سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۰

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰

باز هم درباره تشکل

تحکيم تشکل خود به خود با عقب راندن اختناق همراه است. تشکل تحکيم نمى شود مگر اين که اختناق ضربه خورده باشد، اختناق ضربه نمى خورد مگر اينکه با تشکل کارگرى رو به اوج توده اى روبرو شده باشد. ميان تشکل و اختناق رابطۀ معکوسى حکمفرماست. تشکل کارگرى اگر بخواهد يک تشکل کاراى مبتنى بر مبارزۀ طبقاتى باشد چاره اى ندارد جز اينکه اختناق را به چالش بگيرد. موثر ترين راه مقابله با اختناق اقدام عملى به ايجاد تشکل ها است

اقدام کارگران شرکت واحد براى ایجاد تشکل خود بى تردید نقطۀ اوج جنبش کارگرى ایران در دورۀ معاصر است. ابتکار عمل کارگران واحد طى یکى از تاریک ترین دوره هاى اختناق حاکم بر ایران، تشکل کارگرى را از شعار و مطالبۀ یک حق به یک مسئلۀ پراتیک تبدیل کرد و میراثى غنى براى همۀ کارگران ایران از خود بر جاى گذاشت، و به این ترتیب فصلى تازه در تاریخ جنبش کارگرى ایران گشود.
جنبش کارگرى ایران مدیون همت و جسارت کارگران واحد است که در این فضاى سیاسى سهمگین و بدون رجوع به کارفرما و وزارتخانه تشکل خود را پى ریختند. چنین واقعیتى را هیچ مورخ با انصاف و ابژکتیف این جنبش نمى تواند انکار کند. اما تاریخ نگار جنبش کارگرى ایران در آینده هنگامى که از تاریخ دورۀ فعلى یاد مى کند حیات سندیکاى واحد را چگونه روایت خواهد کرد؟ چنین خواهد گفت که مبارزۀ سرسختانۀ کارگران واحد براى ایجاد، نگاهدارى و تحمیل تشکل به دیکتاتورى حاکم سرمایه پیروز شد چون تلاش او به دیگر مراکز کارگرى سرایت کرد و دسته هاى بزرگ کارگران را به این میدان مبارزه براى تشکل سازى کشاند، و به این سان استبداد حاکم را به مصاف طلبید و آزادیهاى دموکراتیک را از حلقوم آن بیرون کشید؟ یا بر عکس خواهد گفت که کارگران واحد در مبارزۀ خود در حفظ تشکلشان تنها ماندند و با همۀ جسارت و پیشروى هایشان به امان سرکوب و اختناق حاکم در ایران رها شدند؛ و به این ترتیب تشکل آنان تحت فشار استبداد حاکم در هم شکست و یا از محتواى خود تهى شد؟ تردیدى نیست که هر فعال کارگرى همۀ تلاش خود را بکار خواهد برد تا این سناریوى آخر جنبش تشکل کارگرى را از دست یابى به هدف خود ناکام نگذارد، و حرکت جنبش کارگرى در این برهه بازتاب خود را تنها در تحقق فرضیۀ اول بیابد: از هر لحاظ ممکن است ــ و امید است که در آینده بتوان تجربۀ کارگران واحد را به گواه گرفت ــ که ایجاد تشکل کارگرى با تعدادى معدود، یا از یک بخش کارگران، آغاز گردد. این شروع روند ایجاد تشکل است اما ادامۀ حیات و تداوم آن، و در این دوران سرانجامٍ تلاش کارگران واحد، به این بستگى دارد که مبارزۀ مشخص آنان از سوى بخشهاى دیگر طبقۀ کارگر دنبال گردد یا نه. اقدام کارگران واحد به ایجاد تشکل توده اى، موثر و پایدار زمانى به ثمر خواهد رسید که شمار هر چه بیشترى از کارگران دیگر بخشها در جاده اى که آنان با پیکار خود هموار کردند پاى گذارند و آزادیهاى اجتماعى و سیاسى لازم براى داشتن تشکل پایدار را از چنگ استبداد حاکم در آورند.
هدف نوشتۀ حاضر این است که در پرتو تجربۀ کارگران واحد بار دیگر تأمل کوتاهى بر تشکل طبقاتى و توده اى و اتصالات آن با آزادى هاى سیاسى کند؛ این جا ضرورت وجود تشکل طبقاتى و توده اى براى برآورده کردن مطالبات اقتصادى کل طبقۀ کارگر مفروض گرفته شده و قصد اثبات آن نیست.
توده هاى کارگر تشکل مى خواهند تا بتوانند به وسیلۀ آن میزانى از خواسته هایشان را بر آورده کنند. از این رو عملکرد و تأثیر گذارى تشکل کارگرى، فراتر از جنبۀ سمبولیک آن، شرط دوام آوردن و توده اى شدن آن است. و گرنه کارگران در تشکلى که نتواند به نیازهاى مبارزۀ آنان پاسخ گوید مدت زیادى درنگ نخواهند کرد. از آنجا که تشکل اقتصادى توده هاى کارگر علنى ست و آن را نمى توان مانند احزاب سیاسى زیرزمینى سازمان داد، تشکلى که نتواند کارگران را براى بیان خواستهاى خود و پیشروى در جهت کسب آنها بشکلى علنى جمع کند، و ابزار سازماندهى براى این امر را نداشته باشد، تشکل توده اى نیست و خاصیتى براى کارگران ندارد. تشکل طبقاتى و توده اى بدون ظرفى که بتواند محل بیان، تصمیم گیرى و محمل عمل مستقیم آنان باشد غیر قابل تصور است. این ظرف هسته، محور و بالاترین مرجع سازمان اقتصادى توده اى کارگران است؛ در دل آن است که سیاست ها و راهکردهاى تشکل به تصمیم گیرى همۀ کارگران گذاشته مى شود، و به این وسیله است که مشارکت دائمى توده هاى کارگر تامین مى شود. اگر کارگران در تشکل خود مشارکت مستقیم در تصمیم گیرى ها نداشته باشند، اگر این تشکل نتواند به مجمع عمومى و ارادۀ جمعى متکى شود طبعا مبارزه از میان کارگران به دفتر هاى در بسته نقل مکان مى کند و بوروکراسى و گرایش راست میدان رشد مى یابند. در این حالت رهبران کارگرى ناچار یا به شیوه هاى کار مخفى روى مى آوردند و سرانجام در غیاب کنترل جمعى به راه و رسم هاى سیاست بازانه سقوط مى کنند، و یا از بالاى سر کارگران در تبانى با کارفرما و دولت تشکل را راه مى برند.
اولین شرط توده اى و طبقاتى بودن تشکل کارگرى این است که برگزارى مجمع عمومى اصل خدشه ناپذیر آن باشد. مجمع عمومى علنى شکل عالى آزادى تجمع است؛ از این رو در تشکل توده اى و طبقاتى آزادى تجمع و آزادى تشکل از یکدیگر جدائى ناپذیرند. از آنجا که این تشکل باید بتواند فرصت بحث و تصمیم گیرى جمعى ایجاد کند، نشریه و اطلاعیه علنى منتشر کند، ایده ها، مواضع و تصمیم هایش را براى همۀ بیان کند و آنها را با درج در نشریات خود و در مطبوعات دیگر اشاعه دهد، اینجا آزادى تشکل و آزادى بیان نیز در هم تنیده اند. بنابراین نیاز تشکل اقتصادى کارگرى به این دسته از حقوق دموکراتیک، به عنوان ابزار کار خود براى تحقق اهدافش، ساختارى است. از آنجا که حق بیان و تجمع در حق تشکل خود به خود ادغام شده اند نیاز تشکل توده اى کارگرى به آزادى هاى دموکراتیک مقطعى نیست که بتوان در دوره اى به آن روى آورد و در دوره دیگرى کارى به آن نداشت بلکه نیازى دائمى، پایه اى و ارگانیک است. اختناق سیاسى دشمن بلاواسطۀ این شکل از تشکل کارگرى ست و مبارزه براى آن وقتى به سرانجام مى رسد که با تحمیل آزادى هاى بیان و تجمع همراه باشد. تشکل کارگرى که به نیروى خود کارگران ایجاد شده باشد براى این که پایدار بماند ناچار از این است که این آزادى ها را هم به دولت سرمایه تحمیل کند.
اما از واقعیت نیاز پایه اى کارگرى به آزادى نمى توان مانند طیفى از نیروهاى سیاسى (چپ) در ایران، که وانمود مى کند مبارزه براى نیازهاى اقتصادى کارگران تابع مبارزۀ سیاسى دموکراتیک و ضد استبدادى ست، نتیجه گرفت که فعالیت براى ایجاد تشکل به وجود آزادى هاى دموکراتیک وابسته است و مبارزۀ ضد رژیمى پیش شرط هر گونه پیکار براى تشکل است. این دیدگاه “دموکراسى خواه”، بر خلاف آنچه که حاملین آن ادعا مى کنند، دینامیسم کسب آزادى را نفهمیده یا وارونه فهمیده است.
میان تشکل و آزادى رابطه اى دینامیک برقرار است؛ براى وجود تشکلهاى توده اى پایدار کارگرى، براى تداوم و گسترش آنها وجود عملى آزادى هاى دموکراتیک لازم است (این براى بعضى دیگر از تشکل ها نیز صادق است)؛ اما براى نائل شدن به این آزادى ها در جامعه وجود عملى و دوفاکتوى تشکل هاى کارگرى نیز یک ضرورت است، و پیش شرط تحقق حقوق دموکراتیک در اقدام به پى ریزى این تشکل ها بازتاب مى یابد. مبارزه براى ایجاد تشکل در خود مبارزه براى آزادى هاى دموکراتیک را حمل مى کند. این یک استنتاج منطقى از دینامیسم ایجاد تشکل توده اى است که فاکت هاى تاریخى برآن صحه گذاشته اند. بیشترین آزادیهاى سیاسى و اجتماعى دموکراتیک تاریخاً به دنبال پیشروى هاى طبقۀ کارگر (سوسیالیست) به دست آمده اند (حتى حق رأى عمومى در اروپا نیز به همت این نیرو متحقق شد). کارگران اروپا و روسیه در زمانى که ارتجاع و استبداد برجوامع شان حکمفرما بود از مبارزه براى تشکل دست نکشیدند و منتظر فرا رسیدن دموکراسى و تحقق آن به دست نیروهاى دیگر اجتماعى نماندند؛ و به این ترتیب بود که هم آزادى تشکل را به تحقق رساندند و هم آزداى هاى سیاسى و اجتماعى را شکل دادند، و فرو ریزى اختناق بود که به نوبۀ خود موجب پیشروى آنان در امر تشکل و سایر مبارزاتشان گردید.
بدون حقوق دموکراتیک حق تشکل بشکلى پایدار بدست نمى آید و بدون مبارزه متشکل کارگرى حقوق دموکراتیک اصلا ممکن نمى گردد. فضاى دموکراتیک براى رشد و گسترش تشکل کارگرى توده اى ماندگار در پى همان اقدام به پایه ریزى تشکل متکى به مشارکت توده ها تأمین مى شود. در شرایط امروز نیز ایران کسب آزادى و حقوق دموکراتیک امر شعار و طرح مطالبه نیست. به کف آوردن همۀ آن آزادى هاى مورد نیاز تشکل، مثل خود تشکل، امرى پرایتک است یعنى با تحمیل به طبقات حاکم بشکلى دوفاکتو ممکن مى شود. مسئلۀ آزادیهاى سیاسى و اجتماعى مسئلۀ توازن قوا یعنى نیروست، و برآمدن این نیرو در گرو تلاش و اقدام عملى براى ایجاد تشکل هاى مبتنى بر شرکت تودۀ کارگران در محل کار، در سطح کشور و در رشته ها و حرفه هاى گوناگون است. هر قدر کمیت این تلاش ها بیشتر و در جغرافیاى وسیع تر پراکنده باشد، به همان میزان شانس عقب راندن اختناق و بیرون کشاندن حق از حلقوم دولت سرکوبگر سرمایه بیشتر مى شود. با نیروى سرکوب اگر بتوان چند مجمع عمومى را در هم شکست، با صدها مجمع عمومى هم زمان نمى توان به آسانى درگیر شد، و با صدها اجتماع اعتراضى همزمان در کشور نمى توان همان گونه برخورد کرد که با اعتراضات پراکنده. به این ترتیب است که مى شود هم تشکل و هم آزادى هاى لازم براى بقا و گسترش فعالیت آن را به اختناق حاکم تحمیل کرد. این نتیجه گیرى بدیع و تازه اى نیست بلکه چکیدۀ درس ها و تجربه هاى عملى جنبش کارگرى در سطح جهانى ست.
تحکیم تشکل خود به خود با عقب راندن اختناق همراه است. تشکل تحکیم نمى شود مگر این که اختناق ضربه خورده باشد، اختناق ضربه نمى خورد مگر اینکه با تشکل کارگرى رو به اوج توده اى روبرو شده باشد. میان تشکل و اختناق رابطۀ معکوسى حکمفرماست. تشکل کارگرى اگر بخواهد یک تشکل کاراى مبتنى بر مبارزۀ طبقاتى باشد چاره اى ندارد جز اینکه اختناق را به چالش بگیرد. موثر ترین راه مقابله با اختناق اقدام عملى به ایجاد تشکل ها است. ایجاد تشکل هاى متعدد کارگرى، که بر مجمع عمومى و مشارکت عمومى کارگران متکى باشند، در خود به معناى خلق پیش شرط هاى تحقق پایدارى تشکل است. محاصرۀ رژیم استبداد سرمایه از طریق این گونه تشکل هاى متعدد ممکن است. کارگران واحد این راه را گشودند و این بزرگترین خدمت آنان به جنبش کارگرى ایران بود. و اکنون بزرگترین قدر دانى و عالى ترین همیارى با کارگران واحد ایجاد تشکل هاى مشابه دیگر است.
از سوى دیگر از آنجا که روند تحکیم تشکل اقتصادى کارگرى با تحقق آزادى هاى دموکراتیک همراه است طبقۀ کارگر در گیر نبرد در عرصۀ وسیع ترى ست؛ و مبارزۀ او براى ایجاد تشکل اقتصادى، حتى براى پاسخ گوئى به مسائل فورى، و نه الزاما براى مبارزه علیه سرمایه دارى به معناى وسیع آن، چه خود کارگران بخواهند و چه نخواهند یک مبارزۀ سیاسى ست، چون ناچار است که اختناق حاکم را دائماً و پیوسته در عمل به نبرد خواند. به این معنا مبارزۀ کارگرى براى تثبیت تشکل اقتصادى با مشارکت تودۀ کارگران، در جهت بهبود شرایط عمومى آنان، سیاست را دموکراتیزه مى کند. و این همان چیزى ست که دیگر جنبشهاى حق طلبانه و آزادى خواه و همۀ گروههاى تحت ستم در جامعه به آن نیاز دارند، و به این معنا کارگرانى که در صف مقدم جنبش ایجاد تشکل قرار دارند همچنین پیشروان حقوق و آزادى هاى سیاسى و اجتماعى در جامعه اند.
مبارزه براى تشکل کارگرى راه را براى یک پیکار گسترده در جهت کسب آزادى هاى دموکراتیک تحت دولت استبداد گر اسلامى هموار مى کند، و ایجاد تشکل هاى کارگرى موثر ترین عامل در گشایش یک فضاى دموکراتیک است. فضائى که در آن شرایط تحقق خواست هائى که به آزادى هاى دموکراتیک گره خورده اند براى گروههاى اجتماعى و جنبشهاى آزادى طلب فراهم مى گردد. از این رو براى همۀ این گروهها، از جمله دانشجویان مبارز، ضرورى ست که از مبارزۀ کارگرى براى ایجاد تشکل دفاع کنند و به هر طریقى که مى توانند کارگران را در این امر یارى دهند. این واقع بینانه ترین راه و محکم ترین ابزار دست یابى به آزادى هاى دموکراتیک در ایران است.

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۳۸۵ ۸:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده