سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۷:۰۹

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۹

انتظاراز شعر و شاعران

درباره آینده شعرمی‌توان گفت تازمانی‌که بین انسانها روابط دوستانه و عاشقانه و انسانی وجود دارد و نامه‌های دوستانه و عاشقانه نوشته می‌شود شعرنیزسروده خواهد شد. شعرنه تنها انعکاسی است اززبان آسیب دیده دوران بحران اجتماعی، بلکه دماسنجی است از زندگی معیوب مادرعصرفرار، سرگردانی و دلهره.

Getting your Trinity Audio player ready...

مایاکوفسکی شاعرشوروی سابق می‌گفت بدون فرم انقلابی هنرانقلابی وجودندارد. برشت شاعر مردمی آلمان اشاره می‌کند که محتوا و موضوعات جدید نیاز به فرم جدید و مناسب را دارند. اشعار نه تنها محصولی خصوصی و ملی‌اند، بلکه بخشی ازفکر و اندیشه شاعر و زمان اورا منعکس می‌کنند. شعر رعد و برق کوچکی است در تاریکی که سراغ شاعرمی آید، گرچه آن کوتاه است ولی به اندازه کافی طولانی که شاعربراه خودادامه دهد وجلوپایش را ببیند. جهان مکانی شده که اثبات وجود آن هرازگاهی با فرار، اسارت، ربودن، مرگ یا قتل شاعربرای اطرافیان مشهودمی‌شود .

جامعه غیرازانسانیت نیاز به انسان‌ها نیز دارد. چرا این‌همه  شاعر ولی فقط یک‌دانه فیلسوف؛ آنهم پانزده خردادی؟ مدت‌هاست پیشگویی می‌شود که زمان شعر و شاعری سپری شده. بعداز اعلان مرگ رمان وفلسفه، نیهلیست‌ها پایان عمرشاعرراپیش بینی می‌کنند. بازار کساد شعر در وضعیتی است که مثلا تعداد فروش کتاب شعردریک کشور۸۰میلیونی معمولا به ۵۰۰ تا ۱۴۰۰ نسخه می‌رسد. این است امروز وضع شاعر در جهانی که به وسعت صفحه تلویزیون و به کوچکی مکاتبات نامه‌های الکترونیکی کامپیوتری است.

درباره تاریخ شعرگفته می‌شود که در طول ۱۵۰۰۰۰ سال عمر زبان، شعرنو و بی قافیه را سومری‌ها دربین النهرین کشف کردند و چینی‌ها ۵۰۰ سال پیش ازمیلاد شعرعروضی می‌سرودند؛ سبک شعری که ۱۰۰۰سال بعد در اروپا کاملا جا افتاد.

درباره آینده شعرمی‌توان گفت تازمانی‌که بین انسانها روابط دوستانه و عاشقانه و انسانی وجود دارد و نامه‌های دوستانه و عاشقانه نوشته می‌شود شعرنیزسروده خواهد شد. شعرنه تنها انعکاسی است اززبان آسیب دیده دوران بحران اجتماعی، بلکه دماسنجی است از زندگی معیوب مادرعصرفرار، سرگردانی و دلهره. شعرهمیشه آلیاژوترکیبی بود از واقعیت وخیال‌پردازی. شعر زبان کوتاه و فشرده شده‌ای است که کوتاه‌ترین ولی قوی‌ترین ارتباط تجربه های انسانی را ممکن می‌سازد .

شعرنشان می‌دهد که فرم و محتوا قابل جدایی و تعریف نیستند. شعرقبل از هرچیز تفریحی است که انسان نمی‌تواند آن‌را تعریف کند، تعریف آن بدون دیالوگ غیرممکن است. شعربرای شاعر گاهی چون ربودن هوا برای تنفس درجو خفقان است. کسی‌که زیادحرف می‌زند یا باید زیاد بداند و یا باید خیال‌پردازی و داستان‌سرایی کند.

شکست نظام استالینیستی باعث شد که بخشی ازشاعران جهان ازادامه پروژه شعرآوانگارد دست بردارند. شعرنه تفریح است و نه اشاعه احساسات سال‌های بلوغ یا آفرینش واژه های زیبا، بلکه کمکی است به مقوله شناخت. یک شعرخوب یک استعاره مطلق است برای یک لحظه ابدی از جهان بی وفا و تراژدیک. شاعر، درو‌غگوی توانایی است که باید دروغ بگوید تا علاقه به خودراازدست ندهد. شعر محصول زبان نیست بلکه کوششی است تا با کمک آن شاعربتواند از مرز و مانع زبان بگذرد؛ یعنی نوعی فرار به جلو و یا مهاجرت به خارج است .

امروزه باید به ارسطو پیام داد که شعربرای گروهی احساس لذت و سرگرمی است، نه جدل و دیالکتیک پیرامون شناخت زمین وآسمان. جنگ‌ها هم دیگرنیازی به شعرحماسی هومر وفردوسی وصلح‌ها نیازی به اشعاراخلاقی سعدی وهزوید ندارند. دانته هم که چون خبرنگار و مصاحبه‌گر سده‌های میانه با کمک اشعارخود از جهنم مسیحیت و آزارمردم سرکش و گناهکار گزارش می‌دهد. گروهی دیگربه روال گذشته شعرانقلابی برشت و مایاکوفسکی، گلسرخی و سلطانپور، شاملو و مصدق رادنبال می‌کند.

دوستداران شعرخطاب به شاعران خودپیام می‌دهند: شعرتان غیبتی ازجوراب‌های نشُسته همسایه نباشد! پیمان با وجدان آگاه ببندید ونه قراردادی باناشران برای فروش روح وجان! از قلبهای گرم وسوزان بگویید ونه از نشیمن‌گاه‌های سرد و خیس! جوری بسرایید که در پایان قرن نگویند پارسی زبانان ملنگ و مشنگ شده بودند.نظم تان چون نثرتان ترکیبی از نبوغ وجنون! شعرتان گرعمل نیست لااقل حقیقت رابگوید. درس واخلاق موضع گیری تان بحث و جدل، نقد وانتقاد باشد.

 شعرمی‌گویند چون حاکمان کوته فکر دربرابر نثرحساسیت و آلرژی پیداکرده اند. تا به کی بحث وپرسش: هنر چیست؟ فرم یا محتوا، نو یا عروضی، نیمایی یا شاملویی، مشهدی یا مسجدسلیمانی، انقلابی یا بی خیالی، دهه محرمی یا انقلاب بهمنی، اصلاح‌گرایانه یا واویلا گویی؟

غربی‌ها هم سال هاست که گرفتار سئوال: پسامدرن یا پیشامدرن، زیرزمینی یا اتوبانی، دادا یا پانک، شده‌اند. چرا تعداد شعرگویان بیشترازشعرخوانان شده؟ تا به کی شعرشکست و ناامیدی همچون شعرسهراب: شب سردی است و من بس افسرده. فروغ: ایمان بیاوریم به آغازفصل سرد. اخوان: هوا بس ناجوانمرد‌انه سرد است. نیما: آی آدم‌ها یک نفر در اینجا می‌زند یخ. و گل آقا: چیه، چه خبرتونه ، مگر چند روز از زمستون گذشته؟!

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر, ۱۳۹۴ ۸:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود