سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۰:۳۳

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۳

بی پناهی زنانِ قربانی تجاوز جنسی

در یک سیستم ناعادلانه و بیمار، ای بسا که خود متجاوز هم قربانی شرایطی است که در آن رشد کرده و اگر دست اندرکاران امور، یک عزم همگانی را بسیج نکنند و پیش از آن نیز یک برسی همه جانبه را در مورد ریشه یابی عمل تجاوز جنسی به زنان انجام ندهند، بی تردید، این معضل اجتماعی هرگز حل نخواهد شد

Getting your Trinity Audio player ready...

همیشه تقصیر ما رنان است که لباس مناسب نمی پوشیم، بی موقع از خانه بیرون می رویم، در میهمانی ها شرکت می کنیم و  چه در خانه یا در بیرون از خانه، باعت تحریک جنسی مردان می شویم. در نتیجه، ما زنان خود باعث می شویم که مورد تجاوز و تهاجم جنسی قرار بگیریم!؟

اما آیا واقعیت تجاوز جنسی به زنان، و روندی که مردان را به این عمل وحشیانه ترغیب می کند حقیقتاَ از چنین منطقی پیروی می کند؟ برای کشف این پاسخ، ابتدا باید گفت که زندگی اجتماعی در تحلیل نهایی، چیزی جز زندگی خانوادگی نیست. اما در جامعۀ بنا شده بر نظام تبعیض جنسی، و تسلط فرهنگ زن ستیز ـ که می دانیم از هزاران سال پیش در جامعه وجود داشته و متاسفانه جا افتاده است ـ تجاوز جنسی در واقع یک تهدید دائمی علیه زنان و علیه خانواده ها است. در واقع تهدیدی است که زنان را همیشه در ترس و حشت و اضطراب نگه می دارد.

تهدید و خطر تجاوز جنسی به زنان در جوامع استبدادی که مردان به طور مطلق حاکمند صد البته که تشدید می شود و احتمال بروز آن، افزایش می یابد. از سوی دیگر، حوادثی به مانند جنگ و کشتار و سرکوب و ناامنی و فقر اقتصادی نیز بروز هرلحظۀ این خطر را، در سطحی بسیار گسترده تر، زمینه سازی می کند.

وقایع اخیر ـ تجاوز به زنان ـ در خمینی شهر (که تجاوز دسته جمعی مردان به زنان در یک باغ خصوصی بود)، همچنین در کاشمر، و نیز در یکی از روستا های استان گلستان، همه حکایت از این واقعیت دارد که تحقق چنین فاجعۀ منحوسی متاسفانه به قدری افزایش یافته که هر قدر بخواهند پنهان اش کنند بالاخره از یک جایی بیرون می زند. اما نکته تاسف بار اینجاست که بعد از بر ملا شدن، قربانبان (زنان) را نکوهش می کنند که خودشان و طرز رفتارشان زمینه ساز تجاوز بوده است!؟ یکی می گوید که به خاطر پوشش نامناسب زنان در میهمانی بوده است، دیگری می گوید زنان را باید ترساند و زنان هر چقدر که بترسند برای خودشان بهتر است!؟!

بسیار روشن است که در فضایی چنین بلاهت آمیز و فاقد کمترین ارزش های انسانی و عادلانه، متجاوز در سایه قرار می گیرد، فقط تهدید به باز داشت و محاکمه می شود. محاکمه ای که البته شاهد هم لازم دارد و روزها یا حتی ماهها طول می کشد تا روند بوروکراسی قضایی در کشور ما طی شود. و اغلب شاهدی هم در کار نیست جون تجاوز، معمولا در خلوت اتفاق می افتد. در این شرایط تلخ بی پناهی و نبود قانون های حمایتی از قربانی، بسیاری از زنان ترجیح می دهند که به دنبال شکایت و پی گیری حقوق قانونی شان نروند.

به ندرت تجاوزاتی مانند خمینی شهر، کاشمر و گلستان به اطلاع پلیس می رسد. اگر هم به کلانتری اطلاع داده شود، محاکمه و مجازات مردان متجاوز در هزار توی مسایل فرعی، قرار می گیرد. کمتر پیش می آید که مرد متجاوز دستگیر شود اگر هم بازداشت گردد بدون ریشه یابی (که معمولا این کار را نمی کنند) در مواردی شاهد بوده ایم که خیلی سریع او را اعدام می کنند . سال های سا ل است که عمل اعدام را انجام می دهند که متاسفانه همیشه هم، بی نتیجه بوده است. یعنی نه فقط رو به کاهش نگذاشته بلکه تجاوز به عنف در کشور ما حتی رو به افزایش نهاده است.

در یک سیستم ناعادلانه و بیمار، ای بسا که خود متجاوز هم قربانی شرایطی است که در آن رشد کرده و اگر دست اندرکاران امور، یک عزم همگانی را بسیج نکنند و پیش از آن نیز یک برسی همه جانبه را در مورد ریشه یابی عمل تجاوز جنسی به زنان انجام ندهند، بی تردید، این معضل اجتماعی هرگز حل نخواهد شد.

چرا که پدیدۀ تجاوز جنسی به زنان، جزیی لاینفک از نظام سلسله مراتیی و خشونت بار «مردسالار» است. می خواهم بگویم که تجاوز جنسی، آشکارا به زورمندی و برتری خواهی مردان یک جامعه مربوط می شود یعنی بسیاری از مردان یک جامعه ممکن است از خوار و خفیف کردن زنان، احساس نیرومندی و اقتدار بکنند. هم از این روست که باید تلاش و مبارزه ای گسترده و ریشه ای را بر علیه خود این پدیده و نیز بر علیه زمینه های بروز و ظهور چنین فاجعه ای را سازمان بدهیم. به خصوص خود ما زنان مهم است یعنی خود ما می توانیم به یاری و کمک یکدیگر، کاری کنیم تا این ساختار غیر انسانی، از بیخ و بُن، متلاشی شود و از نو جامعه ای انسانی و متعادل بنا سازیم. جامعه ای عادلانه که زنان هم مانند مردان به عنوان انسان شناخته شوند و نگاه تبیعض آمیز و جنسی دیدن زنان، برای همیشه از میان برود.

تاریخ انتشار : ۵ تیر, ۱۳۹۰ ۷:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل