سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۷

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۷

اعتقاد و مدح

علت گسستن مدح در این نحلە فلسفی از هدف (یعنی انسان) این است کە بنابر تعبیر آن، وجود قبل از ذات می آید، و وجود چیزیست کە بشر خود آن را می سازد، با انتخاب یا انتخابهای خود. پس مادام کە بشر خود سازندە و خالق پدیدەهاست و پدیدەها هر دم متولد می شوند و می میرند پس مدح را جائی نیست. بشری کە متولد می کند و می میراند، نمی تواند قابل مدح باشد.

Getting your Trinity Audio player ready...


معمولا اعتقاد با مدح می آید. انسان مدح می کند آنچە را کە بدان اعتقاد دارد. نمونەها در این مورد بسیارند. یک انسان مذهبی، مثلا یک مسلمان کە بە خدا، محمد و قرآن معتقد است آنها را معمولا تا حد والا و بیکرانی مدح می کند، ستایش می کند و می پرستد. یا یک انسان معتقد سیاسی کە بە هدف مورد نظر خود پایبند است دوست دارد بە مدح آن نیز بپردازد.

اما چرا انسان مدح کردن را دوست دارد؟ و اصولا چرا باید مدح کند؟

مدح را می توان یک خصلت طبیعی فرض کرد، اینکە انسان دوست دارد مدح کند و از این کار لذت می برد. اما مدح می تواند هم چنین دارای خصلتی غیر طبیعی باشد، بدین ترتیب کە این انسان است که آن را تولید می کند و بنابراین می تواند تولید هم نکند.

مدح می تواند نتیجە شدت اعتقاد باشد، یعنی جائیست کە در آن احساس با عقیدە درهم می آمیزد. یا مدح می تواند نتیجە توقف پروسە انتقاد بە عقیدە باشد. بدان معنا کە فرد معتقد چنان عقیدە خود را مسلم می شمارد کە اصولا هیچ نقد و یا بازنگری را لااقل در مورد بعضی جوانب آن روا نمی دارد، و بدین ترتیب بە نقطە مدح می رسد. او یک اندیشە یا یک هدف را چنان واقعی قلمداد می کند کە دیگر در ورای آن چیزی دیگر بە اسم حقیقتی دیگر و یا هدف دیگری را باز نمی یابد، و بدین ترتیب بە یک احساس مطلق می رسد بە اسم مدح.

مدح، بویژە در جوامع سنتی و غیر مدرن بسیار رایج است (رایجتر نسبت بە جوامع مدرن). در جوامعی کە اندیشیدن و یا دوبارە اندیشیدن حول دانستەها اصولا گناە محسوب می شود و یا خطرناک بە حال روندهای پذیرفتە شدە زندگی، مدح یک فضیلت بە شمار می آید. و گاە این حالت احساسی آنقدر برجستە می شود کە می تواند بە شعر، ترانە، قصە و یا رمان تبدیل بشود. در این حالت عقیدە یا هدف آن “دیگری” است کە همە چیز در پناە آن معنا می یابد. “آن” ی کە همە بدنبال آن هستند. نیمە گمشدە (بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود). متاکوگنیتیسم (علم  بر علم) کاملا غائب است.

اما آیا مدح، جزء و یا همراە اجتناب ناپذیر اعتقاد است؟ ژان پل سارتر در کتاب خودش “اکزیستانسیالیسم همان انسانگرائی است” در صفحە سی و هشت (ترجمە بە زبان نروژی) می نویسد: “انسان همیشە هدف وجودیها بودە است،…. اما بهتر است بە انسانیتی اعتقاد نداشتە باشیم کە می توان مدحش کرد.”۱

در اینجا سارتر سنت دیگری را پایەریزی می کند: سنت از هم گسستن اعتقاد و مدح. او بر خلاف معتقدان بە مذهب، بە جای خدا یا هر موجود ماوراء طبیعی دیگر، انسان را هدف قرار می دهد، اما انسانی کە قابل مدح نیست و نمی تواند باشد. زیرا کە او انسان را می شناسد! یک خدای ناخوشبخت! این شاید هستە اصلی تراژدی انسان است. وجودی کە می تواند هدف باشد، زیرا کە هیچ معنائی بیرون از او وجود ندارد و اوست کە سازندە همە معناهاست، اما در همان حال با همە بزرگیش، موجودی غیرقابل ستایش.

علت گسستن “مدح” در این نحلە فلسفی از هدف (یعنی انسان) این است کە بنابر تعبیر آن، وجود قبل از ذات (چیزی از قبل تعیین شدە) می آید، و وجود چیزیست کە بشر خود آن را می سازد، با انتخاب یا انتخابهای خود. پس مادام کە بشر خود سازندە و خالق پدیدەهاست و پدیدەها نیز هر دم متولد می شوند و می میرند، پس مدح را جائی نیست. بشری کە متولد می کند و می میراند، نمی تواند قابل مدح باشد. چنین خدائی نمی تواند مشابە همان خدای قبل از خود باشد.

و همین درک وجودی یا اکسیستیانسیالیستی است کە در غرب پایەهای دوری مدح از اعتقاد را فراهم می آورند، و بدین ترتیب امکان یک ارتباط غیر مدح آمیز با اعتقاد یا هدف برقرار می شود.

در همان کتاب سارتر می نویسد: “انسان محکوم بە آزادیست… انسان مسئول مصائب خویش است… با این وجود انسان تنهاست اگر این فرض را بگیریم کە خودش زندگی خودش را می سازد”.

این جملات بطور واضح دلیل سارتر را برای غیرقابل مدح بودن انسان نشان می دهند “انسان خود مسئول مصائب خویش است”، انسان آزادی کە در آزادی خود (آزادی از قید نیروهای ماوراء طبیعی، زیرا کە چنین نیروهائی اساسا وجود ندارند تا بتوانند سرنوشت انسان را تعیین کنند)، بە تولیدکنندە مصائب تبدیل می شود. و اساسا چنین انسانی را نباید مدح و ستایش کرد، زیرا کە ستایش و مدح از یادش می برد وظیفە سترگش را برای ستردن دردمندیها و مصائب.

 

زیرنویس

۱ـ EKSISTENSIALISME ER HUMANISME, Av Jean Paul Sartre

Oversatt av Carl Hambro, Cappelen Fakt

تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ، آزمون واقعی چپ ایران بود

بازتولید خشونت و رویکرد حذفی در سپهر سیاسی ایران

بیانیه حزب اتحاد ملت در استقبال از تفاهم و پایان جنگ: توفیق در میدان، مسئولیت در حکمرانی

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!