سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۹:۲۳

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۳

تئاتر آبزورد و ادعای پوچ بودن زندگی

یونسکو در بعضی از نوشته هایش به نفی هرگونه هدف و نظر سیاسی اجتماعی در ادبیات و هنر پرداخت. او در تمام آثارش در جستجوی یافتن معنی و شرح چگونگی مرگ و زندگی است. درنظراو جهان پوچ و آبزورد نه تنها غیرانسانی و وحشت زا و مرگ آور، بلکه واقعی است.

دیدار نماینده تئاتر آبزورد از ایران آنزمان 


اوژن یونسکو، نماینده تئاتر آبزرور و پوچگرا، پیش از انقلاب به دعوت سازمانهای رسمی و محفل ادبی فرهنگی “هنر در خدمت هنر” به ایران رفت. او را هواداران خرده بورژوا و نیهلیستی این جریان در شرایط دیکتاتوری با سرمایه دولتی به ایران دعوت نمودند.
یونسکو خود یکی از مهاجران هنر و ادبیات آبزورد، نمایشنامه نویس و منتقد ادبی، رومانی تبار میان سالهای ۱۹۹۴-۱۹۱۲ زندگی نمود. مادرش فرانسوی و پدرش اهل رومانی بود. او در دانشگاه در کشور رومانی در رشته های لغت شناسی و زبان و ادبیات فرانسوی تحصیل کرده بود. موضوع پایان نامه اش “مرگ و گناه از زمان بودلر” بود.
باید اشاره کرد که هر سه نماینده تئاتر آبزورد در غرب، مهاجرین و ناراضیانی بودند که به فرانسه رفته بودند – اوژن یونسکو از کشور رومانی، آرتور آدامف از ارمنستان و ساموئل بکت از ایرلند. در زمان جنگ سرد میان دو بلوک ناتو و ورشو، غرب به فراریان نظام استالینیستی مانند یونسکو و تئورهای نیهلیستی بورژوایی اش امکانات مناسبی می داد.
یونسکو می گفت نخستین بار از طریق یک کتاب آموزش گرامر انگلیسی با مفاهیم آبزورد در زبان آشنا شد، چون در آن کتاب مثالهایی مانند – هفته ۷ روز دارد و سقف اطاق در بالای کف اطاق قرار دارد، آشنا شد.
یونسکو در سال ۱۹۵۵ یکی از محبوب ترین جهرههای تئاتر آبزورد فرانسه بود. تئاتر آبزورد با کمک تئاتر سوررئالیستی آغاز شد، نویسنده پیشگام آن شخصی بنام آلفرد جاری در فرانسه بود. یونسکو می گفت او در مخالفت و لجاجت با تئاتر اجتماعی و مسئول سارتر و کامو آثار خود را “ضد تئاتر ” نامید، و اولین نمایشنامه وی “ضد نمایشنامه” نام داشت.
یونسکو تئاتر پوچگرا و آبزورد را عکس العمل تراژدیک قرن بیست می دانست. او از سال ۱۹۴۸ به بعد حدود ۳۰ نمایشنامه موفق نوشت. منتقدین چپ اشاره می کنند که در بهترین آثار یونسکو خواننده شاهد انتقاد از یکنواختی و ملال و پوچی زندگی قشر خرده بورژوا می شود. انتقادهای او از زندگی این قشر در جامعه طبقاتی غرب بدون طرح رابطه اجتماعی و دیالکتیکی است. اکثر دیالوگهای آثار او سوررئالیستی یا گروتسک و یا آبزورد اند که قابل فهم نیستند.
یونسکو خود را پبرو مکتب روانشناسی یانگ می دانست. او می گفت که مخالف ایدئولوژی هاست و نه دشمن ایدەها، و هنر باید سفیر پیامی باشد و بجای جواب فقط به طرح سئوال بپردازد. تا آنزمان تئاتر کلاسیک و رئالیستی و اگزیستنسیالیستی فقط این جهان را جشن می گرفت، ولی یونسکو در آثارش به معرفی و بحث در باره تئاتر متافیزیکی پرداخت.
اسلین؛ یکی از منتقدین ادبی می گفت نه تئاتر شهروندی بورژوایی دیدرد و لسینگ و نه تئاتر اکسپرسیونیستی آلمان هیچکدام نتوانستند ملال و تیره گی و سرخوردگی و پوچی و روزمره گی را مانند آثار یونسکو و بکت بشکل رئالیستی نشان دهند.
یونسکو آرزو می کرد که شخصیت های آثارش بجای آگاهی طبقاتی، آگاهی های “هم سرنوشتی” را انتقال دهند. او می گفت تمام آثارش مانند درام و مقاله و نقد و داستان و یادداشتهای روزانه و مسائل تئوریک رمان، ادامه طرح افکار روانکاوی وی هستند، چون او به روانشناسی عقیده ای جدی دارد.
یونسکو در بعضی از نوشته هایش به نفی هرگونه هدف و نظر سیاسی اجتماعی در ادبیات و هنر پرداخت. او در تمام آثارش در جستجوی یافتن معنی و شرح چگونگی مرگ و زندگی است. درنظراو جهان پوچ و آبزورد نه تنها غیرانسانی و وحشت زا و مرگ آور، بلکه واقعی است.
یونسکو کوشید در آثارش به انتقاد از منطق دیالکتیکی و مارکسیسم و ماتریالیسم بپردازد. شناخت در نظر او یعنی خودشناسی بر اساس روانشناسی یانگ. وی می گفت علم، شناخت نیست و فلسفه و سخنوری فقط مجموعه و زنجیری از واژەها هستند، و علم منطق برای شناخت عمیق و واقعی ناتوان است و ریشه پوچی در زبان نیست بلکه در خودکارشدن روان ایستای انسان ماده گرای غربی است.
از جمله آثار اوژن یونسکو – کرکدنها – صندلیها – مرگ شاه – کلاس درس – قربانی وظیفه – چگونه از شر یک دیوانه راحت شویم؟ – یعقوب مطیع – اجاره نشین جدید – آینده در بیض هاست – دلایل و ضد آنها – تکرو – پیاده روی در هوا – گرسنه و تشنه – قتل عام – چمدان مکبث – و یاد داشتهای روزانه هستند.

تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد, ۱۳۹۵ ۲:۱۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است