سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۴:۳۷

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۷

اسب کهر را بنگر

هيچ نمی‌گويد. درست هفتاد سالش که شد؛ آلزایمری شد. دوستانی که هر هفته به یک گوشه از دیار و بلندی‌های اطراف شهر و روستا می‌رفتند؛ متعجب شدند. حتی گالش‌مردانِ مراتعِ اطراف که می‌شناختندش؛ حیران بودند. سرحال بود و قبراق با لبخندی دلپذیر! عشقش به هم‌نوعان، هر کسی را تحت تاثیر قرارمی‌داد ...
Getting your Trinity Audio player ready...

هیچ نمی‌گوید. درست هفتاد سالش که شد؛ آلزایمری شد. دوستانی که هر هفته به یک گوشه از دیار و بلندی‌های اطراف شهر و روستا می‌رفتند؛ متعجب شدند. حتی گالش‌*مردانِ مراتعِ اطراف که می‌شناختندش؛ حیران بودند. سرحال بود و قبراق با لبخندی دلپذیر! عشقش به هم‌نوعان، هر کسی را تحت تاثیر قرارمی‌داد ولی هیچکدام این‌ها ربطی به زوال عقل نداشته و ندارد… دیگر نه «نوری» را می‌شناخت، نه «اسماعیل» ونه «گل‌محمد» را… اینان دوستانِ گالش‌مردش بودند… چشمانش شبیه کودکان شده. معصوم و بی‌گناه با حالتی که انگار هیچکس را نمی‌شناسد. تنها لبخندِ از ته دل در چهره‌اش؛ مختص زمانی‌ست که بانویش را می‌بیند.

قدیم‌ها قادر بود داستان نکته‌داری را خوب و گیرا تعریف کند؛ حالا اما کم حرف است و مات. خوب که فکر کنید اتفاقا به نفع‌اش هم شد. در دنیایی که هر گوشه‌اش جنگی است و بی‌خانمانی، در جهانی که هیچ حکومت و دولت‌مردی را به خاطر دربدری و بی‌سروسامانی مردمان بازخواست و محاکمه نمی‌کنند، تفرقه و دو‌دستگی و چنددستگی بلایی همه‌گیر، رایج و بدیهی‌ست و حاکمان تنها به فکر بقای خویش‌اند و در زمانه‌ای که فقر، گرانی و بیکاریِ مردم؛ قصه‌ی پرغصه‌ی هر روز آدم‌هاست؛ دیگر چه ارزشی دارد داشتنِ حواسِ جمع و هوشیاری. همان بهتر که زوالِ عقل داشته باشی که این، شاید زیباترین رنجِ دنیاست!…

حالا این مردِ هفتاد ساله چون کودکِ پنج ساله‌ای‌ست و سپیدی موها و چروک‌های گوشه‌ی چشمانش چون بی‌برگی درختان در پایان زمستان … چه غم که حال شرایط همانی شده که می‌خواست: در خیالش بلیتِ سینما ۵ریال است، اتوبوس۲ریال و شیرِ فشاری آب، نزدیک خانه… مثل دوران نوجوانی و جوانی‌اش… تنها چیزی که تغییر نکرده، اشتیاقش به خواندن و دانستن است و تشخیص سره از ناسره که حالا برای پیرمردِ آلزایمری مشکل شده!…

در ادبیات، اشاره‌ به زمستان یا بهار، تنها اشاره به فصلی از فصول سال نه، که اشاره به وضعیتی اجتماعی‌ست و به همین سیاق، معمولا آلزایمر به منزله‌ی قرارگیری در زمستان و اشاره به سردیِ ایام است نه به معنای بهار و بهبودی؛ ولی اشاره‌‌ی او به پایانی‌‌ست که انسان دوست دارد با آن مواجه شود.شاید آلزایمری ما پهلو بزند به تنهایی و بیگانگی در ادبیات که امروزه پهنه ادبیات جهان را چنان فرا گرفته و نتیجه عملی این غربت در جوامع مختلف به صورت‌های گوناگون بروز کرده و این ‌را «‌هدایت» در بوف کور^، زنده‌به گور^، تاریک‌خانه^، سگِ ولگرد^، آینه شکسته^ دیده بود و مگر «حافظ»^^ و «مولانا»^^^ هم چنین نمی‌نالیدند…

«محرمِ رازِ دلِ شیدایِ خود/ کس نمی‌بینم ز خاص و عام را»

«هرکسی از ظن خود شد یارمن/ از درون من نجُست اَسرار من

در طول تاریخ هرجا از ته دل خواستیم یا تصور کردیم به بهار رسیده‌ایم، گمانمان چندان نپایید، زیرا همین‌که اندکی از آن موقعیت دور شدیم یا گذشتیم، تازه فهمیدیم آنچه گذراندیم؛ زمستانی بود که سرمایش را دیرتر درک کرده‌ایم.

عاقبتِ او شاید قصه‌ی این روزهاست که نمی‌شود فراموشش کرد:

زمان گُم می‌شود. در گذرگاهی تاریک، سرگذشتی بدشگون، همچون تیزی‌ئی زهرآگین که پنهان شده تا عفریت مرگ را براو نازل کند! اویی که شمیم رُستن در تاروپودش نمایان بود، اویی که سزاوار شکُفتن بود… اویی که جوان بود و نخبه… امان از آه سرد شب‎های بی‌پناهی… دست‌های پلید آغشته به دل‌سردی، ناگاه بر پیکر زیبای زندگی پنجه کشید. آن دوی دیگرهم که خود نتیجه‌ی همین فقر و تاریکی‌اند… چه بسا شاید دست‌هایشان به جای تیزی!، کِلکِ خردمندی را می‌فشرد. اما چه سود از این انتظار و اشتیاق‌ها؟ قصه‌ی تلخ‌شان در برگه‌های غبارگرفته‌ی این کاشانه، هماره دوباره‌گویی خواهد شد! و چه غمناک که این خاک، بارها و بارها، این داستان را بازگو خواهد کرد! داستانی که برآن پایانی نیست وهمان بهتر که آلزایمری باشی!…

«مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ

کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی»

پانوشت:

*. گالِش مرد= مردمان کوه‌های مازندران وگیلان، هنوز هم خود را گالِش می‌نامند و بیشتر به کار دامداری مشغول‌اند در کوهپایه‌ها…

^. نام کتاب‌ها و قصه‎های صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ تهران- ۱۹ فروردین۱۳۳۰پاریس) نویسنده، مترجم… هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبک و جمال‌زاده را پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند.

^^. حافظِ شیرازی ۷۲۷ – ۷۹۲ ه‍.ق

^^^. جلال‌الدین محمد بلخی ۶۰۴ ه‍.ق / ۱۲۰۷ میلادی –۶۷۲ ه‍.ق / ۱۲۷۳ م شاعر فارسی‌گوی ایرانی

&. اسب کهر را بنگر عنوان فیلمی به کارگردانی «فرد زینمان»

اسفند۱۴۰۳ پهلوان

🆔@apahlavan

تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند, ۱۴۰۳ ۹:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»