سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۳:۴۵

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۴۵

بدن برهنه در باطن یک‌ تاریخ چند صد ساله سرکوب در خود پنهان کرده‌ است

چیزی که باید بر آن اصرار کنیم، پذیرفتن داشتن‌ حق است ، پذیرفتن حق اعتراض و روش اعتراض دیگران ، ما در نهایت می‌توانیم روش‌های اعتراض را نقد کنیم، تاکید می‌کنم بر واژه نقد آن هم نقدی اصولی و سازنده. لازم است که یاد آور شوم استفاده از ادبیات سرکوب ، برچسب‌ها، توهین، تحقیر و تمسخر نه نقد هستند ، نه اصولی و نه سازنده! خیلی باید تلاش کنیم که نقد ما خودش ابزاری برای سرکوب تن‌های از قبل سرکوب و له شده نباشد و ما نیز همراه بازوی سرکوب در خفه کردن صدای اعتراض قدم برنداریم.

بدن برهنه در ظاهر تنها برهنگی‌ است ولی در باطن یک‌ تاریخ چند صد ساله سرکوب در خود پنهان کرده‌ است

چرا زنان و‌ افراد +LGBTQ از بدنشان برای اعتراض استفاده می‌کنند و مردان “سیس هت” نه؟ 
 
چون بدن مرد سوژه و‌ موضوع و ابزار جنسی برای سرکوب و‌کنترلش نیست و نبوده. در تاریخ عریانی برای زن‌ و افراد +LGBTQ به ویژه افراد ترنس همیشه همراه با نوعی عصیان علیه مردسالاری و سرکوب و ظلم بوده است از سر برهنه خواهر منصور حلاج‌ تا بدن برهنه گدایوا  برابر ظلم شوهرش و تا بدن‌های برهنه افراد ترنس در رژه افتخار.
 
بدن ما همیشه ابزار سرکوب و کنترلمان بوده است، برای همین هم برای سرکشی تبدیلش کرده‌ایم به ابزار اعتراض. زنان و افراد +LGBTQ همواره برای بدن‌هایشان مورد آزار، تحقیر و تبعیض قرار گرفته‌اند، طبیعی‌ است که برای سرکشی از تنها سلاحی که در مقابل سرکوب مردسالاری دارند استفاده کنند. در کلیت اینکه شخص انتخاب کند از بدنش چه استفاده‌ای کند آن را تبدیل به ابزار نمی‌کند.
 
اینجا قابل تاکید است که لزوما ابزار چیز بدی نیست. زمانی ابزار شدن بدن مغایر با مبارزات فمنیستی‌ است که در جهت سرکوب و یا سرمایه باشد، یا کس دیگری از آن استفاده کند برای پیشبرد اهداف و منافع مردسالاری نه اینکه خود شخص برای اعتراض از بدنش که تنها سلاح او در مقابل تبعیض است تیشه‌ای بسازد بر ریشه مردسالاری.  برای مثال یکی از صدایش به عنوان ابزار اعتراض استفاده می‌کند و دیگری  از موهایش، یکی از هنرش و دیگری از لب‌های دوخته‌اش و آن دیگری از بدن عریانش، این آخری برای ما تابو ست چون‌ هنوز در ذهنمان تصویر سوژه جنسی از بدن زن و افراد +LGBTQ داریم‌ و پستان را عضو جنسی می‌بینیم و‌ بدن زن و بدن فرد +LGBTQ برای ما به لطف مردسالاری تابوست .
 
بدن برهنه در ظاهر تنها برهنگی‌ است ولی در باطن یک‌ تاریخ چند صد ساله سرکوب در خود پنهان کرده‌است. تقلیل بدن برهنه تنها به انتخاب نوع پوشش یا لخت بودن اشتباهی فاحش و مغلطه‌ای ساخته دست سرکوب‌گر است، اعتراض با تن برهنه حق بر بدن شخصی‌ است که به واسطه بدنش سال‌ها مورد آزار و تبعیض قرار گرفته است، توجه به بدن‌های چاق و لاغری‌ است که مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته‌اند، صدای بیمارانی‌ است که صرفا برای داشتن نوع خاصی از بدن نادیده و ناشنیده مانده‌اند، عصیان بدن‌هایی‌ است که مورد تبعیض واقع شده‌اند برای داشتن و یا نداشتن‌ پستان، بدن‌هایی که به آن‌ها تجاوز شده به اسم‌ پوشیدن لباس و یا داشتن رفتار تحریک کننده، حق انتخاب برای باز تائید جنسیت است ، حق سقط جنین است. بدن برهنه یادآور سرهای بریده با داس برای آبرو است، خاطره بدن‌های کبود زیر مشت و لگد گرفته شده است، راوی ناموس‌‌های کشته شده است، بدن برهنه در کنار خواسته کاملا به جای آزادی انتخاب پوشش، هزاران‌ صدای فریاد سرکوب شده و رهایی تن‌های به حاشیه کشیده شده است. تن برهنه یک تاریخ چند صد ساله سرکوب و‌ تبعیض سیستماتیک را در هم می‌شکند و‌پایه‌های مرد سالاری را می‌لرزاند و تمام حمله‌ها به این نوع اعتراض به همین دلیل است و دقیقا از همین روست که اعتراض با تن برهنه حرکتی رهایی‌بخش و رادیکال و در جنبش‌های برابری‌خواه بسیار ضروری‌ست.
 
در این میان لازم به ذکر است که هر کس حق دارد از چیزی که در دسترسش است، می‌تواند و دلش می‌خواهد استفاده کند تا در برابر سرکوب و ظلمی که به او تحمیل شده عصیان کند، این می‌تواند پستان برهنه باشد، موهای چیده شده باشد، آواز باشد و یا مشت گره کرده، لزوما روش اعتراض و سرکشی افراد نباید مورد پسند ما قرار بگیرد و حتی ما هم از آن روش  برای اعتراض علیه سرکوب استفاده ‌کنیم یا تاییدش کنیم ولی چیزی که باید بر آن اصرار کنیم، پذیرفتن داشتن‌ حق  است ، پذیرفتن حق اعتراض و روش اعتراض دیگران.
 
 ما در نهایت می‌توانیم روش‌های اعتراض را نقد کنیم، تاکید می‌کنم بر واژه نقد آن هم نقدی اصولی و سازنده. لازم است که یاد آور شوم استفاده از ادبیات سرکوب، برچسب‌ها، توهین، تحقیر و تمسخر نه نقد هستند، نه اصولی و نه سازنده! خیلی باید تلاش کنیم که نقد ما خودش ابزاری برای سرکوب تن‌های از قبل سرکوب و له شده نباشد و ما نیز همراه بازوی سرکوب در خفه کردن صدای اعتراض قدم برنداریم.
 
سه شنبه ۳ آبان ماه ۱۴۰۱- ۲۵ اکتبر ۲۰۲۲

 
 
 
 
 
 

 

 

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۳ آبان, ۱۴۰۱ ۶:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مرگِ «مرگ‌اندیشی»؛ تولدِ «الهیاتِ زندگی»

اظهارات جدید سخنگوی وزارت بهداشت چه ابعادی دارد؟ داستان اجسادی که با آنژیوکت، چست تیوب در سردخانه کهریزک هستند

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

ایران در تقاطع انسداد داخلی و نظم نابرابر جهانی

گذار یا بازتولید بحران؟ دغدغه چپ در افق  آینده ایران