سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۵۹

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۹

از زبان ِ برگ…

باز بر نور ِ اهورایی توست
تا بتابی بر من
بخروشی در من
در من زاده ی رنج
بر من مانده به امید کمال
تا بر افروزم گرم

باغ را گفتم: باغ!

باغای گریه طو لانی و زرد

ای همه ریزش ِ باران ِ تو

گل،

در غروب ِ پائیز!

گرمی ات،گرمی آغوش ِ بهار،

غزل ات، زمزمه ی برگ و نسیم،

وهم وحشی بهاران ات ،

ابر،

خوشه ی تاک ِ بلندت

خورشید!

سیب سرخ ات

مهتاب!

باغای خاطره ی پائیزی

هستی من بیتو،

می دانم،

در شبی تیره

به گیتی شده این سان چیره،

برگ زردی ست

که بازیچه ی دست باد است.

سوگوارم دیریست

در بهارانی تاراج شده؛

در جهانی به غم و زهر ِ خزان آلوده،

اشکبارم دیریست.

زین دریچه که به تنگی دل ِ تنگ من است

با صدایی هشیار

گرم یا سرد

و یا نرم و عتاب آلوده

سخنی با دل ِ ماتم زدهام داشته باش!

مرهمی نِه تو بر این زخم کبود

شبچراغی بنِهام باز بر این پهنه ی دود

که شبم تیره و

بس تاریک است،

که ره تیره و بیهمسفر م

باریک است،

و نه مشتی و نه پشتی با من

اندرین ورطه

که هر لحظه خطر نزدیک است.

عمر کاهیده و

بیمارم از این زخمه ی زهرینه به جان

و به هر شا خه ی باغ نظرم

می زند نیش به تاریکی شب

خار پرسش هایی سر گردان:

چه شد آن چشمه ی جو شنده ،چه شد؟

چه شد آن غرش توفنده و سرخ

وآن دم گرم ِ بهارنده چه شد؟

تا کی افسرده و پژمرده، خزیده در خویش؛

تا کی افتاده، سترون ،خاموش؟

بندی دهشت پائیز و زمستان

تاکی؟

بختک ِفتنه گر این دوران

به کجا می بردت بیسامان؟

باغای گریه طولانی و زرد

جاودانه پائیز!

ای تمام بدنت سوخته از زخم تبر

ای به دوش ات شبح قحطی و خشکسالی ها

سخن ازهمهمه ی مبهم ِ برگان تو نیست

سخن از ویرانی ست

سخن ازآفت و طاعون ِ سیه سالی هاست.

آفتابت اگر امروز ندارد رنگی،

شاخههایت اگر از برگ تهی ست،

تن و جانت اگر از لاله ی پر پر رنگین،

مرغکانت اگر از دار ستم حلق آویز،

باغبانی ت نمانده ست اگر

چاره جو و دلسوز،

همه اینها باری

حاصل کژ خواهی

حاصل خامی خیلی غافل

در تمیز راه از چاه نبود؟

حاصل گمراهی

یا فرو افتادن ،

به سیه دام ِ بتی از حیل آگاه نبود؟

به کجا داری رو

به بهاری در راه

یا فرومرده زمستانی سرد؟

پرده برداراز این چشمه ی راز!

سخن از روز دگر کن آغاز!

باغ می دانم من

در هوای تو چنان رازی بود

که شبی حتی در کوچه باد

مرگ را بازی داد!

باغ می دانم من

که سخنهای تو در لوحه ی صبح

آفتابی را خاکستر کرد!

و در این لحظه که می بندد

شب،

نقشه ی شبنم خون

در عالم

باز گو با همه شور

نه دراین گوشه ی تاریک و نمور

نه در آن سوی که بر پهنه ی شب

آسمان سفره ی خون گسترده ست

پای هر خرمن فقر

کاستخوان بدنی سوخته است

بی گمان می آید

دلگشا تر روزی

و زمان نطفه پر بار تری

در نهان گاه زمین می کارد

که زمان راهگشاست

گوش هوشی تنها

میباید

تا پیامش دریافت،

ولی این دیو دو پایان به ظاهر مردم

رهزن و غارتگر

و جهان ساز بهشتان که ندارند به جز نیروی کار

بی نوا و مضطر

و از این خیل کثیر

ای دریغا که یکی زندانی

دگری زندانبان

به خطا بر هم و اما با هم

در به پاداشت کاخ دگری…

باغ می دانم من

که به ما می گو یی

وه از این کهنه طلسم باقی

وه از این خیل پراکنده و جادو شدهای که

مائیم،

چون درختان تو سر برده به هم

همچو برگان ِپراکنده ی تو از هم دور!

حالیا که باید

بند از شهپر ِ پرواز گشود

رو به بالاتر رفت

همه ی امیدم

باز بر نور ِ اهورایی توست

تا بتابی بر من

بخروشی در من

در من زاده ی رنج

بر من مانده به امید کمال

تا بر افروزم گرم

اخگری روشن و بخشنده ز خون؛

روشنایی بخشم

به یکی خلوت سرد

به یکی خرمن ِ هول

همچو آن زنده دل ِ دریائی

که در اندیشه ی صبحی روشن

دل به دریا داده،

ازدل ِ تندر و توفان زاده؛

پای دروازه ی روز

زیر آتشکده ی برج هنوز

دل به آتش زد و سوخت!

برزین آذرمهر

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۷ تیر, ۱۳۸۹ ۴:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران