سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۷:۳۵

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۵

بدرود با فاطمه جریری

او سرفرازانه و آگاهانه در آن آزمونگاه سخت، مقاومت را برگزید و همانجا برای همیشه به جنبش فداییان خلق ایران پیوست و با هر چه درتوان داشت بر آرمان خود که بهی و بهروزی برای مردم کشورش بود پایبند ماند.
فاطی جریری همچون بسیاری از مبارزان آن سالهای سخت در یک دادگاه فرمایشی محاکمه و درسال54 ،به حبس ابدمحکوم شد.

فاطمه جریری مبارز نام آشنای دو نظام استبدادی شاهی و اسلامی، زندانی سرفراز شکنجه گاه ها ی پهلوی و تبعیدی مقاوم و صبور این سالیان ناگوار، بامداد چهارم دی ماه ۱۳۹۶، چشم بر جهان و آرزوهای بزرگی که برای سعادت و بهروزی مردم داشت بست.

 

از آبها و آتشها و از طوفانها گذشته بود اما لبخند گرمی که به پهنای سیمای مهربانش همیشه گشاده بود ، همان بود که در زندانها، در مخفی گاهها، در تبعیدگاههای ناخواسته و در هر جمع آشنا و بیگانه بر چهره داشت. لبخند دلنشینی که فقط مهربانی را به یادمی آورد و دوست داشتن را و آرامش و صبوری را.

 

فاطمه جریری (جوشنی) برای آشنایانش با نام دلنشین “فاطی” شناسا بود. آنچه از او در یادها خواهد ماند، مهربانی‌های بی مضایقه ی اوست و نیز آن لبخندهای همیشه نشسته‌ بر گشاده روی هماره شادش. دراین مهر ورزی به  کودکان که می رسید توان ازکف می داد و سراپا عشق بود.

هیچ روزگار تلخی در خاطره یاران بی نشان از لبخند و مهر صمیمانه او نیست. حضورش دعوت به دوستی بود و مهربانی.

“فاطی” جریری پرورده ی خانواده ‌ای فرهنگی در شهرستان آباده بود. دورۀ دبستان رادر همان شهر و دبیرستان رادرتهران به پایان برد.همزمان با تحصیلات دانشگاهی به تدریس دربرخی مدارس تهران پرداخته وپس از پایان آن، دبیر محبوب ریاضی فیزیک در دبیرستان های دخترانه محله های جنوب شهر تهران شد.

با قلبی گرم از عشق مردم و سری پر شور به جریان دشوار مبارزه علیه استبداد شاه و بیعدالتی های آن دوران  پیوست. دردهه  پنجاه همراه با برادر و دو خواهرش که چون او پروده مکتب عشق و آزادی و عدالت بودند، گرفتار گزمه‌ های بیدادگر حکومت شد.

رنج و شکنجه های جسمی و روحی او را زنان زندانی در بند و بازداشتگاه های پیش از انقلاب بهمن شاهد بوده اند. رنجهایی که نه  قادر شدند مهربانی قلب بزرگش را بیرنگ کنند و نه آن روحیه ی شاد و امیدوار و صبور را از او بستانند.

او سرفرازانه و آگاهانه در آن آزمونگاه سخت، مقاومت را برگزید و همانجا برای همیشه به جنبش فداییان خلق ایران پیوست و با هر چه درتوان داشت بر آرمان خود که بهی و بهروزی برای مردم کشورش بود پایبند ماند.

 

 فاطی جریری همچون بسیاری از مبارزان آن سالهای سخت در یک دادگاه فرمایشی محاکمه و درسال۵۴ ،به حبس ابدمحکوم شد.

سنگ صبوربسیاری ازهمبندانش بودودرددل نیوش آرام ودلسوزآنان. مشوق خوب هنرورزان زندان بود و همان آموزگار دلسوز محبوب دبیرستان که اینک مشوق ومددرسان جوان ترها شده بود تا بتوانند تحصیل خود را درزندان پی بگیرند؛ و همه اینها در حینی که مبارز تزلزل ناپذیر مطالبات درون زندان بود             

 

“فاطی” با گشوده شدن درهای زندان ‌ها در ۱۳۵۷ به آغوش مردمش بازگشت و بی هیچ درنگی گام در خیابان های خروشان انقلاب گذاشت.

تا پیروزی انقلاب از پا ننشست و با شور پیگیر تحقق آرمانهایی شد که زندگی اش را بهای آن دانسته بود.

اما پس از آنکه وارثان انقلاب بر ارکان قدرت تکیه زدند و از همان راهی رفتند که غاصبان پیشین، او نیز چون بسیاری همرزمانش هر روز بیش از روزان پیش شاهد  ناکامی در رسیدن به اهدافی می شد که برای آنها تلاش کرد ه بود.

دورانی از انقلاب  نگذشته بود که روشن شد نام او چونان مبارزی سازمانگر و خستگی ناپذیر در سیاهه ای که “سربازان گمنام” جمهوری اسلامی فراهم کرده اند، آمده است. تور حاکمان جدید وسیعتر و فراگیر تر بود و او نیز چون بسیاری از یارانش ادامه مبارزه را در خروج از سرزمینش یافت تا سرکوبگران را در انجام برنامه شومی که  برای اسارتش داشتند ناکام بگذارد.

دور از خانواده و میهن بود که با یار همسنگرش دکتر رضا جوشنی املشی ازدواج کرد.

سال های سخت دربدری هنوز سپری نشده بود. در آخرین تبعیدگاهشان در شهر برلین  داشتتند با هم قراری می یافتند که آنچه سرکوبگران مستبد از عهده انجامش برنیامده بودند، بیماری درمان ناپذیربا او کرد ،او را سخت بر زمین زد و برای همیشه اسیر بستر کرد.

از آن پس قریب ده سال متوالی که فاطی خاموش بر روی تخت بیمارستان آرام گرفته بود، همسرش با عشق و صبوری اعجاب انگیزی در اتاق کوچک بیمارستان با همان زندگی خاموش او همزیستی کرد و چون باغبانی که از گلی، از هر گزندی محفوظش داشت.

جوشنی بر این باور بود که “فاطی” با بوئیدن عطری خود آشنا و شنیدن زمزمه‌های آرامی که او در گوشش سر میدهد، بگونه ای که باید زندگی را لمس می کند.

او در سه هزار روز گذشته، به تکرار هرروز  روشنایی  های روزش  را در بالین “فاطی” به تاریکی شامگاهی میدوخت و بازمی گشت.

ما همه یاران و آشنایان فاطمه جریری (جوشنی) از قدیمی ترها تا آنها که او را به هر دلیل و در هر گذری از این راه دشوار  شناختند،  اینک در سوگ از دست دادنش نشسته ایم.

او آرام گرفت. باشد که رضا، سارا، خواهران “فاطی” و همه بازماندگان وی نیز، آن توان و صبوری را بیابند که با خاطرات مهربان و شیرین او ایام را آسانتر سپری کنند.

 

ناصر آذرافروز – رسول آذرنوش – آینده آزاد – پروین آهوقلندری – مهدی ابراهیم زاده – داود ابراهیمی – نائله اروجی – حمید احمدزاده – مستوره احمدزاده – فریدون احمدی – جمشید اسدی – امیر اعتدالی – زهره اعظمی – محمد اعظمی – ناهید اعظمی – تقی اغنیا – گودرز اقتداری – بیژن اقدسی – رضا اکرمی – حسام امام – کامران امیری – شاهین انزلی – وهاب انصاری – دنا بابااحمدی – احمد باقری – علی برزو – محمد برقعی – یداله بلدی – مهرداد بهارآرا – امیر حسین بهبودی – اژدر بهنام – بهروز بیات – حبیب پرزین – مهدی پرویز – ناصر پسانیده – ارسلان پورقباد – احمد پورمندی – بیژن پیرزاده – خسرو تجربه کار – اسد ترابی –  صدری ترابی – قادر تمیمی – مریم تنگستانی – علی توسلی – شهین توکلی – رضا جاسکی – حسن جعفری – عاطفه جعفری – طوبی جمالی – فردوس جمشیدی – فرزاد جواهری – رضا چرندابی – محمد حدادپور – جعفر حسین زاده – اعظم حسینی شکرابی – حمید حمید بیگی – احمد حمیدزاده – نقی حمیدیان – اسماعیل ختائی – مسعود خدادادی – حلیمه خراسانی – اصغر خرسند – بهروز خسروی – بهروز خلیق – رقیه دانشگری – رضا درخشان – رضا دقتی – زری دورس – اکبر دوستدار – غلام دوستدار – ناصر رحمانی نژاد – ناصر رحیم خانی – کاظم رستمی – صدیقه رشید فرخی – فرهنگ رضائی – فرهمند رکنی (اخوی) – مهرانگیز رمضانی – رحمت رنجبر – سلامت رنجبر – فرهاد روحی – فریده زبرجد – هرمز زمانی – حسن زهتاب – ملیحه زهتاب – حسین سازور – فرج سرکوهی – مریم سطوت – ثریا سعادتی – منصوره سلمان مظفر – تقی سمساری – اکبر سوری – فرود سیاوش پور – محمد تقی سیداحمدی – اکبر سیف – علی شاکری – مسعود شب افروز – سهیلا شغفی – شمسی شفیع – حمید شیرازی – اسفندیار صادق زاده – زهره صدیق تنکابنی – مهناز صدیق تنکابنی – عیسی صفا – علی صمد – حسن  صمدیان – راحله طارانی – عذرا طبری – حسین طباطبائی – جمشید طاهری پور – بهرام عباسی – مجید عبدلرحیم پور – حسن عربزاده حجازی – حسن عزیزی – منظر عقدائی – رضا علامه زاده – حسین علوی – رضا علوی – مه دی علوی – محمد صادق علی اصغری – ثریا علیمحمدی – مناف عماری – میرحمید عمرانی – طاهره غروی – شیرین فامیلی – مهدی فتاپور – فرزانه فتحی – مسعود فتحی – شهرام فداکار – بهروز فدائی – مسعود فراز – فرهاد فرجاد – احمد فرهادی – ویدا فرهودی – سیامک فرید – حسن فخاری – محسن فومنی – ناهید قاجار – وجیه اله قاسمی – ماریا قربانی – یدی قربانی – قدرت قلی زاده – رحیم قیومی – صادق کار – فرشین کاظمی – مهدی کاظمی – رضا کاویانی – محمود کرد – اسفندیار کریمی – بهزاد کریمی –  فرزاد کریمی – رئوف کعبی – سیامک کلهر – شمس کهن – جلال کیابی – حسن گلشاهی – سهیلا گلشاهی – منوچهر گلشن – علی لاریمی – مزدک لیماکشی – سولماز متین – گلی مدثر – شهناز محمدی – فرحناز محمدی – ملیحه محمدی – سیروس مددی – مصطفی مدنی – بهجت محجوبی – عفت محجوبی – مرسده محسنی – یوسف محمدی – ضرغام محمودی – علی مختاری – منوچهر مختاری – زهره مرتضوی – عباس مظاهری – زهره مظفری -افسر معمارزاده – مهری معمارحسینی – منصوره معینی – میلاد ملک – کیوان ملکی – امیر ممبینی – اکبر منتظری – محمد منیری فاضل – عفت موسوی – سیما مؤید – محمدرضا مهجوریان – میرعلیرضا میرمؤیدی – اشرف میرهاشمی – حسن نادری – حجت نارنجی – احمد نجاتی – پروین نصیری – حمید نعیمی – زهره نعیمی – فرخ نگهدار – داود نوائیان – پرویز نویدی – ایرج نیری – زهره نیلی – ایرج واحدی پور – پروین واحدی پور – داریوش وثوقی – ماهرخ وکیلی – منیر هاشمی – پروین همتی – توران همتی – جمشید همتی  

تاریخ انتشار : ۱۱ دی, ۱۳۹۶ ۴:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!