سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۵

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۵

بورژوازی غیرکمپرادور بعد از انقلاب

اگر مهمترین دستاورد انقلاب بهمن را حذف وابستگی کشور بدانیم، حذفی کە از طریق نفی بورژوازی کمپرادور انجام شد، حال در خوانش تحولی کە در ایران قراراست اتفاق بیافتد، کە آن هم برکناری سیستم سیاسی تئوکراتیک بر کشور است، کدام بورژوازی بعنوان ستون فقرات چنین نظامی باید مورد توجە قراربگیرد تا بر دست گذاشتن بر روی آن بتوان بنیان طبقاتی نظام را نشانە رفت؟

در جزوە ‘آنچە یک انقلابی باید بداند’، منتسب بە علی اکبر صفائی فراهانی، از بورژوازی کمپرادور (وابستە) ایران در زمان شاە می گوید. نویسندە، صفت کمپرادور را بە تمام بورژوازی ایران بسط می دهد و معتقد است کە این بورژوازی در تمام زمینەهای بازرگانی، مالی و صنعتی وابستە است و منافع انحصارات بین المللی را تامین می کند. او چنین بورژوازی را فاقد خصوصیات دمکراتیک می داند و بر این باور است از وظایف خود کە ایجاد جامعە بورژوا دمکراتیک قاصر است، طبقەای کە طرفدار پروپاقرص کشتن آزادی ها، ایجاد دیکتاتوری و تامین منافع امپریالیسم است.

البتە باید گفت کە نیروهای سیاسی دیگری در همان زمان پیدا می شدند کە بر این گمان بودند کە بورژوازی ملی در ایران وجود داشت و بخشی از تضاد درون جامعە ایران عبارت بود از تضاد میان بورژوازی کمپرادور و بورژوازی ملی. شاید بتوان نیروهای جبهە ملی را برآمد سیاسی بورژوازی ملی ایران فرض کرد کە ریشە در جریان مصدق داشتند. مصدقی کە برای ملی کردن صنعت نفت خیز برداشت، و قادر بە پیشبرد آن شد.

بعد از انقلاب آنچە اتفاق افتاد، اساسا و بر مبنای جزوە ‘آنچە یک انقلابی باید بداند’، براندازی بورژوازی کمپرادور بود؛ اما در جریان انقلاب بهمن با حذف بورژوازی وابستە چە اتفاق دیگری در ساختار سرمایەداری ایران شکل گرفت؟ بیشتر نیروهای سیاسی بر این امر اتفاق نظر دارند کە خردەبورژوازی سنتی در شکل نیروهای سنتی و مذهبی عنان کشور را در دست گرفتند. در تداوم این روند ما شاهد آن هستیم کە در رژیم سیاسی جدید، شکلهای دیگری از بورژوازی در ایران نقش برجستە می یابند کە غیر کمپرادوراند و عمدتا در زیرمجموعەهای بوژوازی بوروکراتیک (دولتی)، بورژوازی سنتی یا ارگانی ـ مذهبی (در قالب بورژوازی نهادهای مذهبی، مانند آستان قدس رضوی، موجودیت دارند)، بورژوازی بازرگانی و سرانجام بورژوازی نظامی خود را باز می یابند.

اگر مهمترین دستاورد انقلاب بهمن را حذف وابستگی کشور بدانیم، حذفی کە از طریق نفی بورژوازی کمپرادور انجام شد، حال در خوانش تحولی کە در ایران قراراست اتفاق بیافتد، کە آن هم برکناری سیستم سیاسی تئوکراتیک بر کشور است، کدام بورژوازی بعنوان ستون فقرات چنین نظامی باید مورد توجە قراربگیرد تا بر دست گذاشتن بر روی آن بتوان بنیان طبقاتی نظام را نشانە رفت؟

بە نظر می رسد با توجە بە نقش بی بدیل و برجستەای کە بورژوازی سنتی و نظامی در حفظ و تداوم نظام دارند، و با توجە اینکە این دو بخش بیشتر از بخشهای دیگر معرف بنیانهای تئوکراتیک نظام و تحمیل ایدئولوژی آنند، نوک حملە جنبش دمکراتیک کشور باید اساسا متوجە آنها باشد. این دو بورژوازی درست از همان جایگاە بورژوازی کمپرادور زمان شاە برخوردارند. بورژوازی کمپرادور بتدریج تبلور سیاسی خود را در دیکتاتوری شاە بازیافت، و بورژوازی سنتی و نظامی تبلور سیاسی خود را در نظام ولایت فقیە، نظامی کە در زمان رهبری خامنەای بە اوج خود می رسد و این انتظار وجود دارد کە در ادامە موجودیت خود طلب بیشتری از سهم سیاسی و اقتصادی در کشور داشتەباشد.

اگر مبارزە سیاسی، بازتاب عمق آرایش طبقاتی درون جامعە است، پس باید سنگ پایە را مشخص کرد و تبلیغ سیاسی خود را آنجا متمرکز نمود.

تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند, ۱۳۹۹ ۱۲:۴۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما

رکورد تازه نویسندگان زندانی در جهان؛ ایران دوم شد