سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۳۹

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۹

ایریس مردوخ و دو اعتراف شبه فمنیستی

گرچه رمانهای ایریس مردوخ بطور مستقیم فلسفی نیستند ولی دارای عمق فکری، هیجان، و خیالپردازی خاصی میباشند. از جمله موضوعات آثار او، عشق، گناه، مکافات، توطئه، تقوا، حقیقت، جنون، هنر، ادبیات، زندگی، تابوشکنی در عشق، قدرت و سلطه هستند.

ایریس مردوخ(۱۹۹۹-۱۹۱۹.م)، خالق ۲۶ رمان و چندبن مقاله فلسفی، ایرلندی انگلیسی تبار، در طول عمر خود دارای ۳ شغل،- کارمند دولت، استادفلسفه، و نویسندگی بود. وی در رشته های فلسفه و زبانهای کلاسیک، تحصیل کرده بود. او میگفت تنها حوزه ای که در آن تخصص دارد، تجربیات شخصی اش در زمینه عشق است. ایریس مردوخ را میتوان “انسان نوین” جامعه کاپیتالیستی لیبرال نامید، چون حتی بعد از ازدواج میتوانست علائق عشقی و جنسی و ارتباطات آزاد خود را با مردان روشنفکر و اندیشمند دنبال کند و عملی سازد. وی دوران کودکی  بسیار مطبوع و خوش آیندی داشت و به نقل از خودش، همراه والدینش در خانه یک مثلث عشق و محبت تشکیل داده بودند. پدرش، کارمند دولت انگلیس، و مادرش یک زن خواننده اپرا و ایرلندی بود. او از ۹ سالگی شروع به داستان نویسی نمود تا در ادبیات برای خود خواهر و برادرهای خیالی بسازد چون تنها فرزند خانواده بود.

ایریس مردوخ، طبق اعترافات خود و همسرش، زندگی اروتیک پرتلاطم، متنوع و پرماجرایی داشت. در عشق و روابط جنسی با چندین همکار و همفکر بشکل پلی گامی و چند همسری ارتباط داست، از جمله با سارتر، کانتی، فرانکل، ف. اشتاینر، و غیره. جان بایلی، منتقد ادبی، استاد دانشگاه، و همسر وی، در کتاب “مرثیه ای برای ایریس” میگوید، او با هر روشنفکر و اندیشمندی که به وی چیزی می آموخت، تمایل داشت هم بستر شود. جان بایلی میگفت ایریس چنان ساده لوح و خوش قلب بود، که بندرت از کسی انتقاد کند و یا شکایت نماید. او از روابط آزاد همسرش با مردان دیگر حمایت میکرد و اینگونه زناشویی را پذیرفته بود. آندو فاقد فرزند بودند. خانم مردوخ در شغل دولتی اولش برای کمک به پناهندگان و مهاجرین بعد از جنگ جهانی، سالها در کشورهای اتریش و بلژیک زندگی نمود.

گرچه رمانهای ایریس مردوخ بطور مستقیم فلسفی نیستند ولی دارای عمق فکری، هیجان، و خیالپردازی خاصی میباشند. از جمله موضوعات آثار او، عشق، گناه، مکافات، توطئه، تقوا، حقیقت، جنون، هنر، ادبیات، زندگی، تابوشکنی در عشق، قدرت و سلطه هستند. وی در آثارش به موضوعات زمان حال حاشیه نشینان افراد جامعه با سبک گروتسک، ناشی از اگزیستنسیالیسم سارتر، می پرداخت، و خود را محدود و مجبور به توصیف رئالیستی نمی کرد. در رابطه با مقوله قدرت و سلطه در آثار مردوخ نقل میشود که یکی از معشوقه های او بنام الیاس کانتی، مردی اتوریته و سلطه طلب، و پرچه ایریس را از این طیق آزار میداد، ولی طبق اعترافات خود خانم مردوخ، به وی نیرو و الهام میداد. ایریس مردوخ گاهی داستان رمان را از دید و علائق مردانه روایت میکرد، یعنی از دید افرادی که در روابط شخصی دچار تغییر و تحول شده بودند.

موضوع دیگر رمانهای مردوخ، معرفی انسانهای شاغلی است که در جوامع طبقاتی دچار عوارض و بحران روابط جنسی شده اند و میخواهند آنرا بشکل آبستراکت از نظر فکری حل کنند. مردوخ میگفت هدف باید آنالیز عمیق روانی ادبی فرد باشد، مرگ گاهی موجب تصمیمات غیرمترقبه و جدید افراد داستان میگردد. قهرمان داستان معمولا در یک جهان موازی روانی و با ارضاهای جانشیتی سکسی و مبتذل زندگی میکند که رفتاری افراطی، اغراق آمیز، غیرقابل پیش بینی، و احساساتی دارند. رفتار رئالیستی انسانهای داستان گاهی همراه است با علائم، عناصر، و نمادهای جادویی. پروژه و طرح رمانهای مردوخ متکی به سبک و پرسش” ضرورت یا امکان” است؟ منقدین آثار مردوخ مدعی هستند که رمانهایش مکانیکی و شبیه هم هستند، افراد داستان واقع گریز، خودمحور و خودشیفه، موضوع رمان همیشه از پیش تعیین شده و مشخص است، و غیررئالیستی است، عشق های جنون آمیز، و علایق مبتذل، تبلیغ خشونت، توطئه و ریسک های خطرناک در رفتار قهرمانان داستان مشاهده میکردد. با این وجود غالب آثار وی اخلاق مدار هستند. استعداد زبانی خانم مردوخ تا آن حد بود که میتوانست اشعاری به زبامهای فراسوی، ایتالیایی، روسی، اسپانیایی، و آلمانی، بخواند و یا ترجمه کند.

پنج اثر مهم ایریس مردوخ عبارتند از،- زیر تور، دریا دریا، فقط انسانهای جالب، زمان سنج عشق، و موجودی تک شاخ. از جمله دیگر آثار مشهور وی، آب گناه، شاهزاده سیاه، دوشیزه ایتالیایی، کتاب و برادری، هنری و کاتو، شورش در دوبلین، فرار از جادوگر، قلعه شنی، سرخ و سبز، سری جدا شده، و مقاله فلسفی “سارتر، یک خردگرای رمانتیک” میباشند. غیر از رمانهای پرفروش که مورد تحسین نقد ادبی قرار گفتند، وی خالق نمایشنامه های رادیویی و تئاتری و اشعاری نیز بود. رمان نخست او “در زیر تور” بسبک گروتسک ولی بشکل دقیق نوشته شده. دو رمان “آب گناه” و “دریا دریا” از جمله قوی ترین اثار وی هستند. رمان دریا در سال ۱۹۷۸ برنده جایزه بوکر شد. موضوع این رمان، حسادت، عشق، و تلفات است. مهمترین رمان مردوخ، شاهزاده سیاه، داستانی پر تحرک، حاوی نظرات تئوریک ادبی و بحث فلسفه اگزستنسیالیستی، اثری آموزنده و سرگرم کننده، عنوان بهترین رمان را گرفت. کتاب “بازی ماسک ها” برخوردی ادبی با روانشناسی فروید و یانگ است.

رمانهای ایریس مردوخ را به گروههای،- هنری، عشقی، جنایی پلیسی، تاریخی، و گوتیک، تقسیم کرده اند. آخرین رمان او “جکسون بر سر دو راهی” نام داشت. تداوم خلاقیت ادبی مردوخ ۴۰ سال طول کشید، از رمان ۲۰۰ صفحه ای سال ۱۹۵۰ تا رمان ۵۰۰ صفحه ای سال ۱۹۸۰، گرچه مارسل پروست گفته بود، همه آثار یک نویسنده، فقط یک اثر او هستند.

نوشته های فلسفی مردوخ که غالبا مقاله های بیوگرافیک هستند، متکی به اندشه های سارتر و کانت، افلاتون، فروید و کانتی، با الهام از سنت فلسفه روشنگری هستند. او گاهی در رمانهایش تبلیغ اندیشه روشنگری به سبک ولتیر، دیدرو، منتسکیو، و روسو، از قرن ۱۸ میکند. در آثار فلسفی او، امپریسم زبانی، و اگزستنسیالیسم، مطرح میشود. وی یکسال پیش از نخستین رمانش، مقاله ای در باره سارتر در سال ۱۹۵۳ منتشر کرد. افکار افلاتونی او را رویزوینیستی ارزشیابی کرده اند. سبک نوشتن مردوخ از رئالیسم انتقادی سالهای نخست، بسوی سبک اگزستنسیالیسم سارتری رسید. ایریس مردوخ سبک ادبی فلسفی  را وارد فرهنگ انگلیس نمود، گرجه قبلا این ژانر فقط در کشورهای فرانسه و آلمان مرسوم بود. پایاننامه دکترای وی در باره ویتگنشتاین است. آثار ادبی مردوخ با تکیه بر اندیشه جریان روشنگری فرانسوی، و نوع زندگی اگزیستنسیالیستی سارتر است.

موضوعات فلسفی مورد علاقه او عبارتند از، مرزهای آزادی انسان، حقیقت جویی، تضاد نیکی و بدی، منقدین مردوخ بر این باورند که او حین جستجوی حقیقت حاضر بود مدام افکار و جهانبینی اش را عوض  کند یا با شرایط سازگار نماید. به این دلیل او نویسنده ای چند بعدی است، که گاهی چپ، گاهی لیبرال، گاهی مذهبی، گاهی اگزستنسیالیستی، گاهی رئالیست، گاهی مارکسیست، و گاهی بودیست است. پرسشهای فلسفی مطرح در آثارش عبارتند از،- ماهیت خیر و شر، طبیعت روابط عشقی جنسی، مقوله های تابو و تقدس، و سئوالات مذهبی و عقیدتی.

مردوخ معلمان ادبی خود را،- دانته، تولستوی، داستایوسکی، شکسپیر، پروست، آوستن، دیکنز، و جیمز، معرفی میکند. وی زیر تاثیر شکسپیر خالق سبکی شد که ترکیبی از اندیشه های روشنگری و نیاز به توصیف تاریخ است. او میگفت واقعیات اجتماعی را نویسندگانی مانند هومر، دانته، تولستوی، و شکسپیر به انسان نشان دادند و نه سرف نیروی درک شخصی خودشان. او همچون الیوت میگفت ادبیات باید غیر شخصی و غیر اتوبیوگرافیک باشد. و از طریق آموزش نمی توان خوشبخت شد، ولی با کمک آموزش میتوان ابزاری برای شناخت سعادت یافت. او جایزه پولیتسر را در سال ۱۹۷۸ بخاطر ۲ رمان شاهزاده سیاه و دریا دریا دریافت کرد و در سال ۱۹۸۷ عنوان “اشرافیت” را از ملکه انگلیس دریافت نمود. سرانجام ۱۰ سال بعد به سبب عوارض ناشی از بیماری آلزهایمر درگذشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۴۰۰ ۱:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار