سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۶:۰۰

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰

به بهانه‌ی پایان اعتصاب غذای ‘محمود بهشتی لنگرودی’، زندانی واقعی کیست؟

شکل‌گیری مقاومت و مبارزه در زندان، جمهوری اسلامی را مجبور کرده است تا در تاکتیک‌های امنیتی خود تجدید نظر کند. بازجویان و ماموران امنیتی به جای زندان ترجیح می‌دهند مسائل سیاسی را با احضار، تماس تلفنی و تهدید در محل کار و تحصیل حل کنند. پیش از شکل یافتن هر اعتراض سیاسی با چندین نفر تماس گرفته می‌شود و با تهدید از افراد خواسته می‌شود در اعتراض شرکت نکنند. در واقع ادعای حامیان دولت در مورد کم شدن تعداد بازداشت‌ها وقتی در کنار تعداد بسیار بالای احضارها و تهدیدات تلفنی قرار می‌گیرد، عملاً بی‌معنی می‌شود.

Getting your Trinity Audio player ready...

رشد صعودی کمی و کیفی اعتراضات صنفی و سیاسی در ده سال گذشته در ایران کاملا ملموس و چشم‌گیر است. این رشد به ویژه در دو سال گذشته حالت انفجاری به خود گرفت، و در جنبش اعتراضی دی ماه به حد اعلای خود رسید. گرچه در سپهر سیاسیِ واقعاً موجود، مرز مشخصی بین اعتراض سیاسی و صنفی وجود ندارد. جمهوری اسلامی حتی صنفی‌ترین اَشکال اعتراض را خطری برای حاکمیت اقتدارگرای خود تلقی می‌کند و دست به سرکوب خشونت‌آمیز آن می‌زند. در نتیجه حتی اعتراضات صنفی با مطالبات حداقلی در مدت کوتاهی جنبه‌ی سیاسی به خود می‌گیرد. هر معترض صنفی‌ای دیر یا زود یا خود می‌فهمد که باید در عرصه‌ی سیاسی مطالبه و مبارزه کند، یا مناسبات، این امر را در مسیر دادگاه و زندان و بازجویی به او می‌فهماند.

با رشد اعتراضات، طبیعتاً تعداد زندانیان سیاسی نیز افزایش یافت. در سال‌های گذشته افراد بسیاری تحت عنوان زندانی سیاسی به زندان‌های جمهوری اسلامی رفته‌اند. فعالان کارگری، فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق کودکان، فعالان حقوق معلمان، فعالان دانشجویی، فعالان حقوق قومیت‌ها و اقلیت‌های دینی و مذهبی گروهای مختلفی هستند که به طور مشخص در این سال‌ها به دلیل طرح مطالبات بدیهی خود رنج زندان را به جان خریده‌اند. زندان‌هایی که بدون رعایت اولیه‌ترین استانداردهای بشری ساخته شده‌اند و عموم زندانیان یا در زندان و یا پس از آزادی به انواع بیماری‌ها دچار می‌شوند.
افزایش تعداد زندانیان سیاسی منجر به شکل‌گیری مقاومت سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی شد. اعتصاب غذا، بیانیه‌های منتشر شده در زندان، حمایت‌های خارج از زندان از زندانیان سیاسی و برگزاری مراسمات مناسبت‌هایی همچون روز جهانی کارگر در داخل زندان اًشکالی از امتداد مبارزه در زندان است. این مقاومت در هر مرحله تکامل یافته است. اعتصاب غذاهای متحدانه و متشکل زندانیان سیاسی به ویژه در چند سال اخیر موید این موضوع است. در حقیقت زندان تا حد زیادی از حالت «ابزار تهدید حکومت» خارج شده است و حکومت می‌داند زندانی کردن یک فرد علاوه بر به زحمت انداختن زندانی و خانواده‌اش، بر سیمای حکومت نیز خط خواهد انداخت و صدای زندانی سیاسی حتی در زندان قابل قطع شدن نیست.
اعتصاب غذا آخرین ابزار این زندانیان برای رساندن مطالبات بر حق خود به گوش مردم و حاکمان است. زندانی با اعتصاب غذا روی تن خود، این آخرین داشته‌ی محصورش قمار می‌کند تا از یک سو به حکومت بفهماند مطالباتش به اندازه‌ی جانش و حتی بیش از جانش برایش اهمیت دارند، و از سوی دیگر سندی بر فشار وارده در زندان برای افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری می‌شود. اعتصاب غذاهای  متشکل و گروهی حتی پا را از این نیز فراتر می‌گذارند. چندین زندانی برای به نتیجه رسیدن یک مطالبه‌ی مشترک یا برای حمایت از یک فرد مشخص دست به اعتصاب غذا می‌زنند تا نشان دهند اولاً اتحاد سیاسی می‌تواند مرزهای فکری و ایدئولوژیک را از میان بردارد و ثانیاً زندانی سیاسی حتی در زندان نیز به امری فراتر از «خود» می‌اندیشد و برای آن مبارزه می‌کند.

شکل‌گیری مقاومت و مبارزه در زندان، جمهوری اسلامی را مجبور کرده است تا در تاکتیک‌های امنیتی خود تجدید نظر کند. بازجویان و ماموران امنیتی به جای زندان ترجیح می‌دهند مسائل سیاسی را با احضار، تماس تلفنی و تهدید در محل کار و تحصیل حل کنند. پیش از شکل یافتن هر اعتراض سیاسی با چندین نفر تماس گرفته می‌شود و با تهدید از افراد خواسته می‌شود در اعتراض شرکت نکنند. در واقع ادعای حامیان دولت در مورد کم شدن تعداد بازداشت‌ها وقتی در کنار تعداد بسیار بالای احضارها و تهدیدات تلفنی قرار می‌گیرد، عملاً بی‌معنی می‌شود. اینکه بازجو نمی‌خواهد کار به زندان بکشد نه از حسن نیت نهاد امنیتی که از ترس آن‌ها از زندان است. زندان برای یک فعال سیاسی شاید ترسناک و رنج‌آور باشد، اما همین زندان حداقل به همان اندازه برای زندانبان و حکومت نیز دردسرساز و ترسناک است.

با این اوصاف حمایت از زندانیان سیاسی و طرح مطالبات آنها به یکی از وظایف فعالان سیاسی بدل می‌شود. فعالان سیاسی می‌توانند به صدای زندانیان سیاسی بدل شوند تا از یک‌سو هزینه‌ی زندان را برای جمهوری اسلامی افزایش دهند، و از سوی دیگر صدای مطالبه و حق‌خواهی زندانیان را به بیرون از زندان برسانند.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۵ تیر, ۱۳۹۷ ۸:۱۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند