سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۱:۲۸

جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۸

آیا با این متد بحث به “تشکل بزرگ چپ ایران” میتوان رسید؟

آیا چنین وحدتی در ایران و جنبش چپ ایران تاثیر گذار خواهد بود؟ آیا اصرار و حضور بخشی از رفقای ارزشمند سازمان اتحاد فداییان خلق ایران و بخشی از کنشگران چپ و سازمان فداییان خلق ایران اکثریت تامین کننده تحقق "تشکل بزرگ چپ" است؟

Getting your Trinity Audio player ready...

رفیق محمد اعظمی مطلبی تحت عنوان “به کجا چنین شتابان؟” در پاسخ به اطلاعیه کمیته مرکزی سازمان اتحاد فداییان خلق ایران نوشته است. در بخش اول این مطلب حرفهای کلی درستی در نکوهش تقدس گرایی و منزه طلبی چپ ایران گفته است. اما در ادامه آنجایی که به مشخص میپردازد، متاسفانه خود گرفتار همان برخوردهایی میشود، که خود به نقد آنها پرداخته است.

یکی از دستاوردهای مثبت نظری-سیاسی بخش بزرگی از چپ ایران پذیرش و پایبندی به معیارهای دمکراتیک زندگی حزبی بوده است. پذیرش دمکراسی درون حزبی و قبول تنوع و اختلاف در عرصه های نظری، سیاسی و تشکیلاتی دیگر نمیتواند براحتی انشعاب و جدایی را در سازمانهای سیاسی چپ دمکرات توجیه بکند. بویژه آنجایی که پای پروژه ایی تحت نام “تشکل بزرگ چپ” مطرح است.

تا آنجایی که گزارش و مصوبات کنگره آخر سازمان اتحاد فداییان در سطح جنبش منتشر شده است. این سازمان در کنگره خود در باره “پروژه تشکل بزرگ چپ” نتوانستند به یک تصمیم قطعی برای ادامه یا توقف آن برسند. این موضوع همچنان یکی از چالشهای مهم درون سازمانی اتحاد فداییان محسوب میشود. اما رفیق محمد اعظمی درست آنجایی که به جنبش باید توضیح بدهد، که چرا همچنان قائل به زندگی مشترک سازمانی در اتحاد فداییان خلق ایران هست،! اما بدون توجه به مصوبه کنگره سازمان اتحاد فداییان، قائل به پیشبرد پروژه ایی فقط با همراهی بخشی از سازمان اتحاد فداییان است، که هنوز سازمان متبوعش به نتیجه قطعی نرسیده است؟ درست آنجایی که رفیق باید توضیح بدهد، ترجیح میدهد که سکوت کند.

اگر رفیق محمد اعظمی اختلافات درون سازمانی اتحاد فداییان توضیح میداد. نگاه و عملکرد بخش مخالف “پروژه تشکل بزرگ چپ” را نقد میکرد. آنگاه میشد، در عرصه نظر با ایشان همراهی و همدلی کرد. اما ایشان ترجیح میدهد، در عرصه چرایی عملکرد خود و جناح طرفدار پیشبرد “پروژه تشکل بزرگ چپ” در اتحاد فداییان سکوت کند. چرایی سکوت ایشان کاملا روشن است. چرا که بلحاظ توضیح معیارهای زندگی دمکراتیک درون حزبی، نمیتواند توضیح بدهد، که این چه نقدی به تقدس گرایی و منزه طلبی بخشی از چپ ایران است؟ خود با همان منزه طلبی و خود بزرگ بینی اصرار بر ادامه راهی هست، که هنوز نتوانسته سازمان مطبوع خود را به ادامه یا توقف آن پروژه قانع بکند. این یک حقیقت است که جنبش چپ از تقدس گرایی و منزه طلبی و فرقه گرایی ضربات زیادی خورده است. اما این هم حقیقت دارد که جنبش چپ از تازاندن، بی حوصلگی در حل مسایل درونی و روحیه اینکه به اختلاف برخوردیم راحترین کار که همانا انشعاب و تفرقه است را برگزینیم، ضربات جبران ناپذیری خورده است. حتی همه اینها تحت عنوان وحدت خواهی باشد.

امروز بر همه ما روشن است، که تازاندن انشعاب ۱۶ آذر ۱۳۶۰ در سازمان فداییان خلق ایران اکثریت، با شعار “وحدت طلبی و انحلال طلبی” اجتناب ناپذیر نبود. بدتر از همه اینکه تجربه انشعابات تمامی جنبش چپ نشان میدهد که بر بستر انشعاب، جداییها و بحرانها جمع شدن عددی هر جمعی تحت عنوان “وحدت چپ” الزاما وحدت خواهی و نیل به مقصود نیست. از بطن هیچ انشعابی، وحدت پایدار و معطوف به پایگاه اجتماعی در نخواهد آمد.

رفیق محمد اعظمی به درستی بر احساس مسئولیت سازمان فداییان خلق ایران اکثریت در اینکه باعث و بانی انشعاب و تفرقه در سازمان اتحاد فداییان خلق نباشند، انگشت میگذارد. از سازمان فداییان خلق ایران اکثریت انتقاد میکند، که “حساسیت بیش از حد و ملاحظه کاری تا حد محافظه کاری این نمایندگان را مورد انتقاد قرار می دهم. نمایندگان سازمان اکثریت مدتهای طولانی برای اقناع مخالفان وحدت در اتحاد فدائیان آب در هاون کوبیدند و عملا کارها را برای جلب آنان به پروژه وحدت، به تاخیر انداختند.”

اما بخاطر همان حساسیتها و بیراهه هایی که بی توجهی یا کم توجهی به مصوبات قانونی کنگره های سازمان، در درون ما بر سر ارزیابی از نقشه راه و جوانب مختلف “پروژه تشکل بزرگ چپ” در شرایط جدید اختلاف وجود دارد. با توجه به اطلاع ایشان از این اختلافات در درون سازمان ما بر سر ادامه “پروژه تشکل بزرگ چپ” در شرایط جدید که شورای موقت سوسیالیستها اعلام انصراف داده اند. سازمان اتحاد فداییان خلق دچار بحران است و متاسفانه با آنچه که از نوشته رفیق اعظمی برمیاید، سازمان اتحاد فداییان در آستانه انشعاب است. بجای توضیح، طرح و عنوان واقعی اختلافات در درون سازمان فداییان خلق ایران اکثریت، متوسل به تحقیر و اتهام زدن منتقدین درون سازمان ما، میشود.

ایشان مینویسد: آیا اکثریت کمیته مرکزی سازمان ما، نمی داند که ناخواسته با طرح این مساله، در امور درونی سازمان اکثریت دخالت می کند؟ رفقای ما مطلع اند که در درون سازمان اکثریت در رابطه با پروژه وحدت نارضایتی هائی وجود دارد.” ایشان در جای دیگری از مقاله اش مینویسد: “آیا این توپ ناشیانه برای تحریک ناراضیان درون سازمان اکثریت به میدان پرتاب نشده است؟ این شیوه ها را کنار بگذاریم. “چشمها را باید شست“.

رفیق اعظمی عزیز، بدرستی قایل به “چشمها را باید شست” هستید. در درون سازمان فداییان خلق ایران اکثریت، “نارضایتی هائی” وجود ندارد، بلکه اختلاف نظر برای ادامه “پروژه تشکل بزرگ چپ” در شرایط و وضعیت جدید بوجود آمده، وجود دارد. این اختلافات هم نه ناشی از بی توجهی یا کم توجهی به امر مهم وحدت چپ، بلکه بستگی به این سوال مرکزی دارد، که آیا بر بستر کناره گیری، تنش، انشعاب و گسترش بحران در مولفه های تاکنونی این پروژه میتوان به یک وحدت پایدار و موفق دست یافت؟ آیا چنین وحدتی در ایران و جنبش چپ ایران تاثیر گذار خواهد بود؟ آیا اصرار و حضور بخشی از رفقای ارزشمند سازمان اتحاد فداییان خلق ایران و بخشی از کنشگران چپ و سازمان فداییان خلق ایران اکثریت تامین کننده تحقق “تشکل بزرگ چپ” است؟

شما مینویسید: “در عمل نتیجه اش می تواند به سهم خود در امر وحدت چپ کارشکنی کند.” کارشکنی در امر کدام “وحدت چپ”؟ از نظر ما مسئولانه و متعهدانه این هست، که همه دست اندرکاران تاکنونی “پروژه تشکل بزرگ چپ” وظیفه دارند، نسبت به سرنوشت و آنچه که در هر کدام از مولفه های تاکنون میگذرد، احساس مسئولیت بکنند. هر آنچه را که برای خود نمیخواهند، برای دیگران هم نخواهند. ما راهی را با هم شروع کردیم، در ادامه راه با مشکلاتی مواجه شده ایم. باید همه بپذیریم که مشکل و مسئله متعلق به همه است. راحتترین کار این است، که تحت عنوان مهم بودن “امر وحدت چپ” دیگرانی که مانند شما فکر نمیکنند، را به “کارشکنی” و … متهم بکنید و از این طریق هر کسی کار خود و راه خود را برود. در این بین اگر موفق شدید با جمع کردن عددی جمعی از مولفه های مختلف باقی مانده “پروژه تشکل برزگ چپ” که دیروز رسالت تشکل یابی بخش بزرگی از چپ را بر عهده داشت، سازمان جدیدی شکل بدهید، که به جمع دهها سازمان موجود اضافه بشود. براستی آیا پروژه شما میتواند، چه بلحاظ آموزش دمکراتیک زندگی حزبی، چه بلحاظ منتج شدن به تشکل بزرگ چپ که بتواند اعتمادی در پایگاه اجتماعی چپ بوجود بیاورد، دستاوردی محسوب خواهد شد.؟

 رفیق محمد اعظمی، این چه برخورد تحقیر آمیز و کوچک جلوه دادن، رفقایت هست، که در باره آنها مینویسی: “آیا این توپ ناشیانه برای تحریک ناراضیان درون سازمان اکثریت به میدان پرتاب نشده است؟ این شیوه ها را کنار بگذاریم. “چشمها را باید شست”. تو با شناخت کامل از رفقای به ذعم شما “ناراضیان درون سازمان اکثریت” طوری عنوان میکنی و ظاهرا با یک تیر دو نشان میزنی، هم صاحبان اختلاف نظر در درون سازمان فداییان خلق ایران اکثریت را تحقیر میکنی و هم رفقای هم سازمانی خودت را متهم به “تحریک ناراضیان درون سازمان اکثریت” میکنی! حقیقت این است که در درون سازمان فداییان اکثریت بر سر پروژه تاکنونی که متاسفانه در شرایط جدیدی قرار گرفته است، اختلاف وجود دارد. این اختلاف هم نه با فروکاستن آن به حد “ناراضیان” قابل توضیح هست و نه با تحقیر این “ناراضیان” به “تحریک” شدگی، حلال مشکلات است.

باید از این نوع برخورد ها هم متاسف بود و هم هشدار دارد که این برخوردها و این تحقیرها تجربه شده است. نتیجه اش هر چی بوده، اعتماد و منتج به وحدت گسترده در چپ نبوده است.

وهاب انصاری – علی صمد

۳۰ ماه مای ۲۰۱۶

تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد, ۱۳۹۵ ۱۱:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

درهای گلزار خاوران همچنان بر روی خانواده های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ بسته است

ماریا مونته‌سوری؛ زنی که آموزش را راهی برای ساختن صلح می‌دانست

از حملات غنی‌نژاد تا بحران گفت‌وگو: جنسیت و خشونت زبانی در میان روشنفکران

انحلال و ادغام رسمی رژوا در ساختار دولت سوریه، واقعه‌ای تلخ یا گامی به جلو،‌ آنگونه که مظلوم عبدی ادعا می کند؟!

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد