سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ تیر, ۱۴۰۵ ۲۳:۵۱

پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱

جنگ و گلهای یاس مادر (۱۶)

و روز عروسی، محلە پر از آوای موسیقی و رقص رنگها می شد. بوی بد و خوب عطرهای ارزان قیمت و گران قیمت بە همراە بوی میخک و گلاب در کوچە می پیچید. و بوی پلو هوا را می انباشت. مطربانی کە ساعتها می نواختند و عرق از سر و رویشان می بارید، در زیر آفتاب گرم تابستان تا ساعتها بە خواندن شادترین آهنگها ادامە می دادند.

Getting your Trinity Audio player ready...

قدیمها بهترین رویدادی کە می توانست در شهر و محلە ما اتفاق بیفتد، عروسی بود. از چند روز قبل حال و هوای آن در همە جا می پیچید. ابتدا مردم بودند کە در بارە آن با هم صحبت می کردند:
ـ خبر داری… عروسی دارند؟
ـ مبارکشون باشە، پسرشون زن میارە یا دخترشون خونە بخت می رە؟
و این سئوال مردان بود نە زنان. زنان معمولا در این گونە موارد از همە جزئیات خبر داشتند. حتی می دانستند کە چە کسی از اهالی محلە دعوت شدەاند یا نە.
ـ پسرشون پارسال زن گرفت! مگە یادت رفتە؟
ـ ای بابا، من کە اگە این جور چیزا رو بەیاد داشتەباشم کە کار و کاسبی برام نمی مونە!
و مردها این گونە خبرها را خیلی سریع فراموش می کنند. و کسی نمی داند چرا. شاید بە این علت خیلی گرفتار امور عالیەاند،… از جملە جنگ و تحلیل آن! فیلسوف ما می گوید در جریان تاریخ، کلان اندیشیدن بیشتر مختص مردان بودەاست. و راست می گوید. و من نمی دانم چگونە می توان بدون اینکە از حوادث محلە خبر داشت بە این اندیشید کە جهان از کجا آمدەاست، و قرار است بە کجا برود. من فکر می کنم همە چیز ربط مستقیم بە آنچە دارد کە در دوروبر آدمها می گذرد.

و روز عروسی، محلە پر از آوای موسیقی و رقص رنگها می شد. بوی بد و خوب عطرهای ارزان قیمت و گران قیمت بە همراە بوی میخک و گلاب در کوچە می پیچید. و بوی پلو هوا را می انباشت. مطربانی کە ساعتها می نواختند و عرق از سر و رویشان می بارید، در زیر آفتاب گرم تابستان تا ساعتها بە خواندن شادترین آهنگها ادامە می دادند. بامهای اطراف پر زنانی می شد کە با بچەهایشان بە تماشا می نشستند، و برای آمدن عروس و یا بدرقە آن لحظە شماری می کردند. روزهای عروسی همە چیز بە اوج می رسید. زندگی با تمام درخشش خود بە دیدار می آمد. و من در اینگونە روزها چە سراپا شوق می شدم. و چە خانوادە ما دعوت می شد و یا نمی شد، من همیشە آنجا بودم. در گوشەای یا بە تماشا می نشستم و یا خود را بە میان صف رقاصان می انداختم و تا ساعتها می رقصیدم. صدای قرص و محکم مطرب همراە سرنای کردی و طبلی کە محکم تر از آوای او بود چنان مرا مسحور خود می کرد کە انگار از دنیای دیگری آمدە بودند. و آیا واقعا می شد آدم این قدر احساس شادی کند و جهان کاملا در نت های موسیقی بە ابراز وجود خود بپردازد.
بە کوچە سرد و برفی و پر از سکوتی می نگرم کە از آن روزها چیزی را بە خاطر ندارد. و انگار صدها سال از تابستان گذشتەاست. و شاید گذشتە باشد، کسی چە می داند. مگر زمان احساسی نیست کە گاە فشردە و گاە رقیق است، مگر زمان فاصلەای نیست کە با سال نوری قرابت عجیبی دارد؟
و بچەهائی کە سکەهای پول و نقل و نبات ریختە بر سر عروس را شتابان جمع می کنند، و مانند دیوانەها در زیر دست و پای همدیگر لە می شوند. و بزرگسالانی کە می خندند. و آنانی کە بە سکە رسیدەاند، نمی مانند و شتابان از جمعیت دور می شوند. مثل اینکە بە موفقیت خود باور ندارند و انگار کسی می خواهد دوبارە پولش را پس بگیرد. و عرق و گردوخاکی کە پیروز میدان را در خود گرفتەاست. درست مانند میدان نبرد. و من از تشابە چیزهای بظاهر دور از همدیگر تعجب می کنم. پس جنگ همیشە بنوعی بودەاست،… بنوعی علائم خود را فرستادەاست و تنها اینکە ما آدمها متوجە نبودەایم. و گلدانهائی کە در هنگام عروسی یکدفعە تعدادشان در حیاط زیاد می شود. و من گلهای یاسی تا بە یاد می آوردم کە دیدەبودم. و بی خیال و بدون توجە خاصی از کنارشان گذشتەبودم. و شاید جنگ، انتقام گلهای یاس از من باشد! و هر کە از کنار زیباترینها بی توجە گذشتە باشد، سزاوار عجب سزای جانانەای است!
و من نمی دانم کی قرار است دوبارە در شهر و محلە ما دختر و پسر جوانی دیوانەوار عاشق همدیگر بشوند، و همە شهر و محلە را در شادی عشق خود شریک کنند. و شاید دیگر هیچوقت اتفاق نیفتد. قرار نیست شهری کە سالها شهر بودەاست، دوبارە همانی بشود کە بود. و احساس من این است کە جنگ از همە چیز بزرگتر است. آنقدر بزرگتر کە گوئی گذشتە خوابی بودەاست و بس. گوئی ما همین بودیم کە حال هستیم. امتدادی تا بی نهایت با وقفەای کوتاە بە نام صلح. صلحی موقتی.
و شاید از بخت بد من آن شب دوبارە برف سنگینی می بارد. دانەهای سفید و درشتی کە گوئی آمدەاند تا بە دفن گذشتە بیشتر کمک کنند. گوئی خود زندگی در این مورد بە اندازە لازم کفایت نمی کند. و درست است. زندگی همیشە در ابراز احساسش کم می آورد، برای همین طبیعت را بە کمک فرا می خواند.
و من فکر می کنم مطرب شادترین آدم روی کرە زمین است، لااقل شادترین آدم شهر و محلە ما. و حالا آنها هم رفتەاند. راستی سرنوشت و کار آنها در جنگ چە می شود؟… بە کجا می کشد؟ آیا هنوز هستند آدمهائی کە بکوبند و برقصند؟ نە، فکر نمی کنم. توپها دیگر جای طبلها را گرفتەاند و صفیر خمپارەها جای سرناها را پر کردەاند. دیگر نیازی بە آنان نیست. نە اینکە صدای اینها از آنها قویتر و رساتر است؟

و همە جهان می رقصد. مادر گاهی وقتها گوشهایش را تیز می کند و می گوید شنیدید،… ها شنیدید؟ و راست می گوید، از دور انگار چیزی غرولند می کند. با لبانی پف کردە و آماسیدە از سرنوشتی می گوید کە آن را دوست ندارد. پس توپها هنوز خاموش نشدەاند. پدر معتقد است کە جنگ بە یک استراحت اجباری محکوم شدەاست. استراحتی کە دست کسی نیست. و مادر لبخند بی رمقی لبانش را کش می دهد. و من فکر می کنم کە استراحت چیز خوبی است. اگرچە از پیکر پر توان بعد از بیدارشدنش بشدت هراس دارم.
و شب، دفترهای مدرسە را از پستو بیرون می کشم. مدادی هم می آورم. اگرچە نقاش خوبی نیستم، اما بعد از ورق زدن و غرق شدن در جملات و سطرهائی کە یادآورد انشاهائی هستند کە سال گذشتە نوشتەبودم، شروع بە کشیدن نقاشی در صفحات سفید آن می کنم. و آن شب سعی می کنم تصویر آخرین عروسی محلەمان را بکشم. ابتدا دستم بە جائی بند نمی شود. آدمها و جزئیات آنقدر زیاداند کە نمی دانم از کجا شروع کنم. اما نهایتا می دانم چکار کنم. در خلاء، طبل و سرنائی را تصویر می کنم کە دو مطرب ناپیدا آنها را می نوازند، طبل و سرنائی با خطوطی سایەوار در اطراف کە در ذهن من سمبل و یادآور آدمهای قدیم اند.
بە خودم می گویم، آنها هنوز زندەاند!  
***
ادامە دارد

تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۰:۴۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پنجاه سال پس از حماسه هشتم تیر؛ ادای احترام به حمید اشرف و جان‌باختگان فدایی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): امروز که جامعهٔ ایران همچنان با چالش‌های بزرگ در عرصهٔ آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و توسعهٔ دموکراتیک روبه‌رو است، پاسداشت یاد جان‌باختگان فداییان خلق یادآور مسئولیت ما در ادامهٔ راه مبارزه برای تحقق آرمان‌هایی است که آنان برای آن زیستند و جان باختند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

تریتا پارسی: هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً در مورد تضمین عبور ایمن کشتی‌های تجاری بود، کشتی‌ها می‌توانستند به سادگی از طریق خط کشتیرانی ایران عبور کنند. مشخصا تهران مانع استفاده هیچ یک از کشتی‌ها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، به نظر می‌رسد برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز طراحی شده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فدراسیون بین‌المللی فوتبال، و شکست اعتبار عدالت!

چگونه می‌توان درگیری آمریکا و ایران در تنگه هرمز را حل کرد، قبل از اینکه کل تفاهم‌نامه را از بین ببرد؟

راهبرد برون‌ رفت از بحران اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها و جنگ

به مناسبت سالگرد تجاوز اسرائیل به ایران

آخرین دادگاه قدرت…

جنوب ایران زیر فشار؛ اکنون زمان مهار بحران است، نه تشدید آن