سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۵:۰۶

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۶

تاکتیک تحریم ناظر بر کدام دستاوردها برای جامعه ایران است

حالا بايد ابتدا توضیح داد كه اولا دو سیاست وجود دارد يا نه؟ و اگر وجود دارد، كداميک بسود جامعه است؟ در ضمن بگویم که من به نقش جنبش اجتماعی هم توجه دارم ولی می خواهم بگویم تحریم کل حاکمیت و نفی شیوه های پارلمانی که با نواقص فراوان حکومتهای مستبد انجام می دهند، عموماً مربوط است و مشروط است به شرایط انقلابی و بویژه وجود آلترناتيوي که هم در خیابان و هم در ذهن توده به بارنشسته باشد.

Getting your Trinity Audio player ready...

آنچه از بیانات تا کنونی مخالفین می توان نتیجه گرفت این است که پایه های مشروعیت نظام تضعیف می شود! دوّم اینکه به جهانیان ثابت می شود که مردم این حکومت را نمی خواهند و او نماینده مردم ایران نیست. سوم اینکه مردم به ماهیت این نظام پی می برند و…

بفرض که چنین بشود، سوال این است که:

برای جامعه ایران چه نتیجه ای دارد؟ و باعث چه تغییراتی در حکومت و رابطه اش با مردم می شود؟

مخالفین تحریم چه می گویند؟

از گفتگوهای آنها چنین برمی آید که حکومت دچار بحران عمیق اقتصادی و سیاسی است و با مشکلاتی از قبیل بحران مقبولیت، بحران ناکارآمدی، بحران روابط بین المللی و بحران جانشینی روبروشده و بفکر چارهای برای آینده برای خود شده است.

دوم اینکه وجود گرایشات متکثر در درون حاکمیت را مزاحمی جدی برای پیشبرد برنامه های خود می داند، بنابراین اول از همه باید به یکدست سازی قدرت بپردازد.

سوم اینکه حل هیچ یک از بحرانهای پیش گفته را از نیروهای غیرخودی نمی تواند انتظار داشته باشد، چون آنها را به اندازه کافی انقلابی نمی داند.

چهارم اینکه تمام توان و امکانات قانونی و فراقانونی خودرا بکارگرفته است که به این اهداف دست پیداکند.

پنجم اینکه منظور حاکمیت از یکدست سازی قدرت، فقط عشق به قدرت نیست.

این همه تراکم قدرت را برای رسیدن به اهداف معینی می خواهد. کارقدرت هم چیزی جز این نیست.

حالا سوال این است که حکومت با این قدرت متمرکز می خواهد چه کند و کدام اهداف و برنامه ای را عملی سازد؟

تصور نمی کنم که بدنبال اهداف دموکراتیک و مثلا توسعه موزون و پایدار و دست کشیدن از سیاستهای ماجراجویانه و پرهزینەاش باشد.

شاید اندک اصلاحاتی در نحوه پیشبرد آنها ایجاد کند، رهایشان نخواهد کرد.

در مقابل این سیاست که تاکنون هم اجراشده و قراراست با شتاب بیشتر و گسترده ترانجام شود، نیروهای اصلاح طلب و میانەروتر حکومت چه می گویند؟

قطعا حرفهای آنها همان است که تا بحال شنیده ایم و هسته سخت حاکمیت آنها را مزاحم تلقی می کند و اتفاقاً می خواهد در وهله اول آنها را از سر راه خود بردارد. اگر این پیش فرض ها درست باشند، سوال اساسی این است که کدامیک از این سیاستها بسود جامعه و همخوانتر با ضرورتهای جامعه است؟

سوال بعدی این است که هر یک از این سیاستها بدست کدامیک از نیروهای سیاسی در صحنه امکان اجرا دارند؟

جمعبندی قطعی نظرم این است که در یک نگاه سیاسی بدون آنکه بی تفاوت نسبت به حوادث دردناک اجتماعی و ستمهای حقوقی و شرارتهای انجام شده تاکنون، باشیم، وظیفه تاریخی حکم می کند که جانب سیاستهای تعامل گرایانه گرفته شود و با تمام امکانات در برابر سیاستهای تقابلی ایستاد.

این درست است که نمایندگان سیاستهای تعاملی توانایی لازم برای اجرای برنامه های تا کنونی خود را نشان نداده اند، ولی حداقل دستاوردهای آنان این بوده که در اجرای برنامه های تندروها اختلال ایجاد کرده اند.

اگر دستاورد شرکت در انتخابات بسود نیروهای تعامل گرا، فقط همین ایجاد اختلال هم باشد، دلیل کمی نیست.

بر اساس این ارزیابی، من تحریم را هدیه مخالفین به تندروها و هسته سخت حاکمیت می دانم و می خواهم به یک تجربه انتخاباتی خودمان هم استناد کنم.

وقتی که رفسنجانی و احمدی نژاد به دور دوم رسیدند این سیاست تخریب رفسنجانی بود که احمدی نژاد را پیروز کرد.

حالا البته اگر کسانی اعتقاد داشته باشند که پیروزی هر یک از آنها برای جامعه تفاوتی نداشت، خوب آن هم بحث جدایی را طلب می کند، چون آن بحث در این قالب نمی گنجد و قالب آن همه سروته یک کرباس هستند، قرار می گیرد.

حالا باید ابتدا توضیح داد که اولا دو سیاست وجود دارد یا نه؟ و اگر وجود دارد، کدامیک بسود جامعه است؟ در ضمن بگویم که من به نقش جنبش اجتماعی هم توجه دارم ولی می خواهم بگویم تحریم کل حاکمیت و نفی شیوه های پارلمانی که با نواقص فراوان حکومتهای مستبد انجام می دهند، عموماً مربوط است و مشروط است به شرایط انقلابی و بویژه وجود آلترناتیوی که هم در خیابان و هم در ذهن توده به بارنشسته باشد.

از دوستانی که از نگاه سیاسی به مسائل نگاه می کنند و وقت خود را با بر خوردهای شخصی تلف نمی کنند، انتظار ارزیابی هایشان رادارم.

۲۵ خرداد ۱۴۰۰

کرج – ایران

تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد, ۱۴۰۰ ۱۲:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران