|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
چگونه رویکرد رئیسجمهور ترامپ به جنگ در ایران، درگیری بیپایانی را که با مکثهای زودگذر قطع میشود، به وضعیتی معمولی تبدیل میکند.
به نقل از مجله نیویورکر ۱۲ مه ۲۰۲۶
برگردان بهفارسی: گودرز اقتداری
موانع یک توافق سیاسی پایدار بین ایالات متحده و ایران از همان آغاز آتشبس اعلام شده در اوایل آوریل آشکار بود. تهران از بازگشایی تنگه هرمز تا زمانی که اسرائیل به آتشبس خود با لبنان دست نیافت، خودداری کرد. و اگر این آبراه حیاتی باز شود، ایران گفت که تحت کنترل ایران باقی خواهد ماند. پس از شکست مذاکرات بین دو کشور، ایالات متحده در تلاش برای فشار آوردن به حکومت دینی ایران برای باز کردن تنگه، بنادر ایران را محاصره دریایی کرد. در پاسخ، رژیم سوگند یاد کرد که هرگز «تحت تهدید تسلیم نشود». عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که هر دو طرف «چند سانتیمتر» با توافق فاصله دارند، اما همچنین گفت که تهران در تعاملات خود با ایالات متحده با «حداکثرگرایی» و «تغییر اهداف» مواجه شده است. از آن زمان، این تنگه بنبستی را تحمل کرده است که در طی آن محاصرههای رقیب، بحران اقتصادی جهانی را عمیقتر کرده، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرده و قیمت نفت را تا صد و بیست و شش دلار در هر بشکه افزایش داده است. هر طرف، دیگری را به نقض آتشبس متهم کرده است. با این حال، آتشبس عمدتاً حفظ شده است.
در آغاز هفته گذشته، تنشها بازهم تشدید شد. دولت ترامپ پروژه آزادی، یک عملیات نظامی ایالات متحده برای هدایت کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز، که از طریق آن یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان جریان دارد، را آغاز کرد. ایران با شلیک موشک و پهپاد به امارات متحده عربی، متحد ایالات متحده و اسرائیل، از جمله به زیرساختهای انرژی آن، تلافی کرد. ایران همچنین کشتیهای جنگی ایالات متحده را هدف قرار داد؛ ارتش ایالات متحده اعلام کرد که در پاسخ به حملات، شش قایق تندروی ایرانی را منهدم کرده و موشکهای کروز و پهپادهای ایرانی را رهگیری کرده است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، در یک کنفرانس مطبوعاتی اخیر گفت که در طول بیست و هشت روز اول آتشبس، ایران نه بار به کشتیهای تجاری شلیک کرد، دو کشتی کانتینری را توقیف کرد و بیش از ده بار به نیروها و داراییهای آمریکایی حمله یا مستقیماً شلیک کرد. اما، باز هم، آتشبس برقرار ماند. کین تجاوز ایران را «آتشبس کم خطر در حال حاضر» توصیف کرد که «همه اینها پایینتر از آستانه شروع مجدد عملیاتهای رزمی بزرگ در این مرحله است». و پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، که در کنار کین ایستاده بود، اعلام کرد که «آتشبس تمام نشده است» با وجود اینکه ایران به پرسنل آمریکایی و امارات متحده عربی حمله کرده است.
بسیاری از ناظران از اینکه یک جنگ تمام عیار دوباره شعلهور نشده است، ابراز تعجب کردند. اما گوپی کریشنا بهامیدیپاتی، عضو ارشد موسسه استراتژی و سیاست نیو لاینز مستقر در واشنگتن و متخصص حل مناقشات بینالمللی، این آتشبس بدون خاموشی آتشها را بخشی از یک الگوی بزرگتر دانست. او پس از گوش دادن به کنفرانس مطبوعاتی هگزت و کین به من گفت که دولت ترامپ «توقفهای تاکتیکی را بر تغییر ساختاری اولویت میدهد. ما از اهرم اقتصادی و سیگنالهای نظامی برای توقف جنگها استفاده میکنیم. اما کاری که ما انجام نمیدهیم، تغییر مناقشات است. ما در حالی که بیماری ادامه دارد، علائم را سرکوب میکنیم. ما نوعی چسب زخم روی این مناقشات میگذاریم.»
از نظر تاریخی، مذاکره برای آتشبس برای پایان دادن به یک درگیری بینالمللی با این وسعت، ماهها، حتی سالها گفتگو به رهبریِ مذاکرهکنندگان ماهر با تیمهای بزرگی از کارشناسان، کمک واسطههای معتبری مانند سازمان ملل متحد و لشکرهایی از دیپلماتها که بین طرفهای مختلف برای ایجاد اعتماد در رفت و آمد هستند، را در بر میگرفت. پیشنهادهای صلح معمولاً پشت درهای بسته مذاکره میشوند؛ تهدیدها به ندرت به صورت علنی مطرح میشوند. با دولت ترامپ، به نظر نمیرسد هیچ یک از این موارد اتفاق بیفتد. بهامیدیپاتی گفت، آتشبسها به عنوان راههایی برای حل تضادهای سیاسی و هموار کردن راه برای یک توافق پایدار تلقی نمیشوند. در عوض، آنها به ابزارهای درگیری تقلیل یافتهاند که به منظور مدیریت سریع تشدید تنش، مهار خطر، محدود کردن سرایت آن و بازگرداندن ثبات کوتاهمدت – نسخهای از بیخیالی و عدم تمرکز – در نظر گرفته شدهاند. آتشبسها به جنگها پایان نمیدهند؛ آنها فقط آنها را متوقف میکنند. و هر چه بیشتر بدون یک راهحل سیاسی واقعی ادامه یابند، خطرات خشونتِ حتی شدیدتر در آینده بیشتر میشود. این امر به ویژه در مورد جنگ ایران صادق است. دنی سیترینوویچ، افسر سابق اطلاعات نظامی اسرائیل و متخصص خاورمیانه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، به من گفت: «وضعیت بسیار ناپایدار است و هر تشدیدی میتواند به وخامت گسترده منجر شود. «به جای اینکه آتشبس به دلیل بیاعتمادی طرفین و این واقعیت که آنها نمیتوانند به توافق برسند، به بستری برای مذاکره و توافق جدید تبدیل شود، آتشبس در واقع به نوعی توقف برای اماده شدن برای تشدید مجدد درگیری تبدیل شده است.»
آیا این به معنای آن است که ما در دورانی از جنگ بیپایان هستیم که با آتشبسهای موقت از هم پاشیده میشود؟ من این سوال را از صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چاتهام هاوس مستقر در لندن، پرسیدم. او به من گفت: “این چیزی است که ما اکنون حدود یک دهه است که در خاورمیانه شاهد آن هستیم، زیرا نظم بینالمللی از هم پاشیده است. چندجانبهگرایی، اگر بخواهیم بگوییم، در دستیابی به توافقات صلح شکست خورده است و صفبندیهای بین کشورها دیگر دوگانه نبوده، بلکه در جهت اهداف متقابل عمل کردهاند. این امر درگیریها را غیرقابل پیگیری و حل آنها را دشوارتر میکند.” آنچه این وضعیت را تشدید میکند، رویکرد کاسبکارانهی رئیسجمهور دونالد ترامپ به دیپلماسی است، یعنی اعتماد بیحد و حصر او به مهارتهای معاملهگریاش و تمایلش به پیروزیهای سریع. آرون دیوید میلر، متخصص خاورمیانه در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی و مذاکرهکنندهی سابق در امور اعراب و اسرائیل برای دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، به من گفت: «مسئلهٔ او معامله است، یک پیروزی کوتاه و آسان، که ریشههای اساسی درگیریهایی را که تقریباً مطمئناً دوباره شعلهور میشوند و ادامه مییابند، مورد توجه قرار نمیدهد. این رویکرد ترامپ به همه چیز است.»
از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، او خود را «رئیس جمهور صلح» اعلام کرده است که به هشت جنگ در سراسر جهان پایان داده است. (اخیراً، او این تعداد را به ده جنگ رساند.) این فهرست شامل جنگ بین هند و پاکستان، درگیری مرزی بین تایلند و کامبوج، جنگ در جمهوری دموکراتیک کنگو و درگیری ارمنستان و آذربایجان است. دولت ترامپ در میانجیگری برای توافقهای آتشبس در این درگیریها نقش داشته است. هیچکدام به یک راهحل سیاسی یا نظامی پایدار منجر نشده است و در همه موارد، تهدید تشدید خشونت همچنان بالاست. ترامپ در سخنرانی سالانه خود در کنگره، ادعا کرد که تلاشهای ایالات متحده مانع از «جنگ هستهای» بین هند و پاکستان شده است. امروزه، این دو همسایه جنوب آسیا در بحبوحه تهدیدهای تلافیجویانه و گزارشهایی مبنی بر آماده شدن هر دو طرف برای جنگ بیشتر، در حالت آمادهباش بالا قرار دارند. درگیریها بین تایلند و کامبوج بلافاصله پس از توافق با میانجیگری ایالات متحده برای خروج نیروهایشان از مرز مورد مناقشه پانصد مایلی، از سر گرفته شد. این نیروها هنوز آنجا هستند و بیاعتمادی قابل توجه همچنان تهدیدی برای صلح است. دههها جنگ بین ارمنستان و آذربایجان متوقف شده است، اما اختلافات حل نشده باقی مانده است و هیچ یک از طرفین یک پیمان صلح رسمی و جامع امضا نکردهاند. پروژه تهدیدات بحرانی، یک سازمان تحقیقاتی مستقر در ایالات متحده، هفته گذشته نوشت: در جمهوری دموکراتیک کنگو، شورشیان تحت حمایت رواندا و دولت «با وجود تلاشهای صلح مداوم، به تقویت و گسترش قابلیتهای نظامی خود با پرسنل و سلاحهای خارجی ادامه میدهند.» تریتا پارسی، متخصص ایران و معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه مستقر در واشنگتن، به من گفت: «من تعجب میکنم که برخی از این شکستها تا چه حد ساختاری هستند و تا چه حد صرفاً عملکرد ترامپ است زیرا ترامپ واقعاً در حل مناقشات مشکل دارد. او خیلی بیصبر است و فقط میخواهد یک عکس سریع بگیرد و در نتیجه، اختلافات واقعی را پنهان میکند. او فقط مکثی ایجاد میکند تا بتواند ادعا کند که این روزها هشت یا نه درگیری را حل کرده است، هر چقدر هم که باشد. اما او واقعاً کاری انجام نداده است. بقیه هم یه جورایی باهاش کنار میان چون نمیخواهند در طرف چپ ترامپ قرار بگیرند.»
بزرگترین موفقیت سیاست خارجی دوره دوم ترامپ، طرح بیست مادهای است که آتشبس اسرائیل و حماس و توافق گروگانها را در ماه اکتبر تضمین کرد. ترامپ شخصاً به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر بیمیل اسرائیل، فشار آورد تا با این توافق موافقت کند و اعلام کرد: «جنگ تمام شده است.» آتشبس آزادی گروگانهای باقیمانده را تضمین کرد، اما این طرح چند مرحلهای، دشوارترین مسائل را که هنوز حل نشدهاند، به تعویق انداخت. از ماه اکتبر، طبق گزارش سازمان ملل، حملات اسرائیل صدها فلسطینی را کشته است و حماس هنوز خلع سلاح نشده است. جنگجویان آن دوباره کنترل بخشهایی از غزه را به دست گرفتهاند و زمینه را برای درگیری آینده با اسرائیل فراهم کردهاند. میلر، از بنیاد کارنگی، گفت: «غزه تقسیم شده، ناکارآمد و به طور پراکنده خشونتآمیز است. اسرائیلیها درصد کنترل خود را افزایش دادهاند. آنها از زمان توافق بیش از هفتصد یا هشتصد فلسطینی را کشتهاند. این آتشبس نیست.»
آتشبس در لبنان نیز دستاورد چندانی نداشته است. ترامپ اعتبار توافق ۱۶ آوریل بین اسرائیل و لبنان را که ایران آن را به عنوان پیششرط مذاکرات گستردهتر با ایالات متحده خواستار شده بود، به خود اختصاص داد. ترامپ در شبکه اجتماعی خود تروث سوشیال نوشت: «افتخار من این بوده که ۹ جنگ را در سراسر جهان حل کنم و این دهمین جنگ من خواهد بود، پس بیایید آن را انجام دهیم!» آتشبس، اگرچه در حال حاضر برقرار است، اما نتوانسته است درگیری را متوقف کند. حملات اسرائیل از ۱۶ آوریل تاکنون نزدیک به چهارصد نفر را کشته است و نیروهای اسرائیلی به تخریب روستاها و تثبیت دستاوردهای ارضی در جنوب لبنان ادامه دادهاند.
حزبالله، نیروی شبهنظامی لبنان، به نیروهای اسرائیلی حمله کرده و شمال اسرائیل را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. اقدام اسرائیل در نقض معمول آتشبس فعال، بر درک ایران از آتشبس خود با ایالات متحده و اسرائیل تأثیر گذاشته است. پارسی گفت: «اسرائیلیها میخواهند در وضعیت جنگ بیپایانی باشند که در آن همان کاری را که در غزه، لبنان، سوریه و کرانه باختری انجام دادهاند، با ایران انجام دهند، که یک استراتژی اصطلاحا چمنزنی است. وضعیت نهایی این است که در یک وضعیت جنگی مداوم باشید که در آن دائماً توانایی حمله به این همسایگان را داشته باشید تا مطمئن شوید که آنها هرگز قدرت کافی برای به چالش کشیدن شما را به دست نمیآورند.» وی افزود، ایرانیها «قطعاً نخواهند پذیرفت که بخشی از استراتژی چمنزنی اسرائیل باشند. آنها به دنبال مکث یا توافق نصفه و نیمهای نیستند که فقط ماهیت درگیری را از یک صحنه به صحنه دیگر تغییر دهد.»
جنگ دوازده روزه بین ایران و اسرائیل، در ژوئن گذشته، که در آن ایالات متحده سه سایت هستهای ایران را بمباران کرد، با آتشبس و درخواست ایالات متحده مبنی بر توقف غنیسازی هستهای توسط ایران پایان یافت. اما اختلافات اصلی حل نشده باقی ماند و در این میان، ایران زمان کافی برای بازسازی زرادخانههای تسلیحاتی و دفاعی خود و آماده شدن برای یک درگیری بالقوه گستردهتر را به دست آورد. در ماه فوریه، ایالات متحده و اسرائیل در بحبوحه مذاکرات در مورد توافق هستهای احتمالی به ایران حمله کردند. برای موفقیت آتشبس، ایالات متحده باید ایران را متقاعد کند که این اتفاق دوباره رخ نخواهد داد. در عوض، چهار هفته گذشته ترسها و سوءظنهای ایران را تقویت کرده است. ترامپ آتشبس را به عنوان یک سیاست چماق و هویج به کار گرفته است، یک روز پیشنهاد صلح میدهد و روز بعد تهدید میکند، همه اینها در تلاش برای به دست آوردن دست بالا در مذاکرات است. به عنوان مثال، سهشنبه گذشته، او در تروث سوشیال پست گذاشت که پروژه آزادی «برای مدت کوتاهی متوقف خواهد شد تا ببیند آیا توافق میتواند نهایی و امضا شود یا خیر.» روز چهارشنبه، حتی در حالی که ایران در حال بررسی پیشنهاد صلح جدیدی بود، ترامپ هشدار داد که اگر تهران با این توافق موافقت نکند، بمباران ایالات متحده «در سطح و شدتی بسیار بالاتر از قبل» از سر گرفته خواهد شد.
اما، به طور فزایندهای، تاکتیکهای دیپلماتیک قهری کارساز نبوده و یک پارادوکس فشار پدیدار شده است. هر چه ترامپ ایران را بیشتر تهدید کند، رژیم ایران بیشتر سرکش میماند و احتمال دور دیگری از خصومتها بیشتر میشود. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد رژیم، هفته گذشته در X نوشت: «ما به خوبی میدانیم که ادامه وضع موجود برای آمریکا غیرقابل تحمل است؛ در حالی که ما هنوز حتی شروع هم نکردهایم.» صنم وکیل، از چتم هاوس، توضیح داد که خطر این است که ترامپ «نمیفهمد که کمی آزادی عمل و امتیاز احتمالاً برای او یک معامله خواهد خرید» و او «به جای درک روانشناسی دشمن خود و آنچه که آنها به دنبال آن هستند، به دو برابر کردن خواسته هایش که روش مذاکره او و نوعی معاملهگری در نیویورک است، ادامه خواهد داد.»
این رویکرد در تیم مذاکرهکنندگان دولت ترامپ منعکس شده است. رهبری طرف ایرانی بر عهده سیاستمداران و دیپلماتهای حرفهای مانند قالیباف و عراقچی، وزیر امور خارجه، بوده است. رهبری طرف آمریکایی عمدتاً بر عهده جرد کوشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و دوست نزدیک اوست که هر دو مشاور و سرمایهگذار تماموقت املاک و مستغلات هستند و آنها ظرفیتشان محدود است. علاوه بر مذاکرات ایران، آنها همچنین مذاکرهکنندگان اصلی جنگهای اوکراین و غزه هستند. و سابقه شان با ایران ناامیدکننده است. وقتی حمله فوریه اتفاق افتاد، این دو نفر درگیر مذاکرات هستهای بودند. این امر رژیم را چنان محتاط کرد که اصرار داشت در طول مذاکرات در اسلامآباد با معاون رئیس جمهور، جی. دی. ونس، مذاکره کند. سیترینوویچ، از موسسه مطالعات امنیت ملی، با توصیف تلاشهای دیپلماتیک فعلی به عنوان «مذاکرات سریع برای قرار ملاقات»، گفت: «در نهایت، این کاری است که نمیتوانید به عنوان یک کار پاره وقت انجام دهید.» او افزود که دولت ترامپ خواهان «توافق با ایران است، اما برای این نوع مذاکره با ایران ساخته نشده است.»
در درگیریهای قبلی خاورمیانه، دیپلماتهای آمریکایی دائماً در سراسر منطقه در رفت و آمد بودند و با متحدان خود برای ایجاد شتاب برای یک راهحل سیاسی همکاری میکردند. بهامیدیپاتی، از موسسه نیو لاینز، گفت: «دولت ترامپ حاضر نیست از نظر دیپلماسی بر روی زمین وارد عمل شود. ما شاهد آمادگی دیپلماتیک برای پایان دادن دائمی به این درگیری نیستیم. با دور زدن کار نهادی و تحولات کند در درگیری، به جایی میرسیم که نه جنگ داریم و نه صلح. این جایی است که اکنون در آن هستیم.» این وضعیت برزخی، مذاکرهکنندگان باتجربه خاورمیانه را نگران میکند، همانطور که غیبت دیپلمات ارشد آمریکا، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در منطقه نیز نگران کننده است. میلر گفت: «این موضوع، اختلال در فرآیند تصمیمگیری در حوزه امنیت ملی را نشان میدهد. در شرایط عادی، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، شما فرآیندی داشتید که در آن شورای امنیت ملی، فرآیندهای بینالمللی را با وزیر امور خارجه هماهنگ میکرد، که اکنون عملاً در جدیترین و وخیمترین بحران سیاست خارجی در صحنه غایب است. ساختار اینجا برای همین خراب است.»
در عوض، به نظر میرسد ترامپ و دولتش به طور فزایندهای به برخی از نومحافظهکاران تندرو و طرفدار اسرائیل که خواهان تغییر رژیم و رویارویی با ایران هستند، گوش میدهند. آنها از محاصره دریایی حمایت کردهاند و استدلال میکنند که ایران در برابر فشار اقتصادی ناشی از توقف صادرات نفت خود تسلیم خواهد شد. یکی از نومحافظهکاران برجسته، سناتور جمهوریخواه لیندسی گراهام، در X نوشت که این محاصره «از نظر مفهوم و اجرا درخشان است». دولت ترامپ همچنین مطالبی از بنیاد دفاع از دموکراسیها، یک اندیشکده بانفوذ مستقر در واشنگتن که وابسته اسرائیل و طرفدار سیاستهای تهاجمی برای اعمال فشار بر ایران است، منتشر کرده است.همین موسسه علیه توافق هستهای دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ با ایران که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد، لابی کرد. دولت ترامپ اخیراً نیک استوارت، مدیر سابق تبلیغات برای F.D.D.، را به تیم مذاکرهکننده با ایران اضافه کرده است، اقدامی که مطمئناً بیاعتمادی تهران را عمیقتر میکند. پارسی، از موسسه کوئینسی، به من گفت: «او خیلی بیشتر به آنها گوش میدهد»، و افزود که آنها از ایده محاصره حمایت میکنند. او افزود، ترامپ به دنبال یک راه حل جادویی یا یک تغییر دهنده بازی است که «کل تاریخ جنگ را بازنویسی کند» و به او اجازه دهد در این نبرد پیروز شود. مشاوران بنیاد دفاع از دموکراسی به او «قول یک راه حل جادویی» را میدهند.
شکاف بزرگی بین ایالات متحده و ایران در مورد چگونگی پایان دادن به تکرار فعلی جنگ وجود دارد. دولت ترامپ خواهان دستیابی سریع به توافقی است تا به اهداف اصلی خود دست یابد: بازگشایی تنگه هرمز، وادار کردن ایران به کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا و موافقت با توقف بیست ساله غنیسازی هستهای. هفته گذشته، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه ایالات متحده و ایران در حال کار بر روی یک یادداشت یک صفحهای برای توقف خصومتها به مدت سی روز هستند تا بتوانند به یک توافق جامع در مورد آینده هستهای ایران و سایر مسائل دست یابند. اما تهران احساس میکند که موضع محکمی دارد و میخواهد یک واقعیت امنیتی، سیاسی و اقتصادی جدید، از جمله لغو تحریمهای اقتصادی و تضمینهایی برای جلوگیری از از سرگیری جنگ بین ایالات متحده و اسرائیل با ایران و همچنین پایان دادن به جنگ بین اسرائیل و حزبالله در لبنان، را تحمیل کند. تهران همچنین به دنبال حفظ کنترل بر تنگه برای جلوگیری از حملات آینده است و میخواهد به طور بالقوه از آن به عنوان یک باجه عوارض برای کسب میلیاردها دلار درآمد سالانه از عبور کشتیها استفاده کند. «این به گونهای پایان نخواهد یافت که در آن نوعی تغییر ایجاد شود.» میلر گفت: «این فقط، دور دیگری از مبارزه چهل و هفت ساله بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی است.» ترامپ در پایان هفته گذشته گفت که ایران به سه کشتی جنگی آمریکایی حمله کرده است. در پاسخ، ایالات متحده تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داد. سپس ایران ایالات متحده را به شلیک به یک نفتکش ایرانی متهم کرد. با این حال گفته میشود که آتشبس پابرجاست. روز پنجشنبه، ترامپ حملات ایران را به عنوان یک اقدام کم اهمیت جلوه داد. روز جمعه، هنگامی که ارتش ایالات متحده به دو نفتکش ایرانی شلیک کرد، عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، این سوال را مطرح کرد که آیا حملات ایالات متحده «یک تاکتیک فشار خام» و نتیجه «یک عامل مخرب است که بار دیگر رئیس جمهور را به باتلاق دیگری میکشاند». او افزود: «هر بار که یک راه حل دیپلماتیک روی میز است، ایالات متحده یک ماجراجویی نظامی بیملاحظه را انتخاب میکند.» آخر هفته، ایران پیشنهادی متقابل برای پایان دادن به جنگ ارائه داد. ترامپ در پستی آن را «کاملاً غیرقابل قبول» خواند و رد کرد. ماجراجویی نظامی بیملاحظه آمریکا ادامه دارد. ♦
*****
سودارسان راگاوان خبرنگار ارشد سابق خاورمیانه برای وال استریت ژورنال است. او جایزه جورج پولک و چندین جایزه باشگاه مطبوعات خارج از کشور را در کنار افتخارات دیگر دریافت کرده است.
تصویر شاخص: از تیرنی ال. کراس / نیویورک تایمز / ردوکس



