب مبارزه کرده اند مورد ظلم قرار میگیرند. و یا همچنین روزنامه نگارانی که به اشکال مختلف تحت فشار قرار گرفته اند. همانطور که در پاسخ به سئوال قبل گفتم، در شرائط امروز دیگر آنها که مورد بیداد قرار گرفته اند خود را به محاکم ملی و محلی محدود نمیبینند. و نهایت این روند گر چه دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد و آنچه صدام و پینوشه با آن مواجه شدند در انتظار دیگران نیز نشسته است.

به نظر میآید بعد دیگری از این گزارش به مراتب عمیق تر است و به بیش از برخورد فردی که شما مطرح میکنید نظر دارد. مثلا جو استروک ( Joe Stork) ، معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر گفته است که چنین افرادی باید باید از حکومت به زیر کشیده شوند… 

ــ ما نمونه بارز این امر را در دادگاه های بین المللی مشاهده میکنیم. این دادگاه ها وقتی که با موارد اینچنینی روبرو میشوند در اولین گام خواستار برکناری افراد متهم از مناصب دولتی خود هستند. اما اکنون پروسه هایی در سازمان ملل در جریان است که از این فراتر میرود. بر اساس این موازین جدید نه تنها عاملان جنایتکاری بلکه حاکمان مورد سئوال هستند. آنها اگر خود از جنایات مطلع باشند به عنوان یاری دهنده مستقیم به جنایت کاران محسوب میشوند و اگر پس از وقوع جنایت از آن مطلع شوند اما همچنان از معرفی متهمان به دادگاه های ملی و بین المللی جلوگیری کنند خود باید منتظر سرنوشتی مشابه با جنایتکاران باشند. این بدان معناست که آنها که از سپرده شدن متهمان جنایتکار به دستگاه عدالت جلوگیری میکنند خود روزی به عنوان متهم پشت میز محاکمه خواهند نشست. گر چه این روند در سازمان ملل تازه آغاز شده است، اما به صورت شتابان به جلو میرود و در آینده ای نزدیک به آنچه گفتم منتهی خواهد شد.

به نظر شما تکلیف نظامی که وزرای آن به جنایت علیه بشریت متهم میشوند چیست؟ چه سرنوشتی در انتظار چنین نظامی قرار دارد؟ 

ــ ببینید این حکم تاریخ است و حدیثی از پیامبر داریم که بر اساس آن حکومت میتواند با کفر باقی بماند اما با ظلم نمیتواند. من فکر میکنم چنین نظامهایی سیر طبیعی خود را طی میکنند و اگر اجحاف ادامه یابد این حکومتها محکوم به نابودی هستند. در عین حال به عقیده من دنیا به آن سمت میرود که دولتها را به رعایت نرم های بین المللی مجبور کند. به آن سمت سوق میدهد که موازین حقوق بین المللی را رعایت کنند، اما تقابل با این روند و حمایت از جنایتکاران هزینه سنگینی در بر دارد که آنها که چنین میکنند در سطح داخلی و بین المللی این هزینه را پرداخت خواهند کرد. 

من فکر میکنم نمیتوان درباره حقوق بشر و عدم رعایت آن در ایران صحبت کرد و از زندانیان سیاسی از جمله اکبر گنجی و ناصر زرافشان یاد نکرد. به نظر شما ممکن است تاثیرات جانبی این گزارش به بهبود شرایط اکبر گنجی بیانجامد؟

ــ حتما خبر دارید که تقریبا همزمان با این نامه، نوشته دیگری از سوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر شده است. این نوشته خطاب به آقای احمدی نژاد است و طلب کرده است که در پی درخواست دبیر کل سازمان ملل در ماه آگوست آقای اکبر گنجی فوری آزاد شود. البته طبیعی است که ما از حکومتهایی که به حقوق بشر احترام نمیگذارند امید نداریم که این برخوردها آنها را به سمت رعایت عدل و انصاف پیش ببرد. این حکومتها معمولا هزینه های کلانی بابت اینگونه رفتارهای خود میپردازند. به هر حال من میخواهم ابراز تاسف کنم از اینکه فردی در شرایط سلامتی نامساعد که گنجی در آن به سر میبرد و در هر کشور دیگری بود یقینا از زندان آزاد میشد همچنان زندانی است. تصور کنید در بالاترین سطوح سازمان ملل و بزرگترین روشنفکران جهانی خواستار آزادی گنجی شده اند اما به حرف و خواسته اینها اهمیت داده نشده است. متاسفانه ما شاهد این هستیم که کینه ورزی های شخصی سبب شده است تا از آزادی ایشان ممانعت شود. گنجی در زندان بماند و ما هر لحظه منتظر این باشیم که برای ایشان حادثه ای پیش بیاید.

اگر از”کینه ورزی شخصی”، آقای سعید مرتضوی را در نظر دارید جای این توضیح خالی است که آقای مرتضوی قدرت خود را از کجا میگیرد؟ 

ــ من از آقای مرتضوی صحبت نکردم. او اصلا کاره ای نیست…. 

پس کدام قدرت است که گنجی را با وجود درخواستهای گسترده جهانی و داخلی در زندان نگه داشته است؟ 

ــ آقای مرتضوی اصلا در جایگاهی نیست که بتواند در مقابل خواست و تصمیم سران یک کشور ایستادگی کند. صدها فرد مثل مرتضوی را میتوان یک روزه برکنار و حتی مجازات کرد. اگر کسی منافع ملی را در نظر بگیرد پیش از آنکه به این منافع خسرانی وارد شود باید وارد عمل شود و فرد خاطی و جنایتکار را به دست عدالت بسپارد. مساله اصلا آقای مرتضوی نیست. مساله بالاتر از اینهاست. 

آقای سحرخیز برای وقتی که به ما دادید از شما متشکریم 
گفت وگو: ۱۵ دسامبر ۲۰۰۵ 
شهروند – شماره ۱۰۴۳ – ۱۶ دسامبر ۲۰۰۵ – جمعه ۲۵ آذر ۱۳۸۴ 
shemiranie@yahoo.com 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۴ دی, ۱۳۸۴ ۵:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!