سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۲۶

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۶

به مناسبت هفتمین سالگرد قتلهای زنجیره ای

در ديگر عرصه ها و در اشکال ديگر نيز سرکوب ها و پايمالی حقوق بشر همچنان ادامه داشته و در چند ماه گذشته تشديد شده است. تلاش برای بازسازی شرايط زندان دهه گذشته و توطئه اعتراف گيری ها و پرونده سازی های رسوا و توقيف سايت های اينترنتی و ادامه فشار بر وبلاگ نويسان از نمونه های قابل دکر است.

هفت سال از قتلهای زنجیره ای پاییز ۱۳۷۷ که طی آن، مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران نخست زنده یادان داریوش فروهر و پروانه اسکندری (فروهر) و سپس آزاداندیشان فرهیخته ای چون مختاری و پوینده و مجید شریف و پیروز دوانی را به دستور مقامات عالی رتبه حکومت به خاک افکندند، گذشت. این جنایات هولناک، رسوایی بزرگ مصون ماندن عاملان و آمران جنایات از هرگونه پیگرد را در پی داشت. مسئول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم، به صراحت اعلام کرد از ادامه پیگیری پرونده قتلهای زنجیره ای عاجز است، چرا که این پیگیری مستلزم فراخواندن کسانی است که کمیسیون مزبور، قدرت پاسخ خواستن از آنان را ندارد. پس از آنکه بازماندگان قربانیان قتلها از ابتدایی ترین حقوق خود یعنی اطلاع از همه جزئیات پرونده محروم شدند و در اعتراض، خود را از مضحکه ای که به نام محاکمه برپا شد، کنار کشیدند، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ماند و کسانی که به عنوان عاملان قتلها معرفی شده بودند. این محاکمه در خفا برگزار شد و متهمان، احکامی گرفتند. بدین ترتیب، حکومت جمهوری اسلامی کوشید پرونده جنایات دولتی پاییز ۷۷ را مختومه قلمداد کند. اما هم واکنش افکار عمومی ایران و جهان و هم حتی رفتار خود حکومت، نشانگر آنست که این پرونده کماکان مفتوح است و احتمالاً تا پس از پایان عمر ولایت فقیه در ایران، مفتوح خواهد ماند. حساسیت ویژه ای که حکومت برای محدود کردن مراسم و گردهمایی های بزرگداشت قربانیان قتلهای زنجیره ای نشان می دهد و به زندان انداختن و تحت پیگرد قرار دادن وکلای خانواده های قربانیان تنها به گناه انجام وظیفه از سوی آنان، تنها نمونه هایی است از دلایلی بر بطلان ادعای رژیم دایر بر مختومه بودن پرونده قتلهای زنجیره ای. 
نافرجام ماندن رسیدگی به پرونده قتلهای پاییز ۷۷ در جمهوری اسلامی، نشانگر آنست که این قتلها به پشتگرمی و شاید حتی به دستور مستقیم بالاترین مقامات حکومت صورت گرفته است. اگر ریگی به کفش این مقامات و در رأس آنان شخص رهبر نبود، تن دادن حکومت به رسوایی های پی در پی در جریان رسیدگی به این پرونده قابل توضیح نبود. واقعیت آنست که رسیدگی بدون «خط قرمز» به این پرونده، به همان جاهایی می رسد که کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم را یارای گام گذاشتن بدان نبود. 
حکومت، علیرغم همه تلاشهایش برای جلوگیری از کشف حقیقت جنایات پاییز ۷۷، نتوانست مانع پرتو افکندن نور حقیقت جویی بر زوایایی از تاریکخانه هایی شود که یک ربع قرن است در آنها تصمیم به نابودی انسانها می گیرند. به همت وکلای شجاعی مانند ناصر زرافشان و روزنامه نگاران آزاده ای مانند اکبر گنجی، سران رژیم در گریز از پاسخگویی در مورد قتلهای زنجیره ای ناکام مانده اند. این قتلها هنوز در حافظه عمومی ایرانیان تازگی دارد و سئوالهای مبرم در مورد آنها به قوت خود باقی است. دیگر آن زمان که رژیم جمهوری اسلامی می توانست در زندانهای خود شب به شب، صدها نفر را سر به نیست کند و به احدی نیز پاسخگو نباشد، گذشته است. افکار عمومی ایران و جنبش پویای دفاع از حقوق بشر در کشور ما، هشیارتر و زنده تر از آنند که به آسانی به فجایعی مانند قتلهای زنجیره ای تن دهند. 
با این حال، هنوز شاهد آنیم که عوامل رژیم، برای سرکوب صدای آزادیخواهی و دگراندیشی در کشور ما، مرتکب قتل نیز می شوند که آخرین نمونه آن، کشتن شیرکو امینی جوان مهابادی به دست آنهاست. 
در دیگر عرصه ها و در اشکال دیگر نیز سرکوب ها و پایمالی حقوق بشر همچنان ادامه داشته و در چند ماه گذشته تشدید شده است. تلاش برای بازسازی شرایط زندان دهه گذشته و توطئه اعتراف گیری ها و پرونده سازی های رسوا و توقیف سایت های اینترنتی و ادامه فشار بر وبلاگ نویسان از نمونه های قابل دکر است. 
سران حکومت باید بدانند اگر جامعه مدنی ایران هنوز در مقابل حکومت سرنیزه و فتوا آن قدر از مواضع قدرت برخوردار نیست که بتواند جلوی این جنایات را بگیرد، اما آن قدر هشیار است که این جنایات را به دقت ثبت کند و به زمان خود، گریبان مسئولان آن را بگیرد. 
در سالگرد به خاک افتادن مبارزان آزادیخواه، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، و پاسداران آزاداندیشی و فرهیختگی، محمد مختاری ومحمدجعفر پوینده و زنده یادان مجید شریف و پیروز دوانی به آنان و همه کسان دیگری که جان خود را در راه آزادی نهادند، درود می فرستیم و به بازماندگان آنان، اطمینان می دهیم فداکاری بزرگ عزیزانشان، بی ثمر نمانده است. جان این یاران، مشعلی شده است که راه آزادی را روشن و حقانیت آزادیخواهان را ثبت کرده است. 

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) 
سوم آذر ۱۳۸۴ 

تاریخ انتشار : ۳ آذر, ۱۳۸۴ ۵:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند