سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۵۶

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶

اوین، میزبان بدعهد بانوی اردیبهشت

«در دوران اصلاحات که زندانی شدم نرگس خیلی سریع از همسر یک فعال سیاسی تبدیل به یک فعال حقوق بشری شد. نرگس متولد اول اردیبهشت ۱۳۵۱ است. من همیشه به او می گفتم: "دختر اردیبهشت". وقتی بچه ها متولد شدند نرگس آرام آرام تبدیل به بانوی اردیبهشت شد. در حقیقت بچه ها که به دنیا آمدند نرگس را از مادر علی و کیانا تبدیل به مادر همه بچه ها کردند. همه بچه ها... نرگس دختر اردیبهشت، ‌بانوی اردیبهشت و حرارت و شور اردیبهشت است. تا به حال دوبار دستگیر شده هر دو بار هم در اردیبهشت بوده.»

گفت و شنود منصوره شجاعی با تقی رحمانی


انگار همیشه بود. از کی؟ از وقتی اسمش زیر اکثر بیانیه ها دیده می شد و بعدتر که در قامت والای یک فعال حقوق بشر و سپس حقوق زنان در جامعه مدنی ظاهر شد. بینش سیاسی، عملگرایی و تحلیل های دقیق او از وقایع باعث شد که روز از پی روز مسئولیت بیشتری در جامعه مدنی به دوش بگیرد. تلاش های بشردوستانه او و همسرش در ایران، زندگی خانوادگی و عاشقانه آنان را همچون زورقی کوچک به امواج صعب و سخت طوفان بی عدالتی سپرد. تا به امروز که خود پشت میله های اوین زندانی است و همسرش در دیاری غریب زندانی اندوه دوری از خانه و کاشانه وطن.

دوسال پیش تقی رحمانی از کشور خارج شد. با پاسخی روشن و قوی در مقابل پرسشی همگانی: چرا نرگس نیامد؟

«‌او یک فعال مدنی است و من به او احترام می گذارم. اواخر سال ۹۰ وقتی از ایران خارج شدم دوست داشتم که نرگس و بچه ها هم بیایند. اما نرگس می گفت من یک فعال مدنی هستم و باید در داخل کشور باشم. او همیشه می گوید من ایرانی ام و دوست دارم در ایران زندگی کنم. متاسفانه این حق را از او گرفتند حق یک شهروند مدنی ایرانی را و این به دلیل عدم اجرای قوانین مدنی است.» 

نرگس محمدی اما نه تنها در قامت یک تلاشگر جامعه مدنی که صدای رسای قربانیان خاموش بی قانونی و بی عدالتی در جهان بی عدالتی بود.

«ایده های نرگس همیشه در حال گسترش بود. برای او یک فلسطینی، ‌یک اسرائیلی و یک ایرانی که به ناحق کشته می شدند فرقی نداشت و برای همه آنان تلاش می کرد. زبان دردمندان گمنام جامعه مدنی بود. به نظر من نرگس بیش از همه تحت تاثیر مهندس سحابی، ‌هاله و مهربانی های مهندس میثمی بود اما فراتر از همه این بزرگان رفت.» 

گفتار عاطفی و قدرشناسانه تقی رحمانی خاطراتی از گذشته زندگی مشترک این زوج تلاشگر را نیز در بر گرفت.

«نرگس در قزوین دانشجوی فیزیک بود. من در کتابخانه همان دانشگاه کلاس های آزاد تاریخ برگزار می کردم. او آمد یک زن جوان پرشور و پرانرژی که این حرارت و انرژی را هنوز در صدای او می بینید. وقتی من رفتم با مادر نرگس حرف بزنم مادرش که اکثر اقوامش از اعدامیان سیاسی بودند، گفت من دختر به تو نمیدم تو سیاسی هستی من دیگه طاقت ندارم. این درست سال ۱۳۷۸ بود دوران اصلاحات. من بهش گفتم نه دیگه کسی اعدام نمیشه،… که شد».

آنچه را که مادر نرگس در خشت سرنوشت کسانی چون تقی رحمانی دیده بود، خیلی زود در آینه وقایع نقش بست. آرامش زندگی این زوج عاشق و تلاشگر به واسطه عدالت جویی و برابری خواهی هر دوی آنان طولی نکشید.

«در دوران اصلاحات که زندانی شدم نرگس خیلی سریع از همسر یک فعال سیاسی تبدیل به یک فعال حقوق بشری شد. نرگس متولد اول اردیبهشت ۱۳۵۱ است. من همیشه به او می گفتم: “دختر اردیبهشت”. وقتی بچه ها متولد شدند نرگس آرام آرام تبدیل به بانوی اردیبهشت شد. در حقیقت بچه ها که به دنیا آمدند نرگس را از مادر علی و کیانا تبدیل به مادر همه بچه ها کردند. همه بچه ها… نرگس دختر اردیبهشت، ‌بانوی اردیبهشت و حرارت و شور اردیبهشت است. تا به حال دوبار دستگیر شده هر دو بار هم در اردیبهشت بوده.»

اردیبهشت سال ۸۹، بند ۲۰۹ زندان «اوین» میزبان بدعهد بانوی اردیبهشت شد. یک ماه بعد بدن فلج شده او را تحویل خانواده کوچکش دادند و چند ساعت بعد در بخش مغز و اعصاب بیمارستان ایران مهر در خطرناک ترین وضعیت جسمانی بستری شد.

«نرگس قبل از دستگیری ۸۸ هیچ بیماری خاصی نداشت. بعد از انفرادی یک ماهه سال ۸۹، من برای اولین بار فلج عضلانی نرگس را دیدم. خودت هم که بودی و دیدی. به نظرم یک پروژه بود. پروژه معلول سازی یک فعال مدنی. دکترها گفتند این بیماری شرط اساسی نداره هر وقت در فضاهای بسته و پرتنش باشه تکرار میشه. مثل سال ۹۱ که بازداشت شد و توی زندان زنجان که قاچاقچی ها بودند نگهش داشتند. آن موقع حال نرگس به شدت خراب بود. حتی دکترهای مورد اعتماد حکومت تاکید دارند که اگر نرگس در فضاهای بسته و پرتنش بماند این بیماری دوباره به سراغ او میاد. یعنی سلولهای عصبی پیام مخ به مخچه قطع میشه و دچار فلچ عضلانی میشه. این بیماری نوعی نیست که تکرار نشه. عصبی است روانی نیست و ویژگی اش اینه که در اثر تکرار این حملات به تشنج دچار میشه.»

تقی رحمانی با توجه به تجربه های گذشته خود به عنوان یک زندانی سیاسی، نگرانی هایی عمومی در مورد زندانیان دارد اما اعتماد به اخلاق مبارزاتی، استقامت وانرژی همسر دربندش باعث دلگرمی اوست.

«مقاومت در زندان سه چیز بد به آدم میده: گاهی مقاومت با کینه، ‌گاهی مقاومت با عشق و گاهی مقاومت با افسردگی و توهم. متاسفانه به خاطر شرایط بد زندان استعداد کینه، توهم و افسردگی بیشتر دیده میشه. ولی کسانی هم بر هر سه این حالات پیروز می شوند و من مطمئن هستم که با شرایط نرگس با توجه به نقش مادری، نقش همسری عاشق و داشتن روحیه سامان گر او، ‌این زندان به عظمت روحی او کمک می کنه. نرگس روحیه سامان گر داره نهادی کار میکنه، کار فردی نمی کنه. افراد را دور هم جمع می کنه و اهمیت به نهادها میده و اینها در رفتار نرگس شاخص است.»

و اما بچه ها؟ بچه هایی که بارها طعم دوری از مادر و پدر را تجربه کرده اند.[۱] اگر روزی چرایی این فراق ناخواسته را جویا شوند؟

«علی خیلی به نرگس وابستگی عاطفی داره و کیانا با یک غرور خاصی عاشق نرگسه. الان بچه ها پیش مادر و خواهر من و خواهر و خاله نرگس هستند. همه کمک می کنند اما مادر چیز دیگری است. حس مادرانه نرگس با اومدن بچه ها بیشتر شد و تعمیم پیدا کرد به همه بچه های دنیا. و این که بعدها بچه ها چه جوری به من و نرگس نگاه می کنند مهم است اینها از ما سوال خواهند کرد. اگر مثل ما فکر نکنند از ما می پرسند که چرا ما را به دنیا آوردید و ما پاسخ میدیم که ما نمی خواستیم که زندگی مان اینجوری بشه ما می خواستیم شرف و عقیده خودمون را حفظ کنیم. ولی اگر مثل ما فکر کنند وقتی بزرگ بشن ما را درک می کنند و با ما همدلی می کنند مثل ما میشن».

افق پیش روی جامعه مدنی ایران از خورشید کوچک وجود کودکانی چون علی، کیانا، مهراوه، نیما و… نور می گیرد وهمدلی و همراهی نسل به نسل جامعه مدنی ، جمعیت خاطر از تداوم این نور است. 

«استمرار، انرژی و نهادگرایی نرگس باعث میشه که فعالان مدنی کاری کنند و هیچ فعال مدنی را فراموش نکنند و نرگس را هم فراموش نکنند و به مسائل جامعه حساسیت نشان دهند. از موضع مدنیت نه از موضع سیاسی بازی. حضور فعال جامعه مدنی باعث میشه سایه فشارهای امنیتی برداشته بشه و فضا باز بشه. تا فضا باز نشه جامعه مدنی نمی تواند کار کنه. نهادهای مدنی باید پا بگیرند.»

و کلام آخر همچنان از عشق است و زندگی:

«تمام دورانی که با هم زندگی کردیم هیچ وقت توقع زیادی نداشت برای فعالیت های من هیچ شرطی نداشت و من هم برای او همین بودم. روزی که به من گفت من با تو نمیام برای من خیلی سخت بود. اما سعی کردم روحیه اش را درک کنم. از نظر من نرگس به لحاظ همراهی جاهایی از من همراه تر بود. به لحاظ کشش و همدلی از من جلوتر بود. مدتی که با هم زندگی کردیم همیشه ازش یاد گرفتم. گاهی اگر اختلافی پیش اومده با یک گفتگو حل شده. الان هم مسئولیت سنگینی روی دوش اوست. هم پدر باشی، هم مادر باشی، هم پرونده داشته باشی، هم تنش داشته باشی و همه را بتونی مدیریت کنی چیز کمی نیست. صبوری و انرژی و همراهی او و همراهی خانواده های من و نرگس به ما خیلی کمک کرده. ما در زندگی انگار سوار یک قایقی هستیم که از چند طرف بهش موج میخوره و در فضا و هوا حرکت می کنه. گاهی هم واژگون میشه. یک بخش این زندگی در مهاجرت است یک بخش در زندان. اینها آسان نیست اما نرگس با صبوری و کمک خانواده های ما میتونه این زندگی را مدیریت کنه.»

پانوشت: 

[۱] ما بی مرام نبودیم: برای مهراوه ،کیانا، نیما، علی و… / منصوره شجاعی

http://www.feministschool.com/spip.php?article6988

تاریخ انتشار : ۲۳ اردیبهشت, ۱۳۹۴ ۰:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت