سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۲۳:۵۴

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۴

تکرار شجاعانه «تابو» شکنی

سقف تحمل و مدارا در جامعه باید آنچنان بلند و رفیع باشد که هر فرد جامعه امکان آن را داشته باشد تا بدون قرار گرفتن در فضای پیش‌داوری، تخریب و تهمت و فحاشی، خودش راه و ابزار حرکت در آن مسیر را با پیوستن به این و یا آن حزب و این مذهب و آن کیش، بدون وارد کردن زیان به جامعه، انتخاب نماید.

Getting your Trinity Audio player ready...

ملاقات و دیدار با زندانیان سیاسی و عقیدتی رها یافته و یا به مرخصی آمده، سنتی است زیبا که از دوران آغاز رهائی زندانیان سیاسی از زندانهای شاه در اواخر رژیم پهلوی بنیان گذاشته شد. در آن مقطع این ملاقات‌ها و دیدارها، معمولا بسته به وابستگی سازمانی فرد رها یافته به این و یا آن سازمان و یا تفکر سیاسی، توسط اعضا و یا هواداران آن جریان سیاسی و یا عقیدتی صورت می گرفت.

پس از پیروزی انقلاب و به دلیل پیوستن بخش بزرگی از نیروی جوان جامعه به سازمان‌های سیاسی فعال در آن دوران وضعیتی در کشور بوجود آمد که مصداق بارز این عبارت بود که: «حقیقت آیینه ای بود که به زمین افتاد و شکست و هر تکه اش به کسی رسید و هر کس پنداشت که تمام حقیقت نزد اوست». “باور بی‌خدشه” به درستی راه انتخاب شده از جانب اکثریت قریب به اتفاق نیروهای فعال جامعه، چه حکومتی و چه غیر حکومتی، بیش از آنکه نشانگر تنوع سیاسی و عقیدتی باشد، ازعدم وجود تمرین دمکراسی و تحمل نظر غیر در جامعه حکایت می کرد که ریشه یابی آن موضوع کنونی این نوشته نیست. این وجه فاجعه‌بار از فعالیت سیاسی در کشور، یعنی “انحصار حقیقت” و عدم تحمل نظر غیراز جانب حکومت و متعاقب آن ازجانب سازمانها و گروه‌های سیاسی  تا بدانجا پیشرفت که منجر به شدت گرفتن جو خشونت در جامعه و سرکوب و قلع و قمع سازمان‌های سیاسی و همراه با آنها اقلیت‌های ملی و مذهبی در سطح کشور و افزایش چشمگیر تعداد زندانیان سیاسی و عقیدتی، گشت. روشن است که مسئولیت بوجود آمدن چنین وضعیتی در کشور در درجه اول و بیش از همه بر دوش حکومت و مسئولین کشور قرار داشت و هنوز هم دارد؛ بدین معنا که حکومت از همان آغاز با تمام امکانات، در تمامی عرصه‌های حیات سیاسی – اجتماعی، در جهت تشدید انحصار و تنگ کردن هرچه بیشتر فضا برای نظر و اندیشه غیر حرکت کرد.

تحت تاثیر فضای بوجود آمده و سرکوب و خشونت وسیع، کار بدانجا کشید که واژه قابل احترام «زندانی سیاسی»، که امید می رفت پس از انقلاب به «زمان گذشته» تعلق داشته باشد، نه تنها در حد یک آرزو در اذهان مردم باقی ماند، بلکه “مترادف” هائی از قبیل: “ضد انقلاب”، “مرتد”، “معاند” “مفسد” و … در فرهنگ سیاسی جاری در کشور، پیدا کرد و توسط حکومت تلاش به جا انداختن آنها صورت گرفت؛ تحت این عناوین، بسیاری از فرزندان این آب و خاک  را بە زندان و اعدام محکوم کردند و ضربه‌ای عمیق و جبران ناپذیر بر پیکر اجتماع وارد گردید. دیگر حتی اگر بندرت کسی هم از میان زندانیان سیاسی – عقیدتی آزاد می شد، در معدود مواردی، ملاقات و دیدار صورت می گرفت. تنها پس از اعدام‌های وسیع زندانیان سیاسی در تابستان و پائیز ۶۷ بود که رفتن به دیدار بازماندگان و ابراز همدردی و پشتیبانی از خانواده های زندانیان اعدام شده بود که رفته رفته وسعت گرفت و در ادامه به تکرار سنت دیدار با زندانی رها شده، فرا روئید.

اما تا همین چندی پیش نیز، این دیدارها و ملاقات‌ها بیشتر محدود می شدند به همفکران و هم کیشان و هم عقیده ها، تا اینکه بالاخره تکرار شکستن «تابوی» بزرگ و زمختی که نخستین‌بار توسط آیت‌الله منتظری شکسته شد، بوقوع پیوست. آن‌زمان، یعنی در خرداد سال ۱۳۸۷ آیت الله منتظری در پاسخ  به سئوالی تصریح کرده بود:«فرقه بهائیت چون دارای کتاب آسمانی همچون یهود، مسیحیان و زرتشتیان نیستند در قانون اساسی جزو اقلیت های مذهبی شمرده نشده اند، ولی از آن جهت که اهل این کشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندی برخوردار می باشند، همچنین باید از رافت اسلامی که مورد تاکید قرآن و اولیاء دین است بهره مند باشند». در هفته گذشته خانم فائزه هاشمی و نیز تعدادی از هم‌بندان سابق خانم فریبا کمال‌آبادی از جمله نسرین ستوده وکیل برجسته حقوق بشری و از زندانیان سیاسی سابق به همراه دیگر همراهان از جمله مهسا امرآبادی، شمیس مهاجر ، سوسن تبیانیان و ..  پس از آزادی موقت ایشان، از او دیدار به عمل آوردند و آن را در فضای مجازی و حقیقی نیز، علنی کردند. این‌روزها اخبار متعددی در مورد رهائی از بند و یا اجازه مرخصی این و یا آن زندانی سیاسی پخش می شوند؛ اما اهمیت مورد خانم فریبا کمال‌آبادی در۲ نکته است: نخست اینکه، ایشان به خاطر اعتقاد به بهائیت و به جرم “ترویج بهائی گری” بود که ۸ سال زندان را متحمل شدند و دیدار با ایشان به معنای همبستگی با ایشان دراعتراض به ستمی بود که به ایشان و دیگر بهائیان بوقوع پیوسته بود و همچنان نیز ادامه دارد؛ نکته دوم که بسیار نیز با اهمیت است، حضور فائزه هاشمی است در این دیدار. این دیدار و نیز واکنش‌ها نسبت به آن از این جهت‌ دارای اهمیت‌اند که این حرکت از جانب فرزند یکی از مقامات بلند پایه نظام، علی اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفت.

این حرکت نیکو و شجاعانه، خیلی سریع مورد نکوهش و نقد شدید و در مواردی همراه با توهین و تهدید از جانب همان‌هائی قرار گرفت که همواره تلاش داشتند و دارند تا نه تنها “حقیقت” را بلکه «حق حیات» و «حق تنفس» را هم در انحصار خود داشته باشند. استفاده از واژه هائی مانند: “نجس”، “ناپاک”، “فرقه ضاله” و … در مواجهه با نظر و اندیشه غیر، همانقدر امکان کاربرد و تداوم حیات خواهند داشت، که واژه‌های جانشین «زندانی سیاسی» داشتند.

اهمیت این دیدار نه فقط در اعلام همبستگی با یک همبند سابق است که این خود بسیار ارزشمند است، بلکه تکرار حرکتی است شجاعانه و علنی در امر ترویج تحمل غیر و آنچه که زنده یاد محمد مختاری «تمرین مدارا» نام داد و جان بر سر آن نهاد. سقف تحمل و مدارا در جامعه باید آنچنان بلند و رفیع باشد که هر فرد جامعه امکان آن را داشته باشد تا بدون قرار گرفتن در فضای پیش‌داوری، تخریب و تهمت و فحاشی، خودش راه و ابزار حرکت در آن مسیر را با پیوستن به این و یا آن حزب و این مذهب و آن کیش، بدون وارد کردن زیان به جامعه، انتخاب نماید.

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود