سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۸:۲۳

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۳

انسان سازنده است که جهان را ساخته شده می بیند

خاستگاهی برای علوم انسانی و اجتماعی در تجربه ایران

در سال پنجاه و هفت، حضور میلیونی و "چند قشر و طبقاتی" در خیابانها، عملا، پایان این دوره هزار ساله رکود و افول و عمق استهلاک و اضمحلال را اعلان کرده و بنمایش میگذارد. بالاخره، "سقف را شکافتند" که طرحی نو انداخته شود. علوم انسانی اجتماعی ایران باید از این زمان شروع شود زیرا مبداء " ایران جدید" است

ضرورت علوم انسانی واجتماعی از این واقعیت نشئات میگیرد که هرگونه تغییر یا تحول اجتماعی اجبارا، مشابهت با ساختن در موقعیت “خانه کلنگی” دارد. بهمین دلیل، دگرگونی کلیت در کلیت فقط یک وضعیت ذهنی است که ویژه مرحله پایانی دوره مستقر پیشین است که کم و بیش ناتوانی در باز تولید خویش را در گردش امور بروز داده است و در پی “ساختن” تصویری از این واقعیت در رهگذر اندیشه میباشد. اما چنین چیزی در مرز ممکن و نا ممکن قرار دارد زیرا از یکسو، مستقر مستهلک است و از سوی دیگر جانشین آن نا آشنا در “خانه کلنگی” تصور ساختمان جانشین بسیار مشگل تر از”غیر ممکن” میباشد. بهمین جهت ساختمان جدید، تنها در تصور یک زمین خالی و بصورت یک کلیت تجزیه ناپذیرامکان و تنها بعنوان یک امکان ذهنی شکل میگیرد. جانشین در ذهن، بهیچوجه صورت بازسازی واقعیت در رهگذر اندیشه را ندارد زیرا این واقعیت موجود نیست و بعلاوه روند ساختن جانشین، همزمان، روند این باز سازی نیز میباشد. این جانشین چیزی بین توهم تا تخیل و در مراحل پیشرفته تر، تخیل هدفمند بعنوان مقدمه بازسازی در رهگذر اندیشه (شکلگیری خود اندیشه نیز) میباشد. در واقع هنوز بعنوان “ممکن- محتمل شدنی” خودنمایی نمی کند. و اما مستقر مستهلک عکس این روند را طی می کند زیرا ساخته شده ایست که در رهگذر اندیشه نیز باز سازی شده است و به استقرار ماندگار دست یافته است. اگر باهمان تسلسل فوق در جهت عکس بیان کنیم، این مستقر مستهلک چیزی بین “شده محتمل ممکن” تا تخیل هدفمند، و بالاخره در مراحل پیشرفته تر، تخیل و توهم قرار دارد. نکته بسیار مهم این است که این مسیر به بازسازی در روند اندیشه منتهی نمی شود بلکه به اضمحلال اندیشه بازسازی شده پیشین گذر می کند. این همان وضعیت “عدم” میباشد، یعنی، موقعیتی که مستقر مستهلک خاستگاه اندیشگی ساخته شدن خویش را نیز از دست می دهد. در این مرحله تمام ساکنین مستقر مستهلک حضور عادتی (سنت) دارند، در حالیکه در روند ساختن جانشین، حضور بصورت پیوستن بروز می یابد. در میانه بین این “عدم” و “شدن” اضمحلال عینی و ذهنی مستقر مستهلک شده و شکلگیری جانشین مرز بین تخریب و ساختن، توهم و اندیشه، اضمحلال و استقرار، خشونت و آرامش، و بالاخره جنایت و جهد دایم در نوسان می باشد. از جانبی دیگر، دولت (استیت) بعنوان نهادشد گی (اینستیتوسیونالیزاسیون) یک دوره تاریخی وجود ندارد، یا در نطفه عناصر سازنده اش در حال شکلگیری هستند. حکومت (گاورنمنت) بعنوان اعمال کننده اقتدار این دوره تاریخی جانشین، نیز اساسا همان شیوه ها و ابزار استقرار مستهلک دوره تاریخی پیشین تا مرز پیشگیری از هم پاشید گی شیرازه همزیستی جمعی را بکار می برد. این وضعیت حکومت (گاورنمنت)، عملا بین بازگردانی مستقر مستهلک تا راهگشایی و تسریع ساختن جانشین، پیوسته در نوسان است. در یک انتها، مستقر مضمحل، زیر زمینی شده و صورت گروه اشرار ضد اجتماعی می یابد، و در انتهای دیگر، شکلگیری و ساختن جانشین باید عیان و به سازمان یافتگی برای این اقدام دست یابد. تجربه نشان داده است که هرچقدر این سازمانیافتگی و علنیت به تاخیر بیفتد، عملا، یا مستقر پیشین را بصورت موقت باز میگرداند، یا تناسب قوا را بنفع آن تغییر میدهد، و یا جامعه را تا مرزهای بسیار پیشرفته رکود و افول همراه با خشونت سوق می دهد.

در دامنه بین مستقر مستهلک تا شکلگیری جانشین، اساسا، ملات حفظ شیرازه اجتماعی موقعیتی رمزآلود (میستیک) است که زمینه بوجود آمدن چیزی که “عرفان” ” تصوف” نامیده شده اند، و متن تشکیل دهنده آنها “شکاکیت” است می گردد. در واقع ذهن سیال یا احساس غلبه می یابد.

در این “میانه” تسلسل وقایع نه دیگر منطق استقرار پیشین را دارد و نه منطق جانشین بروز یافته است که تسلسل وقایع خاص خود را بنانهاده باشد، به این جهت، زمان به “حال” بازمی گردد، و حال نیز، به تنهایی، قادر نیست حاوی تسلسل باشد، و بنابراین، زمان “از بین” می رود. در چنین شرایطی، همه چیز به یک اندازه و اعتبار، باز می گردد. این وضعیت از سوی دیگر و در تداوم خود موجب کاهش شدید و وسیع تنوع وقایع شده و بدینگونه گرایشا، مکان نیز “از بین” می رود (اضمحلال مستقر مستهلک).

در اشعار مولوی و حافظ، دقیقا این بی زمانی و مکانی را می توان مشاهده کرد. جالب است که هردو با “عشق آمد اول ولیک افتاد مشگل ها” و “شکایت از جایی ها” بطریقی، وحدت (استقرار/عشق) و اضمحلال (استهلاک/پراکندگی) را بعنوان تشخیص (اول) و درمان همزمان شناخته نا ممکن (مشگل ها) را بیان داشته اند. دوگونه “عارف کرانه گرفت” را بر می گزینند حفظ خود (حافظ) و حفظ همگان هستی (مولوی) اینکه اشاره به “آسان نمود اول عشق” و “وحدت” پیش از جدایی ها، منظور آمدن و استقرار اسلام بوده است و اختلافات بعدی یا اشاره به “منشاء خلقت، و رانده شدن از بهشت” بوده باشد در اصل موضوع تغییری بوجود نمی آورد حافظ، قرآن را از بر داشته است و به چهارده روایت می شناخته است و مولوی خود روحانی اسلامی بوده است. هردو، از موضع دلگیرانه، غمزده و سرخورده، “خود و همگان” را برای “ابدیت” محفوظ می کنند (جایی که خیام شکست میخورد) محافظه کاری مطلق دوران رکود و افول که در زمان خویش مواضعی ارزشمند بوده اند، ودر زمان های تغییر و تحول مواضعی ضد ارزش و مانع و مخل تغییر و تحول، وقتیکه قصد “شکافتن سقف” می شود، خیلی سریع، ” لشگر غم” نرسیده، “من و ساقی” به ائتلافی باز دارنده باز میگردند. و این چنین با بازساختن گذشته برای مرتفع کردن رکود، و تکرار این اقدام، افول را بر رکود می ا فزایند که حدود هزار سال پیوسته تکرار شده و عمیق تر شده است.

در سال پنجاه و هفت، حضور میلیونی و “چند قشر و طبقاتی” در خیابانها، عملا، پایان این دوره هزار ساله رکود و افول، و عمق استهلاک و اضمحلال را اعلان کرده و بنمایش میگذارد بالاخره، “سقف را شکافتند” که طرحی نو انداخته شود. علوم انسانی اجتماعی ایران باید از این زمان شروع شود زیرا مبداء ” ایران جدید” است.

غرب، مستقل از ریشه ها، کارهایی بسیار مهم برای بشریت و تحول و پیشرفت اش انجام داده است و بالاخره، انقلابهای عظیمی که سرنوشت بشریت را بکلی دگرگون کرده اند، ضد استعماری آمریکا، اکتبر روسیه، و چین و تحولاتش، که هرکدام هم حاصل و هم منشاء عظیم ترین دستآوردهای علمی، فنی و اندیشه و هنر جامعه انسانی بوده اند، را بوجود آورده است. این “غرب” در تجربه و اندیشه، پشتوانه گذشته ایران و نقد آن بعنوان تاریخ (که هم شامل ایران قبل از اسلام است و هم پس از اسلام) مخزنهایی هستند که باید به فارسی (از عربی و سایر زبانها) برگردانده شوند، در زبانهای اصلی نیز، جهت تحقیق، به آنها مراجعه شود، که هم ابزار خوانش نقادانه وقایع ایران گردند و هم ابزار خروج از رکود و افول ایران را فراهم آورند و هم به دستآوردهای عمومی جامعه جهان بیفزایند. علوم انسانی و اجتماعی در ایران این چنین هم پایه گذاشته می شوند و هم بعنوان شعور نقادانه گذشته، سرگذشت تاریخ و فلسفه و علم ایران را وارد دنیای در حال تحول کنونی کرده و در متن زمانه درج میکند.

تاریخ انتشار : ۲۱ آبان, ۱۳۸۹ ۹:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند