سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۳۷

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۷

انسان هم در جمع، نهاد (اینستیوتیشن) است و نهاد ساز

و هم در فردیت اش، نهاد پذیر

ما در برخورد با دیگران و گذشتگان دو راه داریم، یا از دستهای قفل کردەیشان روی دوش آنها برویم که از آن بلندی دورنمایی وسیعتر و بهتر از واقعیت اطراف پیدا کنیم. یا اینکه از آنها سواری بگیریم که از پل بگذریم. اولی نقد گذشته است و پس مقدمه تولید تاریخ است، و دومی تقلید از گذشته و تکرار آن است، و ضد نقد و تاریخ می باشد

سالها پیش هنگام ورود، در فرودگاه یکی از کشورهای اروپایی، مامور گذرنامه- که نظامی نیز بود- درحالی که گذرنامه ام را پس می داد، چیزی گفت که من در لحظه متوجه نشدم. چند قدم که رفتم و هنوز مدارک را در کیف دستی جا نداده بودم، به فراست گفته او افتادم که حرفی تحقیر آمیز زده بود. نیمه نخست سالهای هفتاد میلادی بود، و من هنوز طعم شهامت سالهای آخر شصت را گهگاهی مزمزه می کردم- باز گشتم و به مامور گفتم چرا آن حرف را زدی، این توهین و تبعیض است. ایشان در جواب چیزی معادل فارسی خودمان گفت “برو بابا تو وقتی به اینجا آمدی اصلا این چیزها را نمی فهمیدی.”  در پاسخ چنین گفتم که بله شما حق دارید من حقیقتا از این حقوق و دفاعیاتش چیز نمی دانستم، و همه این ها را در دوران زندگی و تحصیلم در اروپا از شما و جامعه شما یاد گرفتم.  اما حال که یاد گرفته ام، کاربردش این است که از حقوقم برای دفاع از خود استفاده کنم- با تشکر از این گوشزد او و کاربرد تتمه یی از شهامت شصت و هشتی ام، به آن کشور وارد شدم- فکر می کنم حدود بیست و چند ساله بودم.

ما در برخورد با دیگران و گذشتگان دو راه داریم، یا از دستهای قفل کردەیشان روی دوش آنها برویم که از آن بلندی دورنمایی وسیعتر و بهتر از واقعیت اطراف پیدا کنیم. یا اینکه از آنها سواری بگیریم که از پل بگذریم.  اولی نقد گذشته است و پس مقدمه تولید تاریخ است، و دومی تقلید از گذشته و تکرار آن است، و ضد نقد و تاریخ می باشد. گاهی هم بجای اینکه بخود زحمت دهیم که روی قفل دستها رفته و از لذت و بینش قلم دوش استفاده کنیم، از آنها بخواهیم که خم شوند یا خمشان کنیم که بر آنها سوار شده و از پل بگذریم. “پنجاه و هفت” حاصل قفل دستها و بالا رفتنها ی پیش ازخود بود و عده یی هم برای سواری بر گرده آن، سی و خرده یی سال است که از تمام ابزار استفاده می کنند که خمش کنند. حاصل کار این شده است که ایستادگان را خم شدگان و خوابیده ها را ایستادگان ببینند و بدانند. و حاصل خود این “حاصل کار” این شده است که هرچه بلندی داشتیم را کوتاه کنند و در پایان خود نیز کوتاه تر از گذشته “بی نهاد” شده و در بهترین حالت در “تردید” بطنی خیامی، در میانه عقل کانتی و سرخوردگی سلپسیستی نیچه یی، حافظ وار بین سر بازار” خرقه آلوده به می”، و ته بازار، “کرانه عارف”، غم و اندوه “شیوه آسیایی” را تحمل پذیرکرده و فراموش کنند. و در بدترین حالت، با از دست دادن پیوستگی سر و ته بازار، به دو دسته “مستان هپروتی” و “هپروتیان مست” – کشکول بدست سرگردان “بی نهادی” خود شده و یا بخار شده و در قعر بیکرانی آسمانها، مولوی وار، یار “ظن” ها ی خود شده اند.
برخلاف تصور خطا، آنچه لیبرالیسم می نامند، اصولا نظریه ندارد- لیبرالیسم “عقل منجمد” تقلید و تکرار گذشته بشریت است.  و لیبرالیسم “نو” هم چیزی نیست جز آرزوی تداوم این تقلید و تکرار؛ در حقیقت، بازسازی “سلطنت مطلقه” است که در پی تعمیر گذشته مستعمل، حال دیگر سقف آسمان را بر سر همگان فرو می اندازد و”شکافتن فلک” و “طرح نو” را القاء می کند- این “نو” بودن سابقه یی بسیار طولانی دارد و بهیچوجه ویژه این زمانه نیست. تنها تفاوت شاید این باشد که استهلاک گذشته، خانه را چنان کلنگی کرده است که عاقبت تعمیرکاران را، زیر آوار خود، خواهد کشت – سازندگان نو، آنهایی که از قفل دستها بالا رفته و بر قلم دوشها ایستاده اند، تنها کسانی هستند که کلید نقد گذشته، هم طرح آینده، و بالاخره مصالح ساختن اش را دارند.
همه باید از پادشاه کوتاه تر باشند. بقیه یا کوتوله هستند و یا زیر زمین زندگی می کنند. “تایتانها”، در اسطوره گرایی یونانی، کارشان نبرد با “پادشاهان” قد کوتاه بوده است. متفکرین سرزمین پادشاهان “کوتوله”،  تایتانهای امروزهستند.
در ایران، نسل نخست اینها، شاید، نبرد را “باخته” باشد – اما خطاست اگر تصور شود که جنگ را باخته است.
“پنجاه و هفت” واحد اندازه گیری و هم نقطه گذاری، و پس خواندن را، نیز تغییر داده است.  نهادی را برمی داریم چون کهنه شده است؛ و نهادی را جانشین آن می کنیم چون هم ماندن و هم پیشرفتن، نیز هردو نهاد هستند. و عده یی بخطا، اینرا جزم گرایی، تعصب، و شعور کاذب می دانند – نفت را خود بر آتش میریزند به “تصور” آب –  از سوختن و خاکستر شدن ناله و فریاد می کنند.

تاریخ انتشار : ۷ بهمن, ۱۳۹۰ ۸:۴۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!