سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۱:۱۳

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۳

بلوچستانی کە معترض است

ولی آیا می توان کشوری را این چنین برای زمانی نامحدود در شرایط غیرمتعارف حفظ کرد؟ آیا می توان غیرمتعارف بودن را بە متعارف بودن تبدیل کرد؟ کشوری کە نتواند دستاوردهای خود را در ضمن موفقیتهایش بە داخل منتقل کند، کشوری کە نتواند در ضمن راە در کشور خود بە نفع مردم تغییر ایجاد کند، در واقع هیچ موفقیتی در خارج هم کسب نکردەاست. و این حکایت جمهوری اسلامیست.

Getting your Trinity Audio player ready...

اعتراضات سراوان و بطورکلی مردم بلوچستان در این روزها، نشان داد کە وضعیت اجتماعی ـ سیاسی کشور، در یک معنای جغرافیائی، بر روی گسلهای خطرناکی قرار گرفتە کە هر لحظە امکان حرکت و فروریزی آنها وجود دارد، لایەهائی کە می جنبند، انرژی فراوانی آزاد می کنند و می توانند کل جامعە را بشدت از پیامدهای خود متاثر کنند.

علت این مسئلە هم چنانکە عیان است حاکمیت جمهوری اسلامیست کە بدون توجە بە ضروریات کشورداری و زندگی مردم، اصرار بر پیشبرد برنامە و ایدئولوژی خاص خود در ایران، منطقە و جهان را دارد و جامعە را دهەهاست بر لبە بحرانهای ادواری و متداوم قراردادەاست.

کافیست بە وقایع چند سالە اخیر نگاە کنیم: خیزش دی ماە ۹۶، اعتراضات آبان ماە، اعتراضاتی کارگری، بحران سرنگونی هواپیمای اوکرائینی،… و سرانجام خیزش مردم بلوچستان. و هر بار هم کە سخن بر سر حس مسئولیت پذیری و پاسخگوئی در مقابل این وقایع است، مسئولین نظام مرتب انگشت اتهام را بە سوی بیگانگان دراز می کنند و انگار خود هیچ نقشی در بوجود آمدن آنها ندارند! آنان یکبار از خود نمی پرسند کە چرا نمی شود بعنوان مثال مردم نروژ را علیە دولت این کشور توسط بیگانگان شورانید، اما این تحریک، بفرض دست داشتن بیگانگان در اعتراضات مردمی، در کشورهائی مانند ایران امکان پذیر است.

اما فراتر از این مسئلە، آنچە جلب توجە می کند احساس اعتماد بەنفس حاکمان در توانائی سرکوب اعتراضات در مناطق مختلف کشور است کە هر بار سر برآوردەاست، توانستەاند علیرغم فراز و نشیبهائی چند موفق بە سرکوب و کنترل آن بشوند. حسی کە منجر بە عدم مسئول پذیری بیشتر آنان در قبال سرنوشت کشور و جامعە شدەاست، و بنابراین بی توجە بە نتایج چنین اعتراضاتی و بدون اینکە چارەای اساسی در این مورد بیاندیشند، بە همان وضعیت ادامە می دهند. از طرف دیگر سران رژیم گوئی بنوعی از انفجارات اجتماعی پیشوازی می کنند، زیرا کە بنابر تجربە خود می دانند از امکان سرتاسری شدن و جذب لایەهای فراوانتری از مردم عاجزند و بنابراین هر بار با سرکوب آن علاوە بر اثبات قدرقدرتی خود، ناامیدی بیشتری را در روان جامعە انتشار می دهند. گوئی آنچە کە در تجربە انقلابات بە تمرین مردمی برای خیزش بزرگتر معروف است، در فرهنگ آنان محلی از اعراب ندارد و بی مهابا همانی را ادامە می دهند کە کماکان دادەاند!

شاید بتوان گفت جمهوری اسلامی، رژیم اعمال قدرت و حاکمیت تنها از طریق بحران سازی و ایجاد شرایط نامتعارف است. و اتفاقا تجربە چهل و دو سالە آن بخوبی اثبات کنندە چنین ادعائیست. حاکمیتها معمولا تمایل بە حل معضلات خود و عادی کردن شرایط در درون جامعە از طریق خودتطبیقی دارند حتی اگر در ذات خود حامل ایدەهای انقلابی هم باشند. نە نظام شوروی و نە نظام کوبای کنونی و کرە شمالی هرگز این چنین در درون قلمرو خود مایل بە ایجاد بحرانها و تشدید آنها نبودەاند، و حتی بالعکس تلاش کردەاند در جهت عکس آن حرکت کنند. در رژیمهای انقلابی عرفی، زندگی روزانە مردم فراموش نمی شود در حالیکە در رژیم انقلابی جمهوری اسلامی کە از نوع شرعی آن است آنچە در زیر جدول بعد از مسائل دیگر می آید همانا مقتضیات یک زندگی عادیست.

سئوال این است کە تا کجا می توان بە چنین وضعیتی ادامەداد؟ آیا سران رژیم درصدد آنند کە وضعیت را تنها پس از پیروزیهای منطقەای و جهانی عادی کنند؟ و اگر آری این پیروزی ها قرار است در کجاها و در چە زمانی بە انجام برسند؟ آیا سقف زمانی مشخصی برای آن وجود دارد؟

آنچنانکە از سخنان آنها بر می آید این قصە را پایانی متصور نیست، و قرار است کماکان کشور در یک شرایط نامتعارف در جهان کنونی بە زندگی خود ادامە بدهد. بازتولید مداوم شرایط بحرانی و درگیرشدن مدام با کشورهای ریز و درشت در اقصاء نقاط جهان بە منطق مسلط تبدیل شدەاست.

ولی آیا می توان کشوری را این چنین برای زمانی نامحدود در شرایط غیرمتعارف حفظ کرد؟ آیا می توان غیرمتعارف بودن را بە متعارف بودن تبدیل کرد؟ کشوری کە نتواند دستاوردهای خود را در ضمن موفقیتهایش بە داخل منتقل کند، کشوری کە نتواند در ضمن راە در کشور خود بە نفع مردم تغییر ایجاد کند، در واقع هیچ موفقیتی در خارج هم کسب نکردەاست. و این حکایت جمهوری اسلامیست.

روزی آوار غیرنامتعارف بودن کە بە خصلت تاریخی آن تبدیل شدەاست، بر روی سرش فرو خواهدریخت.

 

  

تاریخ انتشار : ۸ اسفند, ۱۳۹۹ ۰:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران