سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۸:۲۲

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۲

او یک مرد است

واینجا بود که معنی واقعی ترور جنسیتی را درک و لمس می کردم ، آیا در جامعه ی مانشان ودورنمایی از رشد و پیشرفت حقوق بشر ( حقوق زن ) به چشم می خورد؟ نمی دانم اگر جای من با همسرم عوض می شداوهم مخاطب سوالهای بالا قرار می گرفت؟ مسلما نه چون او یک مرداست

حقوق زن حقوق بشر خوانده می شودو رعایت حقوق زنان ازشاخصه های توسعه کشورها به شمار میرود.

بعداز مدتی بالا – پایین رفتن از پله های ساختمان سه طبقه دادگاه انقلاب کرج تازه به این نتیجه رسیدم که باید چادر مشکی سرم باشد، با عجله خودم را به خانه رساندم، بعد از سر کردن چادراینبار باایست بازرسی دادگاه مواجه شدم افرادزیادی در صف ایستاده بودندوهر یک پس از بیان دلیل مراجعه شان یکی یکی داخل ساختمان دادگاه می شدند تا نوبت به من رسید – تقریبامتوجه شدم که اکثرابرای مواد مخدر و قاچاق، دعواهای خیابانی،سرقت آمده اند، چندنفری هم سراغ دادگاه خانواده را می گرفتند – در میان مراجعین زنان و کودکان دست فروشی که برای تهیه لقمه ای نان به اتهام سدمعبر بادستبندآورده می شدند نظرم رابه خودجلب می کردند و بازهم علامت سوال بزرگی درذهنم تداعی می گشت که اگر دست فروشی نکنند چه کنند ؟ …

مامور ایست بازرسی پس از بررسی کارت شناسایی ام پرسید که قصدرفتن به دادگاه خانواده را داری ؟!! توضیح دادم که صبح زود با یورش ماموران امنیتی همسرم و وسایل شخصی زندگیم از خانه ربوده شدندوپس از گذشت سه روزهیچ اطلاعی از او ندارم، بدون آنکه پاسخی دهد مکثی کردوخواست به گوشه ای روم ومنتظر بمانم، همچنان مردم در رفت وآمد بودندافراد گوناگون واردمی شدندومن در گوشه ای نظاره گر بودم، حوصله ام سر رفت و پس از کلی جر و بحث وارد دادگاه شدم، ازاتاق رایانه به بایگانی ، …. ریاست شعب …. بازپرسی به اتاق دادستان و ….. بالاخره موفق شدم دادستان را ببینم و مشکلم را بیان کنم، گفتم که اطلاعی ازمکان و نحوه نگهداری همسرم ندارم و با آن خشونتی که موقع دستگیریش نشان دادند حتی نمی دانم که الان زنده است یا مرده؟ دادستان محترم در کمال متانت و خونسردی فرمودند:برای جستجوی اجساد باید به پزشکی قانونی وسردخانه ها سربزنی نه اینکه وقت دادستانی را بگیری …. با خودم فکر کردم مگر نه این است که امثال همسر من رفته اند تا زندگی را شوری بخشند و جامعه را از مردگی نجات دهند.

احساس مسئولیت و بی خبری از وضعیت همسرم آزارم می دادو گرنه از همان ابتدا می دانستم که کسی پاسخگو نخواهد بود، در همان وضعیت بهت و حیرت از پاسخ دادستان، مراجعین دیگر پاسخ گرفته و راهنمایی شده و از اتاق دادستان خارج می شدنداما من به دلیل سیاسی بودن همسرم و اینکه بلد نبودم چادر اجباری را خوب جمع و جور کنم – بدون چادر هم البته پوششم کاملا مناسب بود – مستحق تحمل توپ و تشر مسئولین و بعضا هم نگاههای …….آنان بودم.

متوجه شدم که در رویه قضایی ما ارزش و منزلت یک سارق یا فروشنده مواد از امثال همسرم که برای تعالی جامعه سعی در نشان دادن زشتیهای جامعه در راستای ارتقا ان دارند به مراتب بیشتر است.

با یک بار مراجعه به دادگاه ها می توان به وضوح نقض حقوق افراد و نیز تبعیض جنسیتی را مشاهده کرد، به هر بخش از دادگاه که مراجعه می کردم در جوابم سوالهای نامربوطی از من پرسیده می شد که فقط مایه تاسف و اشمئزاز است: چند سال داری ؟!!! نامزدی یا ازدواج کردی ؟!! بچه داری ؟!! حجابت که بد نیست، ایست بازرسی اجبار کرد چادر سر کنی ؟!! خانه ات کجاست؟ با کی زندگی می کنی؟ !! آزار دهنده تر از همه اینها همه هم نگاههای سنگین و هرزه ای بود که سراپایت را ورانداز می کرد و تصویر قربانی بودن در ذهنت پر رنگ تر میشدواینجا بود که معنی واقعی ترور جنسیتی را درک و لمس می کردم، آیا در جامعه ی ما نشان و دورنمایی از رشدو پیشرفت حقوق بشر( حقوق زن ) به چشم می خورد؟ نمی دانم اگر جای من با همسرم عوض میشداو هم مخاطب سوالهای بالا قرار می گرفت؟ مسلما نه چون او یک مرد است.

تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۳۹۰ ۶:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار