اول ماه می، روز مبارزه تاریخی کارگرانی است که در برابر استثمار ایستادند و برای کرامت انسانی، دستمزد عادلانه و حق تشکلیابی مبارزه کردند. این روز، یادآور پیکاری است که پایان نیافته و هنوز در سراسر جهان، از کارخانههای پیشرفته تا کارگاههای کوچک، ادامه دارد.
در جهان امروز، سرمایهداری جهانی با چهرهای پیچیدهتر اما ماهیتی مشابه عمل میکند: تمرکز ثروت در دست اقلیتی کوچک و گسترش فقر و ناامنی برای اکثریت. شرکتهای بزرگ چندملیتی با بهرهگیری از نیروی کار ارزان، سودهای کلان انباشته میکنند، در حالی که کارگران با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. حتی در اقتصادهای پیشرفته نیز، اشکال جدید استثمار، از کار پلتفرمی تا حذف تدریجی امنیت شغلی، در حال گسترش است.
در چنین نظمی، کارگران ایرانی با وضعیتی بهمراتب دشوارتر مواجهاند. از یکسو، فشارهای اقتصاد جهانی و از سوی دیگر، مشکلات عمیق داخلی از تورم مزمن و کاهش قدرت خرید گرفته تا خصوصیسازیها زندگی آنان را به شدت سخت و طاقتفرسا کرده است. اختلاف میان دستمزد و هزینههای زندگی، موجب گسترش مستمر فقر شده است.
علاوه بر همهٔ مشکلات، تشدید تنشهای منطقهای، تحریمها و سایه دائمی جنگ، بار بسیار سنگین و طاقتفرسایی بر دوش کارگران گذاشته است. هرگونه درگیری نظامی یا حتی تهدید آن، مستقیماً معیشت زحمتکشان را هدف قرار میدهد: تعطیلی یا تخریب مراکز تولیدی، بیکاری گسترده، تعویق دستمزدها، و در مواردی آوارگی خانوادههایی که منبع درآمد خود را از دست میدهند. در چنین شرایطی، کارگران که نخستین قربانیان جنگاند، قاطعانه خواهان برقراری صلح پایدار هستند.
در عین حال، وضعیت کارگران و زحمتکشان در ایران تنها تحت فشارهای اقتصادی و بینالمللی نیست، بلکه با ساختارهای محدودکننده و سیاستهای سرکوبگرانه قدرت حاکمه نیز تشدید میشود. در دهههای گذشته و تا امروز، مطالبات صنفی و اعتراضات کارگری، معلمان، بازنشستگان و دیگر اقشار زحمتکش بارها با برخوردهای امنیتی، بازداشت فعالان، فشارهای قضایی، اخراج از کار و محدودیتهای گسترده برای تشکلیابی مستقل مواجه شده است. این سرکوبها در بسیاری موارد مانع شکلگیری نهادهای مستقل کارگری شده و مسیر پیگیری مطالبات را دشوارتر کرده است.
همچنین در شرایطی که بحرانهای سیاسی، اقتصادی و یا فضای سایهٔ جنگ، تشدید میشود، این روندهای محدودکننده نیز معمولاً شدت بیشتری پیدا میکنند. در چنین فضاهایی، اعتراضات صنفی نه به عنوان یک حق اجتماعی، بلکه گاه به عنوان مسئلهای امنیتی تلقی شده و با برخوردهای سختگیرانهتری مواجه میشود. این وضعیت، شکاف میان مطالبات واقعی جامعه کارگری و پاسخهای ساختاری را عمیقتر کرده و فشار معیشتی را صد چندان میکند.
بخش بزرگی از کارگران در ایران حتی از ابتداییترین حقوق محروماند: عدم امنیت شغلی، قراردادهای موقت و سفیدامضا، نبود بیمه کافی و فقدان ایمنی در محیط کار، همچنین تأخیر در پرداخت دستمزدها، و ممنوعیت در تشکلیابی مستقل. این وضعیت نه تصادفی، که محصول ساختارهایی است که منافع سرمایه و قدرت حاکمه را بر زندگی انسانها ترجیح میدهند.
با این حال، تاریخ نشان داده است که هیچ حقی بدون مبارزه به دست نیامده است. همبستگی و سازمانیافتگی کارگران در سراسر جهان توانسته است توازن قوا را تغییر دهد. در ایران نیز، با وجود محدودیتها، این آگاهی جمعی در اعتراضات صنفی و مطالبات معیشتی خود را نشان میدهد.
اول ماه می فرصتی است برای تکرار و تاکید بر مطالباتی روشن و حیاتی:
- دستمزد عادلانه متناسب با تورم و هزینههای واقعی زندگی
- امنیت شغلی و پایان دادن به قراردادهای موقت و بیثبات
- حق تشکلیابی مستقل و آزاد
- گسترش بیمه و حمایتهای اجتماعی فراگیر
- ایمنسازی محیط کار
- مقابله با فساد و شفافیت اقتصادی
- و با توجه به وضعیت امروز دنیا: صلح و آرامشی پایدار برای ایران و جهان، چرا که بدون صلح هیچ مطالبهای پایدار نخواهد بود. جنگ، بیش از هر چیز، سفره کارگران را کوچکتر میکند، آینده را ناامن میسازد، آینده فرزندانشان را ناامن میسازد و زخم فقر بر پیکر زندگی کارگران را عمیقتر میکند.
در مبارزه برای به دست آوردن حقوق درخور و انسانی، شرط شکلگیری نیرویی مؤثر، پیوستگی و پیوند معلمان، پرستاران، بازنشستگان و دیگر زحمتکشان، ضرورتی در برابر ساختارهایی است که منافع اکثریت را نادیده میگیرند.
هر سال در اول ماه می کارگران یادآور میشوند که آنان نه تنها نیروی کار و تولید، که سازندگان اصلی جامعهاند و باید از کار خود به طور شایسته و عادلانه بهرهمند شوند. و این مهم، زمانی ممکن خواهد شد که این نیروی عظیم، آگاه، متحد و سازمانیافته، برای حقوق خود و برای جهانی عاری از جنگ و استثمار به میدان بیاید.
کارگران و رنجبران جهان متحد شوید!
زری



