سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۶ تیر, ۱۴۰۵ ۰۲:۴۶

شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۶

جنبش سبز؛ پرسش نفوذ در میان فرودستان، اقوام و کارگران

میتوان ادعا کرد، افرادی که مشارکت کننده بالقوه در جنبش به حساب میآیند، یعنی مطالبات و اهداف جنبش با خواستها و آرمانهای آنها همسان و همسو است، نسبت به ویژگیها و میزان همپوشانی شبکه اجتماعیشان با شبکه اصلی جنبش و همچنین میزان تصورشان از سرکوب، به مشارکتکننده بالفعل تبدیل میشوند یا در یکی از مراحل متوقف میمانند.

Getting your Trinity Audio player ready...

یکی از نگرانیها پیرامون جنبش سبز، تمرکز جغرافیایی آن در مرکز و عدم گستردگی میان اقشار گوناگون اجتماعی است. این نگرانی، در پرسشهایی پیرامون دلایل عدم مشارکت اقوام، کارگران و ساکنین شهرهای کوچک و روستاها خود را مینمایاند. کسانی که تاکنون تلاش کردهاند پاسخهایی به این پرسشها ارائه دهند را از لحاظ استدلال میتوان به سه گروه دستهبندی کرد؛

یک، گروهی که بر مطالبات و خواستهای طبقات اجتماعی تاکید دارد و عدم نفوذ جنبش سبز در میان مثلا مزدبگیران و طبقه کارگر را به عدم طرح مطالبات آن گروههای اجتماعی در شعارهای جنبش سبز ربط میدهند.

دو، جمع دیگری که هزینه کنش سیاسی را مدنظر قرار میدهند. برای نمونه میزان خشونت و سرکوب در مناطق خارج از مرکز بویژه مناطق قومی مرزی را از دلایل عدم همراهی باشندگان آن مناطق با جنبش سبز میداند.

و سه، گروهی که به منابع اقتصادی و ممر درآمد طبقات اجتماعی اشاره دارد و برای مثال نمود نداشتن طبقات فرودست جامعه در جنبش سبز را به وابستگی مالی و نفع بردن آنان از دولت ربط میدهد. هرچند هر یک از این پاسخها از منظری به عوامل ناگستردگی جنبش سبز اشاره دارد، اما به باور من نه تنها هیچ یک به تنهایی، بلکه ترکیب و مجموع آنها نیز پاسخ کاملی به عدم گستردگی ظهور و حضور جنبش سبز نیست. در این نوشته برآنم با مرحله¬بندی فرایند مشارکت در یک کنشِ جمعیِ فراگیر یا یک جنبش اجتماعی، ضمن رد پاسخهای تکوجهی به پرسش پیشگفته، فرضیه دیگری برای پاسخ به آن طرح کنم و از رهگذر آن بر نقش شبکههای اجتماعی در نفوذ جنبش به لایههای مختلف اجتماعی -آن چه که عموما در این بحث مغفول مانده است- تأکید نمایم.

اگر به مشارکت در یک جنبش اجتماعی، بمنزله یک فرایند نظر بیاندازیم، چهار مرحله متوالی میتوانیم برای آن برشمریم؛ مرحله یا گام نخست زمانی است که یک فرد، پتانسیل حضور در یک جنبش یا بسیج را مییابد. در این مرحله فرد احساس سمپاتی با جنبش و شعارهای آن دارد و اشتراکاتی مابین مطالبات آن جنبش و خواست فردی و اجتماعی خود مییابد. در این صورت فرد را میتوان مشارکتکننده بالقوه جنبش نامید. بدیهی است مجموعه مشارکتکنندکان بالقوه هرچند زیرمجموعهای از مجموعه دامنه کل است ولی با مجموعه مشارکتکنندگان بالفعل برابر نیست.

در مرحله بعدی فرد مشارکت کنندۀ بالقوه، در معرض جنبش و انگیزش آن قرار میگیرد. احتمال در معرض برانگیختگیِ جنبش قرارگرفتن برای هرفرد، به ویژگیهای شبکه اجتماعی او بستگی دارد. هرچه شبکه اجتماعی فرد با شبکه جنبش همپوشانی بیشتری داشتهباشد، احتمال در معرض جنبش از طریق آگاهی از اخبار، تحولات و گفتار پیرامون آن قرار گرفتن افزایش خواهد یافت. از آن رو که این امکان صد در صد نیست، واضح است در گذر از مرحله اول به مرحله دوم مجموعه مشارکتکنندگان بالقوه ریزش خواهد داشت. به عبارت دیگر افرادی با احساس نزدیکی با جنبش وجود خواهند داشت که به دلیل داشتن شبکه اجتماعی متفاوت یا نامتصل به شبکه اجتماعی جنبش، در معرض بسیج قرار نمیگیرند و بدین ترتیب هیچگاه در جنبش مشارکت نخواهند داشت.

فردی که پتانسیل مشارکت را دارد یعنی به طور کلی با شعارها و خواستهای جنبش همدل است و بوسیله شبکه اجتماعی در ارتباط با جنبش قرار گرفتهاست در گام سوم باید انگیزه مشارکت در کنش جمعی را بیابد. میزان انگیزه برای مشارکت به عوامل گوناگونی در سطح کلان و خرد بستگی دارد و شبکه اجتماعی از منابع بی بدیل ایجاد و تقویت آن است. شبکه اجتماعی به شکلهای مختلف بر انگیزه مشارکت اثر میگذارد. به عنوان مثال هرچه شبکه دوستان منتقد یک فرد گستردهتر باشد میزان انگیزه دستیابی به نفع عمومی مرتبط با سیاست در او افزایش مییابد. شبکه متراکمِ همبسته از یک سو انگیزه اجتماعی و اخلاقی مشارکت را ایجاد و تقویت میکند و از سوی دیگر شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتِ مشارکت اجتماعی را دشوار و پرهزینه. در مرحله سوم یعنی در مرحله یافتن انگیزه مشارکت نیز شاهد ریزش مجموعهای خواهیم بود که به دلیل ویژگیهای شبکه اجتماعیاش انگیزه لازم برای مشارکت در آنان پدید نمیآید.

مجموعه¬ای که در معرض بسیج جنبش قرار میگیرد و انگیزه مشارکت مییابد در مرحله چهارم یا پایانی باید از موانع مشارکت بگذرد. هرچه انگیزه فرد برای مشارکت بیشتر باشد، بیشتر محتمل است از سدهای پیشِ روی مشارکت گذر کند و همچنین هر چه موانع بیشتر و سخت¬تر باشد انگیزه بیشتری برای این گذار نیاز است.

درخطوط پیشین تلاش کردم الگویی برای فرایند مشارکت در یک کنش جمعی فراگیر را توضیح دهم. نظر به مراحل چهارگانه این الگو و شرایط و احتمالات گذر از آن مراحل برای هر فرد، میتوان ادعا کرد، افرادی که مشارکت کننده بالقوه در جنبش به حساب میآیند، یعنی مطالبات و اهداف جنبش با خواستها و آرمانهای آنها همسان و همسو است، نسبت به ویژگیها و میزان همپوشانی شبکه اجتماعیشان با شبکه اصلی جنبش و همچنین میزان تصورشان از سرکوب، به مشارکتکننده بالفعل تبدیل میشوند یا در یکی از مراحل متوقف میمانند.

با این تفاسیر به پرسش آغازین نوشته در مورد نفوذ وگستردگی جنبش سبز بازمیگردیم و سه دسته پاسخ را از این دریچه ارزیابی میکنیم.

گروه اول که دلیل عدم همراهی گروه یا طبقهای اجتماعی را با جنبش سبز، فراگیر نبودن شعارها و محدود بودن مطالبات جنبش سبز به مطالبات قشری خاص (عموما طبقه متوسط مدرن شهری) میدانند، در تحلیل خود مراحل دو، سه و چهار فرایند را نادیده یا دستکم میگیرند. این گونه استدلالها به طور ضمنی بر این پیشفرض بنا شدهاند که هرچه مطالباتی که جنبش سبز وعده تحققشان را میدهد با خواستهای افراد بیشتری همسان باشد مشارکت در جنبش سبز به همان نسبت بیشتر خواهدشد. اما مراحل پیشگفتۀ فرایند نشان میدهد که گستردگی مطالبات، تنها بر افزایش افراد مشارکتکننده بالقوه اثر مستقیم دارد (مرحله اول) ولی تبدیل این افراد به مشارکت کننده بالفعل (یعنی گذر از مراحل دو و سه و چهار) به عوامل دیگری وابسته است. درتضاد با ادعای این دسته و با توجه به الگوی چهار مرحلهای میتوان این فرضیه را پیش کشید که کارگران و طبقات ضعیفتر در عینِ حال که برآورده شدنِ خواستهای خود را در موفقیت جنبش سبز می-دانند (یعنی از مرحله یک گذر کردهاند و مشارکت کننده بالقوه هستند)، اما تفاوت جنس شبکه اجتماعیشان آنان را از معرض بسیج جنبش و انگیزه¬یابی مداوم و موثر دور نگاه میدارد، از اینرو در مراحل دوم و سوم از همراهی با جنبش بازمی-مانند. وقتی به این نکته توجه داشته¬باشیم که شبکه اجتماعی کارگران بیشتر شامل افراد همکار و شبکه¬های دوستان همطراز است و مسلما عموم کارگران از شبکه اجتماعی بزرگ مجازی پشتیبان جنبش سبز دور هستند، این فرضیه باورپذیرتر هم می-شود.

اگر به شعارهای انتخاباتی موسوی و طرح مطالبات او در این چند ماه نیز نگاه بیاندازیم میتوانیم ببینیم که طرح مطالبات کارگران و طبقات فرودست و بطور عمده مطالبات اقتصادی در آنها کم نبوده است. و اگر به مطالبات زنان توجه کنیم میبینیم که مطالبات آنها به طور خاص و بیش از دیگر اقشار اجتماعی مطرح نشده است. مشارکت کمرنگ کارگران و مشارکت پررنگ زنان در جنبش سبز این نظر را تقویت میکند که دلیل مشارکت و عدم مشارکت را نمیتوان به طرح یا عدم طرح مطالبات فروکاست. مطالبات اقلیتهای قومی نیز بطور ویژهای از سوی دو رهبر جنبش سبز تاکنون بیان شده است. آیا این طرح مطالبات حداکثری برای مشارکت حداقلی آنها کافی نبوده است؟

گروه دوم نیز که بر میزان سرکوب و هزینه مشارکت تاکید دارد، تنها مرحلۀ چهارم فرایند را درنظر میگیرد و از نقش دیگر مراحل بویژه مرحله سوم غافل است. بدیهی است که میزان سرکوب بر میزان مشارکت اثر میگذارد و تظاهرات¬ خودانگیخته زمانهایی به وقوع میپیوندند که تصور از میزان سرکوب و هزینه مترتب بر آن کم باشد. ولی نباید فراموش کرد، انگیزه بالا میتواند بر موانع مشارکت که همان هزینه آن است غلبه کند. به عبارت دیگر معادله شرکت یا عدم شرکت دو متغیر دارد؛ یکی میزان سرکوب و دیگری میزان انگیزه. در حل این معادله باید هر دو متغیر را در نظر داشت. برای نمونه آن دسته که عدم مشارکت اقوام ترک و کرد و عرب زبان را به میزان سرکوب حاکمیت در این مناطق حوالت میدهد، چه بسا انگیزه کمتر این مناطق را نادیده گرفتهباشد. انگیزه مشارکت برای این نوع تظاهرات از طریق شبکه اجتماعی تامین میشود. میتوان این فرضیه را پیش کشید که باشندگان آذربایجان و کردستان و دیگر شهرهای غیر مرکزی ایران شبکه¬های اجتماعی مستقل و مجزا از شبکه اجتماعی تهران دارند، بنابراین یا انگیزه لازم برای مشارکت را نیافتهاند یا به مرور زمان این انگیزه کاهش یافته¬ و با کاهش این انگیزه، قادر به از سر راه برداشتن موانع مشارکت نیستند. زمانی که شبکه اجتماعی مجازی یا واقعی جنبش سبز بواسطه اخبار فوت آیت¬الله منتظری با شبکه قم و اصفهان در زمان سوگواری آیت الله منتظری تا حدی گره خورد، شاهد مشارکت گسترده ساکنان آن دو شهر بودیم.

اما گروه آخر که این تصور را دارد هرکس از جنبش سبز نیست، بر آن است و اگر مشارکت گروهی در جنبش سبز نمود ندارد، آن گروه بر خلاف این جنبش سیر میکند، به باور من کل مراحل فرایند را در تحلیلهایشان نادیده میگیرد. آنان عدم ظهور فرودستان جامعه را به رضایت آنان از وضعیت موجود مرتبط میداند، درحالیکه میتوان مدعی شد مجموعه گستردهای وجود دارد که پتانسیل مشارکت در جنبش سبز را داراست -یعنی از وضعیت موجود راضی نیست- ولی به دلایل پیشگفته در مراحل مختلف از همراهی مجموعه مشارکتکنندگان بازماندهاست. برای مثال با وجود عدم ظهور تظاهرات جنبش سبز در شهرهای کوچک، تصاویر و اخبار حکایت از استقبال سرد و محدود از احمدینژاد در این مناطق حکایت دارد.

این موضوع میتواند این فرضیه را تقویت کند که عده بسیاری در آن مناطق با جنبش سبز همدلی دارند هرچند امکان مشارکت در آن را نمییابند.

در مجموع، الگوی چهار مرحلهای نشان داد عدم مشارکت گسترده لایههای مختلف اجتماعی در جنبش سبز به مجموع عواملی وابسته است که در امتداد هم -و نه موازی با هم- نقش ایفا میکنند. بنابراین نمیتوان هیچ یک یا بخشی از آن عوامل را نادیده گرفت یا اهمیت کمی برایشان قائل شد. درنتیجه اگر خواهان مشارکت بیشتر و گستردهتر یک گروه اجتماعی هستیم هم باید به طرح شعارها و مطالبات آن گروه بیندیشیم، هم باید به عواملی چون نفوذ و درآمیختن شبکه فعال جنبش سبز با شبکههای آن همت گماریم و هم باید برای کمتر شدن هزینه کنش جمعی آن گروه راهی بیابیم. ضمن آنکه مراحل چهارگانه نقش بسزای شبکه اجتماعی را در دو مرحله از فرایند مشارکت نمایاند، شبکه اجتماعی در غیاب فعالیت احزاب و نیروهای سازماندهنده نقش عمدهای در ایجاد و تقویت انگیزه رسیدن به نفع عمومی، انگیزه اخلاقی و اجتماعی مشارکت برعهده دارد. در نبود ارتباط رسانهای، شبکه اجتماعی به هم پیوسته و گسترده به اثرگذاری جنبش برد میبخشد و مجموعه گسترده اجتماعی و جغرافیایی را در معرض جنبش قرارمی دهد.

این مقاله برای اولین بار در سایت www.tehranreview.org و نظر به اهمیت موضوع بحث در اینجا مجددا منتشر میشود

تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند, ۱۳۸۸ ۰:۵۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تبار شمع…

حمید اشرف و فدائیان در آئینه‌ی«نوارهای گفتگوی دو سازمان»

بمناسبت پنجاهمین سالگرد جان باختن رفیق حمید اشرف و یاران

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵؛ بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

چراغم روشن است

پنجاهمین سالگرد جان‌باختن حمید اشرف و یاران | طهماسب وزیری، محمود سیدی در گفت‌وگوبا مهرزاد وطن‌آبادی