سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۱۵

جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۵

آیا ما آکادمیسین ایم، ژورنالیست ایم، یا رهبران سیاسی جنبش مردمی؟

فقط با حضور یک اپوزیسیون مستقل سکولار دموکراتیک خارج حکومتی تحولگرایی که آن را دموکراتهای رادیکال لائیک رهبری می کنند امکان این فراهم می شود که لیبرالیستهای اسلامی خود را از مافیای سیاسی - نظامی ارتجاعی کودتا جدا بکنند و منافع خود را در اتحاد با این جبهه جستجو کنند. فقط چنین آلترناتیو مستقل و قدرتمندی امکان این را فراهم می کند که انها در این مسیر رادیکالیزه بشوند، نه پند و نصیحتهای عقلانی

گسستگیهایی در رابطه با پیوند سیاسی روانی مبارزاتی بین توده های مردم، بخصوص زنان و جوانان، از یک طرف، و پیشاهنگان سیاسی سوسیال دموکرات آنها از طرف دیگر کاملا مشاهده می شود. مجموعه یک سری عوامل می تواند در شکل گیری چنین پدیده ای دخیل باشد. شاید اگر بخواهیم لیستی از این عوامل را اسم ببریم، فاکتورهای زیر از آن جمله دلایل موثر باشند: تعویض نسلها و عدم بازتاب آن در ساختارهای سازمانهای سیاسی، جدایی موقعیّت جغرافیای سازمانهای سوسیال دموکرات از ایران، نقصان در زمینه تحول یابی آرمانی متناسب با آرمانهای نسل جوان، و بازمانده های اندیشه های بازدارنده متاثر از راه رشد غیرسرمایه داری و مشی افراط گری چپ.

واقعاُ ما از خودمان می پرسیم آیا ما ژورنالیست هستیم، اقتصاددانیم، آکادمیسین هستیم، یا سیاستمداریم؟ خیلی از ماها خود را بعنوان فعال سیاسی می شناسیم و رسالتی در هدایت و به مقصد رساندن جنبش مردمی داریم ولی تمامی نوشته ها و عملکردهای ما غیر از این را نشان می دهد. اگر بعنوان فعال سیاسی برای به مقصد رساندن خیزش مردمی نقشی قائلیم، آن مقصد در این برهه تاریخی و در این شرایط تاریخی کجاست و چیست؟ آیا سازمان سیاسی ما پلاتفرم آیندۀ این برهه تاریخی را برای ما ترسیم کرده است؟ آیا خود ما تعریف تاریخی اجتماعی شفاف و مشخصی از آن داریم تا برای همه ارائه کنیم؟

خود را در حدّ رهبران جنبش مردمی می دانیم ولی نقشمان در حد یک ژورنالیست فقط به بیان و تشریح وضعیت و شرایط عینی تنزل پیدا کرده است. رسالت رهبری احزاب سیاسی را داریم ولی کار ما از حد آکادمیسینها خارج نمی شود که به تکرار نقطه نظرات “حسین و اکبر و مهدی و …” کفایت می کنیم و در بهترین حالات آلترناتیوهای مختلف آنها را تشریح می کنیم. آیا نقش تاریخی رهبران جنبش سیاسی مردمی تا این حد تنزل کرده است؟ آیا لازم نیست برای یکبار و همیشه با خودمان تعیین تکلیف بکنیم که ما خود را لایق رهبری جنبش مردمی می دانیم یا نه؟ اگر خودمان را فعال سیاسی می دانیم باید مثل فعالان سیاسی به رسالت تاریخی خود واقف بوده و در جایگاه درست خود تعهد کنیم تا به نقش تاریخی خود عمل کرده باشیم.

ین که آیا موفق می شویم تحلیل درست ارائه داده و برنامه سیاسی و پلاتفرم مناسبی تنظیم بکنیم ، و یا این که استراتژی و تاکتیک مرحله ای ما درست است یا نه مساله ای است جدا، ولی سوال اینجاست که آیا خودمان را بعنوان فعالان سیاسی موظف می دانیم که صاحب تحلیل مشخص، پلاتفرم مرحله ای، استراتژی و تاکتیک مبارزاتی لازم برای این مرحله تاریخی باشیم؟ باید با لباس مستقل، برنامه و استراتژی و تاکتیک مستقل وارد میدان بشویم تا همه ما را با یونیفرم و لباس مستقل و مشخص خودمان بشناسند، نه از طریق نسبتهایی که با اکبر و حسین و مهدی و غیره داریم.

تا به حال که خلاف این را نشان داده و به تکرار گفته های این و آن پرداخته ایم. حرف مشخص ما چیست؟ کدام بخشهایی از برنامه ما، ما را از دیگران مترقی تر نشان می دهد؟ آیا نباید استراتژی و تاکتیک مرحله ای ما (اگر صاحب استراتژی و تاکتیک مرحله ای خاصی هستیم) از دیگران بالنده تر، تحولگرایانه تر، عملی تر و واقعبینانه تر باشد؟ امروزه رهبران سیاسی از بدنه تشکیلاتها و به همان نسبت سازمانهای سیاسی از سطح آمادگی سیاسی روانی جنبش مردمی عقبتر افتاده اند.

جنبش مردمی آبستن تحولات نوینی است. محیطهای کار و کارگری از حالت خواسته های صنفی به تقاضاهای سیاسی ارتقاء پیدا می کنند. نشانه های سازمان یافتگی کارکنان و کارگران بیشتر و عمیق تر مشاهده می شوند. خلاء عدم پاسخگوئی سازمانهای سیاسی سوسیال دموکراتیک به انتظارات تاریخی و رسالتهای تاریخی را، که از آنها انتظار می رود، شخصیتهای پراکنده از اقشار و بخشهای مختلف روشنفکری پر می کنند. شاهد اعتصابات سیاسی در آینده بودن غیرقابل انتظار نیست.

صحبت از این شد که فعالان سیاسی یکی از اهدافشان هدایت جنبش مردمی جهت رسیدن به مقاصد مرحله ای و تاریخی خیزش مردمی است. آیا این اهداف و مقاصد را بصورتی شفاف برای خودمان ترسیم کرده ایم؟ آیا تحلیلی عینی و تاریخی از جنبش اخیر داریم تا بر محور آن سناریوهای احتمالی پیشامدی را بتوانیم پیش بینی بکنیم و در برخورد با آنها تاکتیکهای لازم را برای آن احتمالات مختلف مد نظر داشته باشیم؟ جالب اینجاست که کارها دارند کاملاُ برعکس پیش می روند. خلاء عدم پاسخگویی فعالان سیاسی به نقش تاریخیشان را آکادمیسینها و ژورنالیستها و غیره پر می کنند.

یکی از این نمونه ها اطلاعیه “سکولار دموکراتهای سبز” می باشد که با استقبال قابل توجهی روبرو شد. هیچ برنامه ای جبهه ای نمی تواند ایده آل باشد و نمی تواند خواسته های همه را کاملاُ بر آورده بکند، ولی این برنامه توازنی را در اطلاّعیه خود ایجاد کرده که در شرایطی که همه می توانند بر آن انتقاداتی داشته باشند، در عین حال کمتر کسانی، با اندیشه سیاسی سوسیال دموکرات و یا سکولار دموکرات، یافت می شوند که کلیت آنرا رد بکنند. این در شرایطی است که خیلی از تهیه کنندگان آن “آکادمیسینها”، “ژورنالیستها” و فعالان غیرسیاسی میباشند. در شرایطی که سیاسی کاران ما تشریح امورمی کنند، آکادمیسینها و ژورنالیستهای ما کمر همّت به تغییر شرایط اجتماعی بسته اند.

غرش زلزله های بعدی را می شود زیر پا احساس کرد. آیا در راستای ایجاد آلترناتیو مستقل سیاسی سکولار دموکراتیک بصورت شفاف و مستقل نقش سیاسی رهبری کننده را ایفا خواهیم کرد تا بتوانیم اپوزیسیون بالنده درون حکومتی را در صفوف تحولگرایان بیاوریم، یا در صف محافظین و نگهبانان ولایت فقیه خواهیم بود. در صورت عدم شکل گیری اپوزیسیون سکولار دموکراتیک مستقل از حکومتیان با رهبری تحولگرایان سکولار دموکراتیک (و نه لیبرالیستهای اسلامی)، اپوزیسیون درون حکومتی با جناح حاکم حکومتی حول حفظ یکپارچگی نظام وحدت خواهند کرد.

بر کسی نباید پوشیده باشد که اپوزیسیون لیبرال دموکراسی اسلامی درون حکومتی تا این مقطع زمانی تمامی توان سیاسی خود را، شاید بیشتر از ظرفیت خود در مقابله با مافیای نظامی سیاسی کودتا بکار برده است. شرایط عمومی داخلی و خارجی می تواند تا یک مقدار دیگر این اپوزیسیون را در این مسیر پیش ببرد، اما عدم توجه به خواستگاه اقتصادی آنها و در نظر نگرفتن منافع مشترک اقتصادی کل حکومتیان بر پایه همان خواستگاه، یک خطای جبران ناپذیر است. درست است که لیبرالیسم اسلامی احتیاج به حکومت قانون و امنیت سرمایه گزاری و استمرار مناسبات اقتصادی و سیاسی بین المللی دارد، ولی این جناح انباشت اولیه این سرمایه ها را از همان پایگاه های ارتجاعی شبکه ای قبلی خود بدست آورده و هنوز هم در می آورد.

لیبرالیسم اسلامی بر اساس اتکا به شبکه های تکنوکراسی و بوروکراسی خود سالها بر اقتصاد دولتی نیش و چنگال زده و از آن تغذیه کرده است و از طریق شبکه های فامیلی اجتماعی خاصّ خود بخشهای قابل توجهی از اقتصاد صنعتی، خدماتی، تاسیساتی و تجاری مملکت را در چنگال خود داشته و هنوز هم دارد. وقتی از اینها صحبت می کنیم، باید شبکه های اقتصادی سیاسی پشت آنها را با تصویر روشن ماهیت آنها در نظر بگیریم.

دقیقا به همین دلایل است که نقاط اشتراک این دو جناح مخالف حکومتی بر نقاط افتراق آنها می چربند. دقیقا به همین دلیل است که فقط و فقط با حضور یک اپوزیسیون مستقل سکولار دموکراتیک خارج حکومتی تحولگرایی که آن را دموکراتهای رادیکال لائیک رهبری می کنند امکان این فراهم می شود که لیبرالیستهای اسلامی خود را از مافیای سیاسی – نظامی ارتجاعی کودتا جدا بکنند و منافع خود را در اتحاد با این جبهه جستجو کنند. فقط چنین آلترناتیو مستقل و قدرتمندی امکان این را فراهم می کند که انها در این مسیر رادیکالیزه بشوند، نه پند و نصیحتهای عقلانی.

کاملا بر عکس آنهایی که سیاست مناسبات عقلانی از طریق نصیحت کردن و توصیه کردن و مذاکرات را پیش می برند، تاثیرگذاری سیاسی مخصوصاُ در شرایطی که با ساختار ایدئولوژیکی حکومت ولایت فقیه روبرو هستیم، با بلوکهای شبکه ای قدرت اقتصادی سیاسی و یا الیگارشی ارتجاع اسلامی، فقط از طریق قدرت بسیج سیاسی و سنگینی وزنه سیاسی آلترناتیو می تواند اعمال بشود. جنبش خودبخودی مردم با حضور خود در صحنه روز بروز اراده سیاسی خود را حاکم می کند. آیا سیاسیتمداران قبل از ژورنالیستها و آکادمیسینها زلزله صدای پای مردم که از دور می آید را می شنوند؟ بیژن جزنی این صدای پای مردم را آن موقع از درون دیوارهای بلند زندان اوین می شنید.

تاریخ انتشار : ۱ بهمن, ۱۳۸۸ ۹:۰۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فرخ نگهدار در چالش با محمد منظرپور؛ روایت‌های متعارض از نتایج جنگ، از بقا تا تثبیت موقعیت

کودکان ِ پنهان و برجا گذاشته شده! وضعیت فرزندان کارگران فصلی ایتالیایی در سوئیس

هزینه سنگین امریکا در جنگ علیه ایران

از تیم ملی فوتبال ایران پشتیبانی کنیم

وقتی سرمایه‌داری حقارت خود را در شکوه فوتبال پنهان می‌کند!

جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین جشن فوتبال جهان زیر سایه سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا