سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۷

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۷

جنگ و گلهای یاس مادر (۱۲)

من بەخاطر دارم کە دو کوچە پایین تر، بە طرف سمت راست خانەای بود قدیمی کە در آن خانوادەای زندگی می کردند با دو پسر و سە دختر. دخترها بزرگتر بودند و سالها بود کە ازدواج کردەبودند. من آنها را می دیدم کە گاهگاهی برای دیدار پیش پدر و مادرشان می آمدند. با بقچەهای بزرگی کە بعضی وقتها بە همراە داشتند، و نیز با بچەهای قد و نیم قدی کە همیشە سر چیزی با هم دعوا می کردند. و مادرانی کە حین سخن گفتن، بر سرشان داد می زند. این خانمها، موقع عبور از کوچە چنان با صدای بلندی با هم صحبت می کردند کە توجە هر عابر و هر انسانی را بەخود جلب می کردند.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

و من بەخاطر دارم کە دو کوچە پایین تر، بە طرف سمت راست خانەای بود قدیمی کە در آن خانوادەای زندگی می کردند با دو پسر و سە دختر. دخترها بزرگتر بودند و سالها بود کە ازدواج کردەبودند. من آنها را می دیدم کە گاهگاهی برای دیدار پیش پدر و مادرشان می آمدند. با بقچەهای بزرگی کە بعضی وقتها بە همراە داشتند، و نیز با بچەهای قد و نیم قدی کە همیشە سر چیزی با هم دعوا می کردند. و مادرانی کە حین سخن گفتن، بر سرشان داد می زند. این خانمها، موقع عبور از کوچە چنان با صدای بلندی با هم صحبت می کردند کە توجە هر عابر و هر انسانی را بەخود جلب می کردند. 

اما دو پسر خانوادە کە تقریبا هم سن من بودند، با فاصلە سنی معینی از خواهرانشان، بە کل با بچەهای دیگر محلە فرق داشتند. یادم می آید آنان همیشە با هم بودند. شلوار کردی با کت همیشە بزرگی می پوشیدند کە کاملا معلوم بود از فرد بزرگتری بە آنها رسیدەبود. و بعدها فهمیدم کە در بقچەهایی کە خواهرانشان با خود داشتند، لباسهائی بودند کە برای خانوادە پدری می آوردند.

دو برادر همیشە دستهایشان در آستین دراز کتهایشان پنهان بودند، اما این مانع از آن نمی شد کە هنگام دعوا این دستها سریع بیرون نیایند و طعمە خود را بیرحمانە بە باد کتک نگیرند. در واقع تمام بچەهای محلە از این دو برادر می ترسیدند. کسی جرات نداشت بە آنها چیزی بگوید. آنها چنان در دعواکردن خبرە بودند کە تقریبا نامشان در تمامی محلە و البتە شهر پیچیدەبود. دو برادر مثل عقابها تنها پرواز می کردند، با هم و در کنار هم،… بدون هیچ عقاب دیگری. و آنچە بیرون بود تنها طعمە بود و بس!

موقعی کە پیدایشان می شد، بچەهای محلە تلاش می کردند کاری نکنند کە با آنها درگیر شوند. با نگاە پر از احترام و ترس و احتیاطی کە در رفتارشان کاملا پیدا بود با آنها رفتار می کردند. دو برادر هم آگاە از موقعیت ویژەای کە داشتند همیشە نوعی بی تکلفی و همزمان دریدگی در رفتارشان بود. اگر کسی چیزی می خورد، راحت این حق را بە خودشان می دادند کە آن را از او بگیرند، و اگر هم در تیلەبازی سکە پولی روی زمین بود، بر می داشتند و بە آرامی دور می شدند! مگر کسی جرات داشت چیزی بگوید!

