سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۱

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۱

ادبیات میان هنر، حزب و زحمتکشان

میان سالهای 1953-1932 مکتب رئالیسم سوسیالیستی، سیاست ادبی حزب کمونیست شوروی را تعیین می کرد. در بحث های نظری پیرامون ادبیات، پلخانف طرفدار احساسات استتیک، و لنین مبلغ انعکاس واقعیات در ادبیات بود. با وجود آن همه ضعف و کمبودها، ادبیات بعد از انقلاب اکتبر در شوروی آن زمان از جمله جوانترین، پویاترین و مترقی ترین ادبیات خلقها و کشورها بود.

از میراث انقلابی جنبش کمونیستی جهان باید تجلیل گردد. انقلاب کبیر اکتبر ناقوس مرگ کاپیتالیسم و تولد دنیای نوین بود. در دهه ۳۰ قرن ۲۰ در شوروی، غیر از تئوریهای لوکاچ، به دکترین ادبی انگلس از کتاب “پیروزی رئالیسم” نیز اهمیت داده می شد. نظریه های لوکاچ متکی به فلسفه تاریخ و استتیک هگل بودند که می گفت “نویسنده باید با کمک تفسیرهای هگل از تاریخ، به نمایش ساختار و دوره های تاریخی در جامعه بپردازد”.

میان سالهای ۱۹۵۳-۱۹۳۲ مکتب رئالیسم سوسیالیستی، سیاست ادبی حزب کمونیست شوروی را تعیین می کرد. در بحث های نظری پیرامون ادبیات، پلخانف طرفدار احساسات استتیک، و لنین مبلغ انعکاس واقعیات در ادبیات بود. با وجود آن همه ضعف و کمبودها، ادبیات بعد از انقلاب اکتبر در شوروی آن زمان از جمله جوانترین، پویاترین و مترقی ترین ادبیات خلقها و کشورها بود.

سرانجام در سال ۱۹۳۲ به آزادی نسبی گروه های آوانگارد ادبی-هنری بعد از انقلاب پایان داده شد. ادبیات مهاجران سالهای ۱۹۵۶-۱۹۱۷ بخشی از ادبیات تبعید و فراریان شوروی بشمار می آمد، گرچه تا سال ۱۹۲۴ اختلاف واقعی میان ادبیات درون و بیرون مرزهای شوروی وجود نداشت. ادبیات کودکان از سال ۱۹۲۲ در مبارزه و مخالفت با خرافات، نادانی، استثمار و ناتوانی فعال گردید.

در زمان جنگ جهانی دوم ادبیات دفاعی بخشی از ادبیات جنگ بود. در این گونه ادبیات، نظامی شدن زبان غیرقابل اجتناب بود. در زمان حاکمیت استالین کنترل آثار نویسندگان منتهی به ادبیات سفارشی دولتی شد. از ۲۰۰۰ نویسنده ای که در زمان استالین دستگیر شدند حدود ۱۵۰۰ نفر اعدام گردیدند. بعد از مرگ استالین از ۶۰۰ نویسنده که مورد ظلم و آسیب قرارگرفته بودند، اعاده حیثیت شد.

استالین می گفت ادبیات باید از حزب در مبارزه برای پیروزی کمونیسم حمایت کند و نویسندگان، مهندسان روح و روان انسانها هستند. به این دلیل امروزه اشاره می شود که حتی خلاقیت ادبی در زمان وی دچار بوروکراتیسم دولتی شده بود. در نخستین کنگره نویسندگان که شامل ۲۵۰۰ عضو بود، ۵۹۱ نفر دعوت شدند: ۲۱ زن یعنی فقط ۳ درصد، ۲۴ نویسنده از جمهوری اوکراین، ۲۸ نفر اهل گروزنی، ۱۱۳ نویسنده یهودی تبار و ۲۰۰ نفر روس بودند.

ادبیات سایه ای و زیرزمینی زمان استالین سعی می کرد خلاف سیاست حاکم، مسائل شخصی، غم زدگی و شک گرایی روشنفکران را مطرح کند؛ شک به اتوپی، طرح ناامیدی و موضوعات آبزورد از جمله خصوصیات این گونه ادبیات بود. در سال ۱۹۳۲ در ادبیات مبارزه ای برای افشای فرمالیسم شروع شد. در سالهای ۱۹۴۰-۱۹۳۰ ادبیات آوانگارد و ادبیات ناتورالیستی را دو بخش چپ و راست ادبیات مکتب رئالیسم سوسیالیستی می دانستند.

لوناچارسکی می گفت هنر همیشه جانبدار و طبقاتی است. گورکی از وظیفه انترناسیونالیست بودن ادبیات می گفت. سیاست ادبی که استالین، گورکی، گروتسکی و فادایف پیشنهاد می کردند، می بایست جانبدار، حزبی، مردمی و ساده باشد. بعدها مشخص شد که گورکی در زمان استالین به نویسندگان بیشماری که زیر خطر دستگیری و اعدام بودند، کمک نموده، گرچه وی خود یکی از مجریان سیاست فرهنگی خشن زمان استالین بود. او می گفت کار باید موضوع ادبیات برای اتوپی و خوشبینی در مکتب رئالیسم سوسیالیستی باشد.

در سیاست ادبی حزب بلشویک، نویسندگان کلاسیک مانند پوشکین، گوگول، لرمانتف، بلینسکی و چرنیشفسکی، آموزگاران ادبی نسل جوان بشمار می آمدند. استالین علاقه خاصی به سالتیکف شچدرین داشت و در سال ۱۹۳۹ دستور به گرامیداشت پنجاهمین سالمرگ او را داد. استالین مایاکوفسکی را نیز از جمله شاعران کلاسیک و با استعداد شوروی می دانست گرچه او به مکتب فوتوریسم وابسته بود.

رادک با معرفی بعضی نویسندگان کلاسیک غربی مانند جویس، پروست و دسپاسوس به خوانندگان شوروی مخالفت نمود. از جمله شاخه های مکتب رئالیسم سوسیالیستی- رئالیسم کارگری، رئالیسم انقلابی، رئالیسم قهرمانی و رئالیسم رمانتیک بود. سه ژانر مهم رمان در رئالیسم سوسیالیستی- رمان تولید اقتصادی، رمان تربیتی انسان ها و رمان تاریخی گذشته های جامعه، بودند.

در مکتب رئالیسم سوسیالیستی به ۵ نکته اشاره می شد: ۱- نویسنده باید زندگی انسانها را بشناسد و بر اساس حقایق سوسیالیستی آنان را به نمایش بگذارد، ۲- ادبیات و هنر همیشه جانبدار و خط دار اند، ۳- بجای رمانتیسم بورژوایی جامعه طبقاتی پیشین باید به تبلیغ رمانتیسم انقلابی و مردمی نوین بپردازد، ۴- انتقاد از هنرمند و نویسنده لازم و آزاد است، ۵- نویسنده باید برای شکوفایی فرهنگ زبان تلاش کند.

از جمله خواسته های مکتب رئالیسم سوسیالیستی یا واقعگرایی اجتماعی، تبلیغ امید و خوشبینی از طریق ادبیات و هنر بود. برای تغییر جهان، جامعه و زندگی، ادبیات باید به انسانها کمک کند. به نقش تربیتی و اجتماعی ادبیات علیه خرافات و جهانبینی های ارتجاعی باید اهمیت داد و به نقش کار و سازماندهی فرهنگی باید از طریق ادبیات اشاره نمود. ادبیات باید به مبارزه کارگران و کشاورزان علیه استثمار و بردگی مزدی کمک کند، زندگی کارگران و دهقانان باید از جمله موضوعات ادبی برای مبارزه در راه سوسیالیسم باشد.

در مکتب ادبی رئالیسم سوسیالیستی هدف هستی و عمل خلاقانه باید کمک به توانایی انسان برای پیروزی بر نیروهای طبیعی باشد. نویسندگان این مکتب باید علیه ارتجاع ضد روشنگری، عرفان، شیطان پرستی و غیره مبارزه کنند. از جمله دیگر وظایف مکتب رئالیسم سوسیالیستی، تربیت کارگران برای مبارزه طبفاتی و انجام وظایف انترناسیونالیستی بود. از جمله موضوعات ممنوعه در ادبیات آن زمان هم طرح اختلافات ملی و مذهبی، طرح مسائل خصوصی، مسائل دینی و عرفانی، موضوعات سکسی و پورنو و مبتذل، افشای زندگی خصوصی اعضای حزب، ارتش، دولت و مقامات امنیتی، و معرفی نیروهای ضد انقلاب و بایکوت شده بود.

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اول ماه مه، حزب دمکراتیک مردم ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اعلامیهٔ مشترک حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت روز جهانی کارگر – اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت)

حزب دمکراتیک مردم ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): ما از تمامی نیروهای مترقی، نهادهای کارگری، روشنفکران و مردم آزادی‌خواه ایران دعوت می‌کنیم تا در راه تحقق صلحی پایدار و عزتمند، عدالت اجتماعی، و در دفاع از کرامت انسانی، برابری در برابر قانون و حق انتخاب زندگی شایسته برای تمامی مردم ایران، و از جمله کارگران و فرودستان میهن عزیزمان ایران، اتحاد و مبارزهٔ خود را گسترش دهند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

طبیعتِ زخمی؛ خسارت‌هایی که در هیاهوی جنگ گم می‌شوند

شهناز قراگزلو: ۱۳ منطقه حفاظت‌شده کشور در اثر بمباران‌ها آسیب دیده‌اند؛ مناطقی که هر کدام بخشی از ذخیره‌گاه‌های تنوع زیستی ایران‌اند و نابودی‌شان، نابودی بخشی از آینده ماست. افزون بر آن، جزایر مرجانی خلیج‌فارس، تنگه هرمز، هنگام و لارک، که از ارزشمندترین اکوسیستم‌های جهان‌اند، در جریان حملات دریایی و غرق‌شدن کشتی‌ها و نفتکش‌ها دچار تخریب شده‌اند.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعلامیه کمیته مرکزی فرقه دموکرات آذربایجان به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر

استقلال در عصر وابستگی…

مدافعانِ میهنی، مطالبه‌گرانِ عدالت

معماری انتخاب؛ چطور تصمیم‌هایت را طراحی می کنند؟

هرمز، جنگ و بقای ایران

فرخ نگهدار در پرسش‌وپاسخ چالشی با فهیمه خضر حیدری