سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۲۵

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۵

بازی جاهلانه

انسان بی اختیار به یاد آن جوک معروف شکستن در خیبر می‌افتد در آموزش و پرورش زمان شاه. آخر چطور جامعه روشنفکر ایران از «چپ» و «راست» چنین بازیچه دست ابلهی می شود. این آن نکته ای است که براستی باید تحلیل شود ...

Getting your Trinity Audio player ready...

در شماره ۱۲ نشریه اندیشه پویا از خجسته رحیمی نامی مطلبی علیه امیرپرویز پویان و به تبع آن تخطئه مشی چریکی سالهای پایانی دهه چهل تا میانه دهه پنجاه شمسی منتشر می‌شود. روش نویسنده برای طراحی نوشته [جنبه سخیف نوشته مورد نظر نیست] بر این پایه قرار می‌گیرد که هدف مزبور را از طریقی تبلیغی، یعنی با در هم شکستن کاریزمای فیدل کاسترو به مثابه یکی از شخصیتهای جهانی مشی چریکی آن دوره به پیش ببرد. خود این شیوه حتی اگر با کمال دقت و صحت انجام می‌شد دارای هیچ ارزش اصولی نمی‌توانست باشد.
    برای این منظور بهترین کار، استناد به اعترافات خود کاسترو در کتاب خاطراتش است. خاطراتی که خودشیفتگی، روسپی بازی، شکم بارگی و خودپرستی کاسترو در آنها مشهود است. طبیعی ست که مشی و انقلابی با چنین رهبری هیچ ارزشی نخواهد داشت. به تبع آن همانطور که خجسته رحیمی برجسته می سازد ریاضت پیشگی امیرپرویز پویانی که فقط ۲۳ سال دارد و رفقایش در ممنوعیت عشق بین چریکها، امساک در غذا خوردن و آرمانگرائی ساده لوحانه – نویسنده سعی دارد در تمام نوشته او را بچه ای نابالغ جلوه دهد- در مقابل آن خصائل ناپسند رهبرانقلاب کوبا و کارکتر برجسته جهانی مشی چریکی حکایت از سادگی کمیک و تا اندازه ای معصومانه دارد.
    برای چنین طراحی عنوان «کاش امیر پرویز پویان خاطرات کاسترو را خوانده بود» می‌توانست تیتر اصلی باشد، ولی برای ایز گم کردن نویسنده آن را به عنوان فرعی تنزل می دهد.
    بعد از این شماره اندیشه پویا غوغائی به پا می شود، البته از نوع طوفان در فنجان آب. علیه و له فدائیان و امیرپرویز پویان در سطوح مختلف اظهار نظر می‌شود. البته حتی در این آشفته بازار هم باز کسانی از دیدگاههای مختلف سعی کردند تحلیل عمیقی از ماجرا در حدی که در فضای بی‌برنامه ممکن است، به دست دهند که من نامی نمی برم.
    در شماره ۱۳، خجسته رحیمی که حالا دیگر برای خود نامی هر چند به بدی دست و پا کرده است جوابیه‌ای می‌دهد به نام «روشنفکر متهم نمی کند». از همان آغاز جنبه مصنوعی و انفعالی نوشته توی ذوق می زند. مصنوعی برای این که به ناگهان سعی می‌شود که موضوع از سطح تبلیغی به سطح محتوائی منحرف شود و به جای جستجو در خاطرات این و آن مبحث قدیمی مبارزه با استبداد، یا مبارزه با امپریالیسم به صورتی سطحی به صحنه پرتاب شود. و البته با ماهیتی انفعالی، از این جهت که نویسنده حالت تهاجم اولیه خود را به دفاعی تبدیل می کند که محتوای آن جعلی ست و پیداست که به جهت ایجاد حواسپرتی طراحی شده است. تیتر فرعی مقاله این بار در جهت این هدف، انتخاب شده است: «درباره برخی واکنشها و انتقادات نسبت به نقد فدائیان.»
    او البته می‌توانست به جهل خود در مبحث «امپریالیسم یا استبداد» با خواندن آثار تئوریسین مهم جنبش چریکی ایران، یعنی بیژن جزنی، در یکی از بهترین شیوه های طرح و حل موضوع، پایان دهد. ولی گشودن این موضوع فقط برای پنهان کردن گاف بزرگی ست که داده است. خجسته رحیمی قافیه را به خود باخته است، ولی بحث داغ است و می‌توان هنوز در این آشفته بازار با آویختن به دامان آل احمد و شریعتی و بازرگان و اصلاح طلبی و مدارا سوراخ دعا را گم کرد. او آخر باید چیزی را لاپوشانی کند؛ چه چیز را؟ گوش کنید:
    «ناگفته نماند که من نیز در مقاله فدائیان جهل به خاطراتی از کاسترو ارجاع داده بودم که انتشارات روزنامه اطلاعات در ایران ترجمه و منتشر کرده و مترجم کتاب هم در مقدمه اش از نثر ویژه و منحصر به فرد کاسترو سخن گفته بود. [طفلی خجسته چاره دیگری برایش باقی نمی ماند]. اما [عجب امائی] گویا [تازه گویا؟] این کتاب برخلاف نوشته مترجم در مقدمه کتاب، نه به قلم کاسترو که به قلم یکی از نزدیکترین همراهان او نوشته شده بود که پس از تجربه دیکتاتوری آن رفیق، نتوانست تاب بیاورد، از کوبا گریخت…». ها؟ عجب بساطی!
    هر انسانی که فقط با کمی دقت به نقل قولهای به کار گرفته شده خجسته رحیمی در نوشته قبلی اش از کتاب خاطرات آن گریز پا توجه کند، متوجه می‌شود که نویسنده، فیدل کاسترو نیست. حالا چرا نویسنده مخاطبین خود را چنین بی توجه فرض کرده است باید گناه را به گردن فضای مطبوعاتی بی پرنسیپ انداخت.
    انسان بی اختیار به یاد آن جوک معروف شکستن در خیبر می‌افتد در آموزش و پرورش زمان شاه. آخر چطور جامعه روشنفکر ایران از «چپ» و «راست» چنین بازیچه دست ابلهی می شود. این آن نکته ای است که براستی باید تحلیل شود.
اما مبحث مبارزه مسلحانه و مشی چریکی در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارای اهمیتی ساختاری است که باید در مجالی مناسب و در محیطی صلاحیت‌دار بررسی شود.

تاریخ انتشار : ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۳ ۹:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.