سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۰۴:۱۱

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۱

با شاعران

خسرو گلسرخی:خفتە در باران
یدالله رویایی: با كاروان من
پیرايه يغمايی: بمان ... بمان...
میرزاآقا عسگری. مانی: بسا هست
احمد زاهدی لنگرودی: چاهار
گزینش ویدافرهودی

Getting your Trinity Audio player ready...

 

خفته در باران

 خسرو گلسرخی (۲ بهمن ۱۳۲۲ –  ۲۹ بهمن۱۳۵۲ )

دستی میان دشنه و دیوار است؛
دستی میان دشنه و دل نیست.

از پله‌ها
فرود می‌آیم
اینک بدون پا.
لیلای من همیشه
پُشتِ پنجره می‌خوابد
و خوب می‌داند
که من سپیده‌دمان
می‌آیم بدونِ دست
و یارای گشودنِ پنجره
با من نیست.

شن‌های کنارِ ساحلِ «عمان»
رنگ نمی‌بازند،
این گونه‌ی من است
که رنگِ دشتِ سوخته دارد.

وقتی تو را
میانه‌ی دریا
بی‌پناه می‌بینم
دستی میانِ دشنه و دل نیست.

خوابیده‌ای؟
نه؟ بیداری؟
آیا تو آفتاب را
به شهر خواهی بُرد؟
تا کوچه‌های خفته در میانه‌ی باران
[و حرف‌های نمور فاصله‌ها را
مشتعل کنی؟
تا دو سمت رود] بدانند
که آتش همیشه نمی‌خوابد به زیر خاکستر.

زیر ریزشِ
رگبارِ تیغِ برهنه
می‌دانم تو دامنه می‌خواهی؛
می‌دانم
تا از کناره بیایی
و پنجره‌ها را
رو به صبح بگشایی.

من
با سیاهی دو چشم سیاهِ تو
خواهم نوشت
بر هر کرانه‌ی این باغ:
«دستی همیشه منتظر دست دیگر است؛
چشمی همیشه هست که نمی‌خوابد.»

***

بمان … بمان…

پیرایه یغمایی

زنان سرزمین من از جنس عشق و اسطوره هستند. 
هم آنها که تاریخ را می سازند.

بمان که قلّه ی سر سخت ماندگاری تو 
جبین نسوده به درگاه روزگاری تو

به روی شانه ی آزادگی ، همیشه ترین 
کتیبه ای که بماند به یادگاری تو

غریو خشم خروشان کاوه بر ضحاک ، 
ستیزه جویی فریاد مازیاری تو

اگر چه بار زمان بر سرت فرود آمد ، 
به ساده خم نشدی ، کوه استواری تو

غرورِسر به فلک ها کشیده ای، امّا 
فروتنانه ترین دشت بی غباری تو

تویی ، تویی که سری پایدار خواهی داشت 
به پایمردی آن یارِ سر به داری تو

بمان که دیده ی بیدار ما به سوی تو ماند 
بدان که «ما » تویی و چشمِ انتظاری تو

سوار خسته ای از راه می رسد روزی 
به خواب دیده ام، آن راه و آن سواری تو

نمانده فاصله ای تا سحر، ستاره گواست 
طنین چاوش آن صبح هوشیاری تو

***

 

بسا هست


میرزاآقا عسگری. مانی

بسا هست که این خودکار، ‌‌بی ‌من نویسد

این صندلی، ‌‌بی‌ من گرم شود
این بامداد ‌‌بی‌ من شکفد.

‌‌بی‌آن که مرا ببینید،
بسا هست که مرا در خود بَرید
به بستر یا به تنهائی‌تان.
پرهای سیاه تاریکی را
با دست‌های ناپدید من از شانه بسترید
دهانتان از ملود‌ی‌های من سبز شود.

باشد
– که هست –
چروک زمان را
با شعرهای من از پیشانی بردارید
خوابتان را تهی از خاربوته‌ها کنید
از خرگوشی که در خلنگزار بر‌می‌جهد
سفیدی فلسفه را دریابید.

بسا باشد
که از این سیاره دورتر بنشینید
و به من نزدیکتر.
من با شما به نامیرائی روم.

بسا بوده
که در من برخاسته‌اید
به خواندن خنیائی که
سبد بامداد را پرکرده بود.

دستی که مرا از پشت این میز ببرد
و خودکارم را در دست هوا نهد،
شما را
پشت این میز نامیرا کند.

بسا هست
که بوده است و باشد و خواهد بود!

 

***

با کاروان من 

یدالله رویایی

 با کاروان من 
 تحرک متروک 
 صحرا مجال صحبت بود 
 و کاروان که فرصت اندیشه را 
 از صحنه ی نمکزار 
 بر می گرفت 
پیمانه های سرخ عطش را 
 با خواب باستانی کاریز 
 پر می کرد 
 ما از میان استراحت شرقی می رفتیم 
 پستان های بی شیر مادران 
 با دکمه هایی از شیر 
 شب را به جاده های شیری می دادند 
 و چشم های خسته ی مردان 
 بر کهکشان 
 شروع شن ها 
 جاری بود 
 بر گرد ای تحرک متروک 
 اینجا نه ابر ،‌ نه گذر باد 
دیریست تا معاش نبات را 
 پیغامی از سواحل تبخیر نیست 
 و سرنوشت آب
در سفره های زیر زمینی 
 تقطیر آسمان را از یاد برده است

***

 

چاهار

احمد زاهدی لنگرودی

چاهار راه بی‌قانونی‌ست جهان
حالا تو هی روی هیچ حساب کن

همه‌ی دیکتاتورها را هم 
که یک‌جا جمع کنی
با همه‌ی تو
منهای مردم‌ات
– که تقسیم کردی‌شان به ضرب زور – 
کاری از پیش نبردند
این دیگر منطق ریاضی بر نمی‌تابد
تقدیر تاریخ است.

 

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۸ بهمن, ۱۳۹۳ ۱:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی

«درها را بگشایید»، روایت مهوش ثابت از سال‌های زندان