یادم می آید کە من از آنها نمی ترسیدم، اما سعی می کردم مثل همە بچەهای محلە از آنها دوری کنم. از اینکە دو کوچە پایین تر دو پسر زندگی می کردند کە می توانستند این چنین در بچەهای محلە اضطراب درست کنند، بدم می آمد. و همیشە روزی را تصور می کردم کە بر خلاف خواست خودم با آنان درگیر می شدم. و درگیری با دو برادری کە خبرە دعوا بودند نە تنها خوشایند نبود، بلکە احساس می کردم با کتک خوردنم از دست آنها غروری را کە در خود داشتم، فرو می ریزد و این بە هیچ وجە احساس خوبی نبود. برای همین سعی می کردم کاملا نسبت بە آنها بی تفاوت باشم. از آن بی تفاوتی هائی کە آدم را چنان دور از چشمها می کند کە انگار در زندگی وجود ندارد. اما بر خلاف تصور کە داشتم، بی تفاوتی من بیشتر مرا بە چشم آن ها می زد. بە نظر می رسید ازاینکە آنها ترسی، توجهی و یا اضطرابی را در رفتار من نسبت بە خودشان مشاهدە نمی کردند کاملا در تعجب اند. ولی خوبی این تعجب هم همین بود کە به عنوان همان تعجب باقی ماند و هیچ وقت چیز و یا ماجرای خاصی از جنس دعوا میان ما سر بر نیاورد. و با گذشت زمان متوجە موضوع دیگری هم شدم و آن این بود کە حتی از من حذر هم می کردند! گاهی وقتها بە خودم می گفتم کە حتما چیزی در من هست کە آنها را می ترساند. یا اینکە بالاخرە کسی باید در میان آدمها پیدا شود کە سرانجام زیاد مورد توجە نباشد. تا اینکە بعدها متوجە شدم کە پدر من در مدرسە چند بار این دو برادر را هنگام کتک خوردن از زیر دست معلم درآوردەبود و همین باعث شدەبود کە آنها نسبت بە من احساس دیگری داشتەباشند. کار بە جائی رسید کە موقعیکە بچەهای محل را اذیت می کردند، من به راحتی می توانستم دخالت کنم و از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کنم. مداخلەهائی از این دست، بعدها این احساس را در من بوجود آورد کە میانجی گری بهترین توانائی من در زندگی ام است. من درست از آن استحکام و روحیە بالائی در حین میانجی گری برخوردار بودم کە دو برادر در حین دعوا از آن بهرەمند بودند. برای همین همیشە وجود من می توانست بە جنگ و دعواها خاتمە دهد. استعداد و احساسی خوب کە بە درازای زندگی همراهم بود.

و هنگامیکە جنگ شروع شد، همین احساس را هم در مورد آن داشتم. اما آنانی کە عامل جنگ بودند در دسترس من نبودند، و آن نظامیانی هم کە در شهر می آمدند و می رفتند در واقع هیچ ارتباط مستقیمی با آنچە داشت اتفاق می افتاد، نداشتند. و خبرهائی کە از رادیوی پدر هم پخش می شدند بیش از پیش این احساس را در من تقویت می کردند کە جنگ را نمی توان با هول دادن آدمها و دور کردنشان از همدیگر پایان داد. و این جنگها را کسانی ادارە می کردند کە اساسا هیچ وقت با هم روبرو نمی شدند. و همین آنچنان احساس بدی در من ایجاد می کرد کە من کاملا بە این نتیجە رسیدم کە آن دو برادر از جملە بهترین آدمهای موجود در جهان اند.

و من گاها از میان برف سنگین آن سال از جلو خانە برادرها می گذرم، و بە این فکر می کنم کە براستی چندین سال پیش چی شد کە هر دو تایشان رفتند و دیگر برنگشتند. چرا پدر و مادر پیرشان را جا گذاشتند و در سن نوجوانی گم شدند؟ پدرم معتقد است آدمهائی کە زیاد دعوا می کنند، خیلی زود بزرگ می شوند و برای همین قبل از اینکە بە سن مردی برسند آنچنان دنیا را کوچک و تنگ می بینند کە از غرق شدن در آن هراسی ندارند. و مادر اما معتقد است همە چیز دست خداست. من هم فکر می کنم کە شاید دنبال شلواری رفتند کە کتهای تنشان همیشە کم داشتند! و خندەام می گیرد. و باز یاد آن روز تابستانی می افتم کە برادر بزرگە سیبی را گاز می زد کە از مغازەای کش رفتەبود، و برادر کوچکە از خاری شکایت می کرد کە از میان پارگی کفشش بە پایش فرورفتە بود. و آن روز هوا و حیاط مدرسە چنان گرم بود کە زنبورها هم صدایشان در نمی آمد.

و زمستان کە می شود با اینکە خانەها همانی اند کە بودند، اما… باز همان نیستند، بویژە هنگامیکە دیوارهایشان تا اعماق خیس شوند. راستی آن پدر و مادر پیر بعد از شروع جنگ کجا رفتند؟… و چرا رفتند؟ بە خودم می گویم دخترانشان باید کاری برایشان کردە باشند.

ادامە دارد… 

 

تاریخ انتشار : ۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۵:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود

“پیمان مکه ونظامات خاورمیانه ای”

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