سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۳۵

شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۵

تکرار شجاعانه «تابو» شکنی

سقف تحمل و مدارا در جامعه باید آنچنان بلند و رفیع باشد که هر فرد جامعه امکان آن را داشته باشد تا بدون قرار گرفتن در فضای پیش‌داوری، تخریب و تهمت و فحاشی، خودش راه و ابزار حرکت در آن مسیر را با پیوستن به این و یا آن حزب و این مذهب و آن کیش، بدون وارد کردن زیان به جامعه، انتخاب نماید.

ملاقات و دیدار با زندانیان سیاسی و عقیدتی رها یافته و یا به مرخصی آمده، سنتی است زیبا که از دوران آغاز رهائی زندانیان سیاسی از زندانهای شاه در اواخر رژیم پهلوی بنیان گذاشته شد. در آن مقطع این ملاقات‌ها و دیدارها، معمولا بسته به وابستگی سازمانی فرد رها یافته به این و یا آن سازمان و یا تفکر سیاسی، توسط اعضا و یا هواداران آن جریان سیاسی و یا عقیدتی صورت می گرفت.

پس از پیروزی انقلاب و به دلیل پیوستن بخش بزرگی از نیروی جوان جامعه به سازمان‌های سیاسی فعال در آن دوران وضعیتی در کشور بوجود آمد که مصداق بارز این عبارت بود که: «حقیقت آیینه ای بود که به زمین افتاد و شکست و هر تکه اش به کسی رسید و هر کس پنداشت که تمام حقیقت نزد اوست». “باور بی‌خدشه” به درستی راه انتخاب شده از جانب اکثریت قریب به اتفاق نیروهای فعال جامعه، چه حکومتی و چه غیر حکومتی، بیش از آنکه نشانگر تنوع سیاسی و عقیدتی باشد، ازعدم وجود تمرین دمکراسی و تحمل نظر غیر در جامعه حکایت می کرد که ریشه یابی آن موضوع کنونی این نوشته نیست. این وجه فاجعه‌بار از فعالیت سیاسی در کشور، یعنی “انحصار حقیقت” و عدم تحمل نظر غیراز جانب حکومت و متعاقب آن ازجانب سازمانها و گروه‌های سیاسی  تا بدانجا پیشرفت که منجر به شدت گرفتن جو خشونت در جامعه و سرکوب و قلع و قمع سازمان‌های سیاسی و همراه با آنها اقلیت‌های ملی و مذهبی در سطح کشور و افزایش چشمگیر تعداد زندانیان سیاسی و عقیدتی، گشت. روشن است که مسئولیت بوجود آمدن چنین وضعیتی در کشور در درجه اول و بیش از همه بر دوش حکومت و مسئولین کشور قرار داشت و هنوز هم دارد؛ بدین معنا که حکومت از همان آغاز با تمام امکانات، در تمامی عرصه‌های حیات سیاسی – اجتماعی، در جهت تشدید انحصار و تنگ کردن هرچه بیشتر فضا برای نظر و اندیشه غیر حرکت کرد.

تحت تاثیر فضای بوجود آمده و سرکوب و خشونت وسیع، کار بدانجا کشید که واژه قابل احترام «زندانی سیاسی»، که امید می رفت پس از انقلاب به «زمان گذشته» تعلق داشته باشد، نه تنها در حد یک آرزو در اذهان مردم باقی ماند، بلکه “مترادف” هائی از قبیل: “ضد انقلاب”، “مرتد”، “معاند” “مفسد” و … در فرهنگ سیاسی جاری در کشور، پیدا کرد و توسط حکومت تلاش به جا انداختن آنها صورت گرفت؛ تحت این عناوین، بسیاری از فرزندان این آب و خاک  را بە زندان و اعدام محکوم کردند و ضربه‌ای عمیق و جبران ناپذیر بر پیکر اجتماع وارد گردید. دیگر حتی اگر بندرت کسی هم از میان زندانیان سیاسی – عقیدتی آزاد می شد، در معدود مواردی، ملاقات و دیدار صورت می گرفت. تنها پس از اعدام‌های وسیع زندانیان سیاسی در تابستان و پائیز ۶۷ بود که رفتن به دیدار بازماندگان و ابراز همدردی و پشتیبانی از خانواده های زندانیان اعدام شده بود که رفته رفته وسعت گرفت و در ادامه به تکرار سنت دیدار با زندانی رها شده، فرا روئید.

اما تا همین چندی پیش نیز، این دیدارها و ملاقات‌ها بیشتر محدود می شدند به همفکران و هم کیشان و هم عقیده ها، تا اینکه بالاخره تکرار شکستن «تابوی» بزرگ و زمختی که نخستین‌بار توسط آیت‌الله منتظری شکسته شد، بوقوع پیوست. آن‌زمان، یعنی در خرداد سال ۱۳۸۷ آیت الله منتظری در پاسخ  به سئوالی تصریح کرده بود:«فرقه بهائیت چون دارای کتاب آسمانی همچون یهود، مسیحیان و زرتشتیان نیستند در قانون اساسی جزو اقلیت های مذهبی شمرده نشده اند، ولی از آن جهت که اهل این کشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندی برخوردار می باشند، همچنین باید از رافت اسلامی که مورد تاکید قرآن و اولیاء دین است بهره مند باشند». در هفته گذشته خانم فائزه هاشمی و نیز تعدادی از هم‌بندان سابق خانم فریبا کمال‌آبادی از جمله نسرین ستوده وکیل برجسته حقوق بشری و از زندانیان سیاسی سابق به همراه دیگر همراهان از جمله مهسا امرآبادی، شمیس مهاجر ، سوسن تبیانیان و ..  پس از آزادی موقت ایشان، از او دیدار به عمل آوردند و آن را در فضای مجازی و حقیقی نیز، علنی کردند. این‌روزها اخبار متعددی در مورد رهائی از بند و یا اجازه مرخصی این و یا آن زندانی سیاسی پخش می شوند؛ اما اهمیت مورد خانم فریبا کمال‌آبادی در۲ نکته است: نخست اینکه، ایشان به خاطر اعتقاد به بهائیت و به جرم “ترویج بهائی گری” بود که ۸ سال زندان را متحمل شدند و دیدار با ایشان به معنای همبستگی با ایشان دراعتراض به ستمی بود که به ایشان و دیگر بهائیان بوقوع پیوسته بود و همچنان نیز ادامه دارد؛ نکته دوم که بسیار نیز با اهمیت است، حضور فائزه هاشمی است در این دیدار. این دیدار و نیز واکنش‌ها نسبت به آن از این جهت‌ دارای اهمیت‌اند که این حرکت از جانب فرزند یکی از مقامات بلند پایه نظام، علی اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفت.

این حرکت نیکو و شجاعانه، خیلی سریع مورد نکوهش و نقد شدید و در مواردی همراه با توهین و تهدید از جانب همان‌هائی قرار گرفت که همواره تلاش داشتند و دارند تا نه تنها “حقیقت” را بلکه «حق حیات» و «حق تنفس» را هم در انحصار خود داشته باشند. استفاده از واژه هائی مانند: “نجس”، “ناپاک”، “فرقه ضاله” و … در مواجهه با نظر و اندیشه غیر، همانقدر امکان کاربرد و تداوم حیات خواهند داشت، که واژه‌های جانشین «زندانی سیاسی» داشتند.

اهمیت این دیدار نه فقط در اعلام همبستگی با یک همبند سابق است که این خود بسیار ارزشمند است، بلکه تکرار حرکتی است شجاعانه و علنی در امر ترویج تحمل غیر و آنچه که زنده یاد محمد مختاری «تمرین مدارا» نام داد و جان بر سر آن نهاد. سقف تحمل و مدارا در جامعه باید آنچنان بلند و رفیع باشد که هر فرد جامعه امکان آن را داشته باشد تا بدون قرار گرفتن در فضای پیش‌داوری، تخریب و تهمت و فحاشی، خودش راه و ابزار حرکت در آن مسیر را با پیوستن به این و یا آن حزب و این مذهب و آن کیش، بدون وارد کردن زیان به جامعه، انتخاب نماید.

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن

چه شنیدید؟ آزادی، آزادی و آزادی*