سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۷:۳۹

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۹

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۸ مارس

۸ مارس که هویت خود را از مبارزات سازمان‌یافته‌ی زنان برابری‌خواه گرفته، همچون جنبش‌های دیگر همواره از سوی سرمایه‌داری مردسالار در خطر مصادره بوده است. رسانه‌های جریان اصلی و حاکم بارها کوشیده‌اند از وجه معترض این روز بکاهند و آن را به یادبود واقعه‌ای تاریخی یا روزی برای شادباش‌گویی تقلیل دهند؛ زنان مبارز را چون جزیره‌هایی دور از هم تصویر کنند و ضرورت به هم پیوستن آنان را نادیده بگیرند.

 

شصت و هفت سال طول کشید تا روزی که زنان برای گرامیداشت مبارزات خود برگزیده بودند، به عنوان روزی جهانی به تقویم‌ها راه یابد. جنبش زنان که با خواستِ حق رأی و حقوق برابر با مردان آغاز شده بود، علی‌رغم سرکوب‌ها، دامنه‌ی مبارزات و مطالبات خود را گسترش داد. تاریخ جنبش، سرشار از نام و یاد زنانی است که جان و هستی خود را بر سر اثبات ضرورت برابری و احقاق حقوق نیمی از جامعه گذاشته‌اند.

۸ مارس که هویت خود را از مبارزات سازمان‌یافته‌ی زنان برابری‌خواه گرفته، همچون جنبش‌های دیگر همواره از سوی سرمایه‌داری مردسالار در خطر مصادره بوده است. رسانه‌های جریان اصلی و حاکم بارها کوشیده‌اند از وجه معترض این روز بکاهند و آن را به یادبود واقعه‌ای تاریخی یا روزی برای شادباش‌گویی تقلیل دهند؛ زنان مبارز را چون جزیره‌هایی دور از هم تصویر کنند و ضرورت به هم پیوستن آنان را نادیده بگیرند. ۸ مارس گرچه پیوند ناگسستنی خود را با مفهوم مبارزه حفظ کرده است، اما دیگر لزوماً موصوف به صفت سازمان‌یافتگی نیست.

در ایران نیز که هر چرخشی به سمت سازمان یافتن با سرکوبی آشکار روبه‌رو می‌شود، تشکل‌یابی زنان به مراتب دشوارتر بوده است. اگر در بسیاری کشورها برابری زنان و مردان به شکل صوری و قانونی پذیرفته شده است، در قوانین ایران زن شهروند درجه دو، نصف مرد و نیازمند قیم است. حکومت هر اقدام قانونی و فراقانونی ممکن را در سرکوب و به حاشیه راندن زنان به کار می‌بندد. هر جا که قانون از چنگ‌اندازی به حقوق زنان باز می‌ماند، دست سرکوب از آستین عرف و سنت بیرون می‌آید. عرفی که به مدد سلطه‌ی حکومت بر آموزش و رسانه پیوسته بازتولید می‌شود و به سنت‌های مرده، جسمِ زنده می‌بخشد. این سلطه‌ تا آنجا پیش می‌رود که اخبار قتل‌های «ناموسی» و خشونت علیه زنان به مسئله‌ای تلخ اما خارج از اولویت بدل می‌شود. قتل مونا حیدری، کودک‌همسر قربانی قتل‌ «ناموسی» و قوانین زن‌ستیز، افکار عمومی را جریحه‌دار می‌کند اما عرصه را بر قاتلان و قانون‌سازان تنگ نمی‌کند. آنچه که زنان مبارز را سالیانِ سال از افشای شکنجه‌های جنسی و تجاوز در زندان‌ها بازداشت / باز می‌دارد، اکنون زنان آزاردیده در خانه و خیابان و محل کار را به سمت سکوت می‌راند. نام و روایت مقاومت زنان زندانی چون زینب جلالیان و مریم اکبری منفرد که بدون حتی یک روز مرخصی و بدون هیچ چشم‌اندازی از آزادی، روزهای حبس را تاب می‌آوردند، جز هنگام بیماری و رنجوری جسم‌شان به متن اخبار راه نمی‌یابد. قلم‌ها و رسانه‌های مستقل نیز که می‌کوشند تجربه‌ی زنان، رنج تبعیض و روایت سرکوب آنان را به نحوی ثبت کنند، از یک سو گرفتار سانسور مضاعف می‌شوند و از سوی دیگر در جامعه‌ی مردسالار هرگز در مرکز توجه قرار نمی‌گیرند. این همان ساز و کاری است که آثار نویسندگان و هنرمندان زن را که خواسته یا ناخواسته حاوی رگه‌هایی از انکار وضعیت موجودند، در بهترین حالت در روند پخش و توزیع و ارائه به حاشیه می‌راند.

سوی دیگر سرکوب و انکار صداهای معترض اما، هراس حکومت است از اینکه ستم و حذف سیستماتیک، زنان را به یکدیگر نزدیک کند یا حول مطالبه‌ای گرد آورد. زیرا تاریخ جنبش زنان نشان داده است که تنها مبارزات سازمان‌یافته و آگاهی‌بخش، رخنه‌های غیرقابل ترمیم در پیکر به ظاهر استوار نظام مردسالار ایجاد می‌کنند. نیز نشان داده است که زنان از پس ِ هر سرکوبی قاطعانه‌تر به میدان باز می‌گردند و هر مصادره‌ای، به ظهور جریانی پیشروتر می‌انجامد.

از این رو کانون نویسندگان ایران در آستانه‌ی ۸ مارس، بر دو حق مغفول مانده‌ی زنان، حق تشکل‌یابی و حق نشر آزادانه‌ی آرا و آثارشان تأکید می‌کند و حمایت خود را از مطالبات برابری‌خواهانه و احقاق حقوق آنان اعلام می‌دارد. کانون نویسندگان ایران همچنین خواستار آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی از جمله زنان شجاع در بند است.

گرامی باد ۸ مارس! گرامی باد مبارزات زنان!

کانون نویسندگان ایران

۱۶ اسفند ۱۴۰۰

 

تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند, ۱۴۰۰ ۹:۱۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد