سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۱۴

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۴

تبعیض به نفع مردان، تا کجا؟

مسئله دیگر آن است که بر اثر ادامه و رشد این محدودیت و ممنوعیت ها در همه حوزه ها، زنان به گروهی «آسیب پذیر» تبدیل می شوند که در دور باطلی بر اثر این آسیب پذیرسازی ها این زنان ناچار می شوند برای پیشبرد زندگی شان به سمت راه حل های آسیب زای بیشتر روی آورند و این راه حل های آسیب زا مانند «همسرکشی»، «فرار از خانه» و... آنان را در چنبره گرفتاری ها و خشونت های بیشتر می کشاند.

وقتی از تبعیض مثبت به نفع زنان صحبت می شود، فوراَ واکنش نشان می دهند و از مزایای مثبت شایسته سالاری می گویند. ولی این آقایان گویی غافل از آنند که اساس فعلی جامعه بر تبعیض شکل گرفته است: تبعیض به نفع مردان، تبعیض به نفع گروه هایی خاص که «خودی» تلقی می شوند، و تبعیض به نفع… در حقیقت رکن اساسی جامعه ایران، تبعیض به نفع گروه های خاص جنسیتی، مذهبی، قومی و… است، لیکن تا سخن از تبعیض مثبت به نفع زنان به میان می آید به یکباره همه به یاد شایسته سالاری می افتند.

امروزه در اکثر کشورهای دنیا که تبعیض به نفع مردان از میان رفته است و برابری شکل گرفته، به خاطر پر کردن شکاف های تاریخی که سبب فرصت های نابرابر میان زنان و مردان شده است، گرایش به سمت تبعیض مثبت به نفع زنان در بازار کار، آموزش، مدیریت و… است، دلایل اش هم برمی گردند به رویکرد عقلانی و تجربه انسانها و نه لزوما حقوق زنان. زیرا دولت های کارآمد در جهان معتقدند که برای رشد و توسعه مملکت شان، زنان به عنوان نیمی از نیروی بالقوه کشور که استعدادهایشان می تواند برای رشد و شکوفایی کل جامعه به کار رود، باید به خدمت گرفته شوند و از استعداد و تخصص و توانمندی شان به نفع پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی بهره گرفت. این دولت های آینده نگر همچنین فکر می کنند به خاطر تجربه بشری که نشان داده «زنان فرودست و فاقد آموزش و مهارت و…» نمی توانند نسل های خلاق و کارآمدی را برای آینده تربیت کنند و این که آموزش یک زن، بهره اش به نفع کل خانواده است و همین طور به دلیل آن که مهارت های زنان در اکثر موارد بسیار مفید و کارآمد است، پس تبعیض مثبت به نفع آنان، به نفع توسعه پایدار است.

لیکن گرایش غالب در کشور ما با تاسف باید بگویم که برخلاف روند جهانی، همچنان به سمت «تبعیض» به نفع «مردان» در بازار کار و آموزش و خانواده و مدیریت و… پیش می تازد. در زمینه آموزش، ارجحیت را به مردان می دهند و سهمیه بندی جنسیتی برقرار کرده اند؛ در بازار کار، مردان اولویت استخدامی دارند و زنان به صورت برنامه ریزی شده و با وضع انواع و اقسام قانون و بخشنامه، از بازار کار حذف می شوند؛ در خانواده، مردان رئیس خانواده تلقی می شوند و زنان و کودکان مایملک مرد در نظر گرفته می شود؛ در مدیریت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، اولویت با مردان است و نه تنها زنان کنار گذاشته می شوند بلکه اصولا از ورود به برخی مدیریت ها به طور مطلق ممنوع می شوند مانند امکان رئیس جمهور شدن و…

در توجیه این همه تبعیض به نفع مردان، معمولا ادعا می کنند که «زنان خودشان تمایلی به انجام این کارها ندارند» و یا می گویند «زن که قدرت و توانمندی اش را ندارد» اما به راستی اگر زنان نمی خواهند یا نمی توانند، پس چرا این همه بخشنامه های رسمی و غیر رسمی برای حذف کردن شان ایجاد می شود؟ اگر به طور طبیعی و ذاتی و بیولوژیک زنان نمی خواهند یا نمی توانند، بنابراین چه لزومی به این همه ممنوعیت قانونی و خشونت و حذف برنامه ریزی شده وجود دارد؟ اگر طبیعت و بیولوژی زنان می تواند جلوی آنان را در ورود به «حوزه هایی که مردانه تلقی می شود» بگیرد پس چرا قانون باید به کمک مردان و به جانبداری آنان وارد شود و برای زنان در همه عرصه ها محدودیت و ممنوعیت ایجاد کند؟

اما مسئله دیگر آن است که بر اثر ادامه و رشد این محدودیت و ممنوعیت ها در همه حوزه ها، زنان به گروهی «آسیب پذیر» تبدیل می شوند که در دور باطلی بر اثر این آسیب پذیرسازی ها این زنان ناچار می شوند برای پیشبرد زندگی شان به سمت راه حل های آسیب زای بیشتر روی آورند و این راه حل های آسیب زا مانند «همسرکشی»، «فرار از

خانه» و… آنان را در چنبره گرفتاری ها و خشونت های بیشتر می کشاند.

زنان بسیاری هستند که رئیس خانواده شان یعنی همان مردی که قوانین فعلی، زنان را تحت فرمان اش قرار داده، به سمت اعتیاد، فحشاء، قاچاق، و… کشانده است؛ در همین کشور رئیس مذکر خانواده است که فرمان به ترک کار و حرفه، و ادامه تحصیل زن می دهد؛ به پشتوانه همین قوانین، رئیس خانواده به راحتی همسرش را بعد از سالهای طولانی زندگی مشترک، به راحتی طلاق می دهد و زنی میانسال، رانده و مانده از دسترسی به بازار کار و حداقل درآمد را به امان خدا رها می سازد…. همه این محدودیت ها و محرومیت ها را جلوی پای زنان قرار می دهند و دست آخر هم دم از شایسته سالاری می زنند و می گویند زنان یا شایستگی اش را ندارند، یا خود مایل نیستند که مسئولیت بپذیرند!

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۲ دی, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*