سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۱۲

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۲

درحصر دیجیتال؛ سیاستی کوچک با پیامدهایی بزرگ

 پروین تاج محمدی: هیچ جامعه‌ای با محدود کردن زیرساخت‌های دانایی، به رشد پایدار نرسیده است. تجربه‌ی کشورهایی که توانسته‌اند از اقتصاد منابع‌محور به اقتصاد دانش‌بنیان عبور کنند، نشان می‌دهد که ارزان و فراگیر بودن دسترسی به اینترنت، پیش‌شرط نوآوری است، نه امتیازی لوکس. سهمیه‌بندی این زیرساخت، اگر به ضرورت‌های مقطعی هم استناد کند، باید با حساسیت نسبت به پیامدهای ساختاری آن سنجیده شود.

گاهی سیاست‌ها در ظاهر کوچک‌اند اما در بطن خود به بنیان‌های توسعه دست می‌زنند. اینترنت سهمیه‌ای و گران، از همین جنس تصمیم‌هاست؛ تصمیمی که ممکن است در جدول‌های مالی یا گزارش‌های فنی، صرفاً یک سازوکار «مدیریت مصرف» تلقی شود، اما در واقع بر یکی از بنیادی‌ترین زیرساخت‌های جامعه مدرن اثر می‌گذارد: دسترسی برابر به اطلاعات و امکان مشارکت در اقتصاد دیجیتال.

حقیقتا اینترنت کالا نیست؛ زیرساخت است. همان‌گونه که جاده، برق و آموزش عمومی، لازمه‌ی رشد اقتصادی و تحرک اجتماعی‌اند، دسترسی پایدار و مقرون‌به‌صرفه به اینترنت نیز شرط ورود به چرخه‌ی تولید ارزش است. وقتی این زیرساخت سهمیه‌بندی یا طبقاتی می‌شود، پیام ضمنی آن روشن است: دسترسی برابر به فرصت‌ها دیگر بدیهی نیست.

اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به ظرفیت‌های دانش‌بنیان، نوآوری و کسب‌وکارهای کوچک متکی است. این فعالیت‌ها نه سرمایه‌ی کلان می‌خواهد، نه زمین و نه رانت؛ سرمایه‌ی اصلی آن‌ها اتصال پایدار به شبکه‌ای جهانی از داده و مشتری است. اگر این اتصال پرهزینه، ناپایدار یا محدود شود، نخستین ضربه به همان بخش‌هایی وارد می‌شود که قرار بود موتور چابک اقتصاد باشند. در چنین شرایطی، رقابت کاهش یافته و بازیگران بزرگ‌تر که توان خرید دسترسی بهتر را دارند، میدان‌دار می‌شوند. نتیجه، کند شدن نوآوری و تقویت انحصار است.

مسئله فقط کارایی اقتصادی نیست. اینترنت در سال‌های اخیر برای بسیاری از خانواده‌ها نقش «برابرکننده‌ی فرصت» را بازی کرده است. دانش‌آموزی در شهری کوچک می‌توانست به همان محتوایی دسترسی داشته باشد که دانش‌آموزی در پایتخت دارد. کارآفرین خرد می‌توانست بدون واسطه وارد بازار شود. این دسترسی، شکاف‌های سنتی جغرافیایی و طبقاتی را تا حدی تعدیل می‌کرد. وقتی اینترنت به کالایی گران و سهمیه‌ای بدل می‌شود، این کارکرد تعدیل‌کننده تضعیف می‌شود و شکاف دیجیتال به شکاف اجتماعی ترجمه می‌گردد.

توسعه فقط رشد تولید ناخالص داخلی نیست؛ توسعه یعنی گسترش قابلیت‌های انسان‌ها برای انتخاب و کنش مؤثر. اگر سیاستی، آگاهانه یا ناخواسته، قابلیت دسترسی به دانش، شبکه و بازار را محدود کند، در واقع دامنه‌ی انتخاب شهروندان را کوچک می‌کند. این کوچک شدن، شاید در کوتاه‌مدت در قالب کاهش مصرف داده دیده شود، اما در بلندمدت به کاهش تحرک اجتماعی و افت امید به پیشرفت می‌انجامد.

از منظر نهادی نیز، کیفیت حکمرانی دیجیتال اهمیت دارد. هرچه دسترسی عمومی به زیرساخت‌های ارتباطی پایدارتر و قابل پیش‌بینی‌تر باشد، اعتماد کنشگران اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شود. برعکس، اگر این دسترسی دائماً با محدودیت و عدم قطعیت همراه باشد، تصمیم‌گیری بلندمدت دشوار می‌شود. سرمایه ـ چه مالی و چه انسانی ـ به محیط‌های باثبات‌تر میل می‌کند. در این معنا، اینترنت فقط ابزار ارتباط نیست؛ شاخصی از میزان اطمینان به آینده است.

هیچ جامعه‌ای با محدود کردن زیرساخت‌های دانایی، به رشد پایدار نرسیده است. تجربه‌ی کشورهایی که توانسته‌اند از اقتصاد منابع‌محور به اقتصاد دانش‌بنیان عبور کنند، نشان می‌دهد که ارزان و فراگیر بودن دسترسی به اینترنت، پیش‌شرط نوآوری است، نه امتیازی لوکس. سهمیه‌بندی این زیرساخت، اگر به ضرورت‌های مقطعی هم استناد کند، باید با حساسیت نسبت به پیامدهای ساختاری آن سنجیده شود.

اگر اینترنت کالایی تجملی پنداشته شود، سیاست‌های محدودکننده طبیعی جلوه می‌کند؛ اما اگر آن را زیرساخت توسعه بدانیم، هر محدودیت گسترده بر آن نیازمند توجیهی بسیار قوی و محاسبه‌ی دقیق هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی است. این هزینه‌ها معمولاً در قبض‌های ماهانه دیده نمی‌شوند؛ در کاهش انگیزه‌ی نوآوری، در مهاجرت آرام نیروهای خلاق، و در عمیق‌تر شدن شکاف‌های فرصت خود را نشان می‌دهند.

سیاست‌های کوچک، اگر به بنیان‌های نابرابری یا زیرساخت‌های دانایی گره بخورند، دیگر کوچک نیستند. اینترنت سهمیه‌ای از همین جنس است: تصمیمی فنی که پیامدهایی اجتماعی و توسعه‌ای دارد.

 

کانال کانون صنفی معلمان ایران

@KSMtehran

تاریخ انتشار : ۱۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن