سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۴۲

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۲

استاد حمید فرجاد با مرگ غریب و شناسنامه‌ای پاک!

در صحنه‌ی پایانی فیلم که آقای حمید فرجاد خود نقش اصلی آن را بازی می کند، در جای خوابش می‌میرد. با پایان یافتن فیلم دوستان صاحب‌نظر فیلم را ستایش می‌کنند. اندکی بعد حمید اعلام می‌کند قفسه‌ی سینه او درد می‌کند. از یار و عزیز همیشگی‌اش، نورالدین امیر می‌خواهد او را تا تخت خوابش هم‌راهی کند. در کمال ناباوری دست نورالدین را می‌بوسد و جان می‌بازد تا آن‌چه در فیلم «آقا» تصویر شده است را به واقعیت تبدیل کند.

در این جهان هستی، مرگ‌های غریب کم اتفاق نمی‌افتد، اما جان باختن استاد حمید فرجاد هنرمند نام آشنای ایرانی، کارگردان سینما، بازیگر و طراح صاحب‌سبک در شهر مراکش از اتفاقات نادری‌ست که نمونه‌ی آن را شاید به راحتی نتوان یافت.

حمید فرجاد ۸۲ سال پیش در خانواده‌ای روشنفکر، بزرگ و صاحب فرهنگ و هنر در تهران به دنیا آمد. در اوج جوانی جهت تحصیل در رشته های هنر راهی ایتالیا و سپس بلژیک و نیویورک شد تا بر اندوخته‌های هنری خود بیافزاید. او که از یاران نزدیک و هنرمندان نامدار و شناخته‌شده‌ای چون بهمن محصص، آربی آوانسیان، آشور بانیپال بابلا، فرخ غفاری، بیژن صفاری، عباس کیارستمی و … بود، قوی‌ترین پیام‌های انسانی را برای ما گذاشت و رفت، به‌گونه‌ای که امروز دلیل بودن ما برای دفاع از ارزش‌های بسیار انسانی است.

فرجاد نزدیک به ۴۰ سال پیش به کشور مغرب رفت و دیگر همان‌جا ماند. مردی که گم شده‌ی سال های دور خود را در این سرزمین گرم پیدا کرد و جان پر تجربه‌ی خود را با فرهنگ مردمان با عاطفه‌ی این کشور گره زد. در همان ایام آشنایی‌اش با نورالدین امیر، هنرمند برجسته‌ی مراکشی که امروز از طراحان و استایلیست‌های صاحب‌نام جهان است، رنگ و شکل تازه‌ای به روند فعالیت‌های هنری خود بخشید.

حمید فرجاد در کنار فعالیت و ساخت فیلم، هم‌زمان استاد و مدرس مدرسه‌ی سینمای شهر مراکش بود. گرچه نگاهی جهانی به هنر سینما داشت، اما آرشیو نسبتاً کاملی از فیلم‌های سینمای مولف ایران یادگار او در این مدرسه‌ی مهم سینمایی آفریقا است. او جوانان مراکشی بسیاری را وارد عرصه‌ی هنرهای گوناگون کرد و هم چون پدری مهربان، بدون چشم‌داشت به مسائل مالی، فرزندان هنرمند بسیاری را به جامعه تحویل داد. با شور و اشتیاق و دقت وصف‌ناپذیری آثار بی‌بدیل یار و همراه عزیزش نورالدین امیر را پیگیری و در شهرهای مختلف جهان به نمایش گذاشت. سال‌ها با شیرین نشاط در پرورژه‌های مختلف سینمایی همکاری و فعالیت داشت. حضور پررنگ و بازی درخشان او در فیلم «میموساس» ساخته‌ی «اولویه لاکس»، کارگردان نامدار فرانسوی در جشنواره‌ی جهانی فیلم کن فرانسه در سال ۲۰۱۶ بار دیگر نام حمید فرجاد، هنرمند فرهیخته را در رسانه‌های مطرح اروپا و مغرب بر سر زبان ها آورد.

آخرین ساخته بلند سینمایی درخشان او با نام «آقا» داستان پر فراز و نشیب و زندگی غریب اوست که اخیراً مراحل پایانی فیلم به اتمام رسیده بود. به همین منظور نمایش خانگی را در محل سکونتش در شهر مراکش برنامه‌ریزی می کند تا تعدادی از دوستان صاحب نظر فرانسوی و مراکشی فیلم را به تماشا بنشینند. در صحنه‌ی پایانی فیلم که آقای حمید فرجاد خود نقش اصلی آن را بازی می کند، در جای خوابش می‌میرد. با پایان یافتن فیلم دوستان صاحب‌نظر فیلم را ستایش می‌کنند. اندکی بعد حمید اعلام می‌کند قفسه‌ی سینه او درد می‌کند. از یار و عزیز همیشگی‌اش، نورالدین امیر می‌خواهد او را تا تخت خوابش هم‌راهی کند. در کمال ناباوری دست نورالدین را می‌بوسد و جان می‌بازد تا آن‌چه در فیلم «آقا» تصویر شده است را به واقعیت تبدیل کند.

 

استاد فرجاد اعتقاد داشت هنر و فرهنگ کمک می‌کند تا زندگی انسان‌ها تحمل‌پذیر بشود و با همین باور علیرغم دوری پنجاه‌ساله از ایران، خود را هم‌خون همه‌ی دودمان و خاندان انسانی می‌دانست. از ناخوشی همه‌ی مردمان دنیا رنج می‌برد. اما به دلیل فهیم بودنش راه شاد شدن را نیز بلد بود. او موسیقی را بخشی از عرفان انسان می‌دانست و شنیدنش را عبور از درد و رنج …

با ارزش‌های فروریخته‌ی انسانی در جنگ‌وستیز بود. بر همین باور اصطلاح قلابی جهان سوم را دلیل کم‌ارزش نشان دادن و تحقیر کردن بخشی از مردم این جهان می‌دانست. انسانی به دور از شیفتگی به وهم و خیال که از سطحی‌نگری کاملاً به دور بود. از وجدانش پیروی می‌کرد. حرفش را می‌سنجید و وجهه‌ی درستش را پیدا می‌کرد و آموخت تا هرگز امید را رها نکنیم. حجم زیادی از احساسات و دردهایش را در صورتش عریان می‌کرد. حمید هرگز آرزوی شکستن کسی را نداشت و بخشش را به رنج و عذاب ترجیح می‌داد.

همان‌طور که او دلیل بودنش را عزیزانش می‌دانست، ما هم امروز با چشمانی اشک‌بار، او را دلیل بودن خود می‌دانیم. آری حمید آتش به سینه، ما را تنها گذاشت و از جهان رفت.

 

امان، امان، امان از جدایی

ببار ای باران، ببار ای باران، ای امید جان بیداران

 

عباس بختیاری – مراکش – دوشنبه، ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۵

تاریخ انتشار : ۳۱ تیر, ۱۴۰۴ ۴:۲۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

2 Comments

  1. رئوف حسن زاده گفت:

    یادشان و نامشان گرامی باد و سپاس از سوگنامه پر از حس و گرم نگاشته شده عباس بختیاری در کار . باشد که با این نگاشته و یادواره بتوانیم نام این هنرمند توانا اما گمنام میهنمان‌را در مخیله مردم بویژه نثل جوان و پرشور کشورمان در سراسر جهان زنده نگاه داریم. باشد که سایه سنگین کوچ ناچارانه، نور این ستاره های پنهان در سایه تاریک‌ فراموشی را در آسمان هنر میهنمان دوباره روشن نماید.

    با سپاس از شما عباس بختیاری روزنامه کار.

  2. رئوف حسن زاده گفت:

    یادشان و نامشان گرامی باد و سپاس از سوگنامه پر از حس و گرم نگاشته شده عباس بختیاری در کار . باشد که با این نگاشته و یادواره بتوانیم نام این هنرمند توانا اما گمنام میهنمان‌را در مخیله مردم بویژه نثل جوان و پرشور کشورمان در سراسر جهان زنده نگاه داریم. باشد که از زیر سایه سنگین کوچ ناچارانه، نور این ستاره های پنهان در سایه تاریک‌ فراموشی را در آسمان هنر میهنمان دوباره روشن نماییم.

    با سپاس از عباس بختیاری و روزنامه کار

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما